ساختار اداري دستگاههاي دولتي چگونه کار مي کند

Posted on 28 اوت 2010

0


مطلب زير را بعنوان کارشناس يکي از دستگاههاي دولتي که بيش از ده سال در اين سيستم کار کرده ام، مي نويسم و از خوانندگان بالاترين که در دستگاهها و نهادهاي دولتي مشغولند خواهش مي کنم مقايسه اي با اداره خود کرده و نظرات خود را بنويسند تا بقيه کاربران نيز با امور جاري دولت غير مشروع و غير مردمي آشنا شوند، البته موارد ذيل تا بخش زيادي به فرهنگ رفتاري ما ايرانيها برميگردد اما اتفاقات يکسال اخير بسيار محسوس و بيسابقه بوده است :
1.در سالهاي اخير ديدگاهها و نظرات کارشناسي در زمينه مسائل کاري پشيزي ارزش ندارد، آنچه مهم است نظر و تصميم مقام بالادست است و کارشناس فقط بايد نظر مدير را اجرايي کند، تصميماتي که پشت درهاي بسته و در بين افراد محدودي گرفته مي شود.

2.مديران بصورت تيمي وارد وزارتخانه ها و دستگاههاي دولتي شده و سعي ميکنند به انحاء مختلف مديران قبلي را سرنگون کنند. جالب اينکه ادعاي اين دولت همگرائي است. در حاليکه هر کدام از حلقه نزديکان احمدي نژاد  از جمله مشائي، رحيمي، سيدمهدي هاشمي، ثمره هاشمي و . . . سعي در چيدن افراد خود دارند. گاهي اوقات در يک وزارت خانه ردپاي آدمهاي وابسته به اين نفرات را ميتوان ديد که هريک براي ديگري پرونده سازي مي کند تا در وقت مناسب زيرآب زني را عملي کند.

3.اسفناکترين بخش داستان مسئله فساد اداري است. اگرچه اين فساد هميشه در دستگاههاي دولتي بوده و فقط به اين دولت و اين رژيم محدود نمی شود ، اما در سالهاي اخير ابعاد گسترده اي گرفته. هر چقدر ظاهر مذهبي تر، ظرفيت پذيرش مسئوليت کمتر و رحم نکردن به بيت المال بيشتر، صبح تا شب کارشان ذکر گفتن و دعا و نماز و ادعيه و هيئت و . . . اما از مبالغ ناچيزي مثل اضافه کار، تنخواه، حق ماموريت، سفرهاي خارجه، وام و غيره هم نمي گذرند چه رسد به دست اندازي به مبالغ هنگفت. به قول معروف : «واي به روزي که گدا معتبر شود»

4.بسياري از مدیران و مسئولين مياني دستگاههاي دولتي به ميز مديريت خود صرفاً بعنوان يک سکوي پرتاب مي نگرند و از هر فرصتي براي پاچه خواري مقامهای بالادست و يا باج دادن به نمايندگان مجلس براي ارتقاء پست استفاده مي کنند. البته براي هريک از اين اعمال و رفتارها توجيه شرعي خود را نيز دارند.

5.در بين کارمندان وکارشناسان عده بسياري هستند که رغبتي به همکاري با اين سيستم نشان نمي دهند اما ازترس معاش کجدار و مريز طي مي کنند. کساني هم که جانشين کارشناسان خبره شده اند اکثراً از همان بسيجياني هستند که در خيابانها به جان مردم افتاده اند و مزد جنايات خود را مي گيرند. اينان حتي سواد نوشتن نامه ساده اداري را هم ندارند.

6.در بين کارمندان چه زن و چه مرد هرچقدر ظواهر مورد نظر آقايان رعايت شود از مزاياي بيشتري برخوردار مي شوند. چه بسا دختران و زناني که اعتقادي به حجاب و مسائل ديني نداشته اما براي ترس از معاش هم چادر سر مي کنند هم در مراسم دعاي کميل اداره و گردهمايي هاي بسيج شرکت مي کنند و وقتي بدون ترس و واهمه با ايشان صحبت مي کني همه ي اين ظواهر مذهبي را مسخره مي کنند، و جالب اينکه درست مثل حکومت مسئولين اداره هم دلخوش به همين افراد هستند.

7.اگر پاسخ ارباب رجوع را بادقت و حوصله بدهي مي گويند طرف چقدر بيکاره و اگر پشت ميزت نباشي و پاسخ سرسري بدهي مي گويند طرف چقدر سرش شلوغه و چه آدم پرکاريه. خلاصه تمام خصلتهاي خوب که ارزش محسوب مي شدند الآن ضد ارزشند و اين همان «آنارشيسم» اداري ست که سرتاپاي دستگاهها و ادارات دولتي را گرفته است.

به اين موارد اضافه کنيد دهها مشکل ريز و درشت ديگر را که مثل موريانه در حال  خوردن پايه هاي لرزان مديريت

کشور است.

پرسش : حالا آيا به نظر شما » اين دولت مي تواند به مقصد برسد.» ؟

پاسخ :  به اين مقصد : » نابودي ايران عزيز» بله

در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389

Advertisements
Posted in: اجتماعي