نمی دانم بخندم یا گریه کنم

Posted on 3 سپتامبر 2010

1


امروز از ساعت 9 صبح از سر تقاطع  آزادی- بهبودی  حرکت کردم به سمت میدان انقلاب و از انجا رفتم میدان هفت تیر بعد برگشتم میدان انقلاب هر چند صد متر نیرو انتظامی  و لباس شخص ها نیروهای ضد شورش آتشنشانی آمبولانس ماشینهایی با نوشته شهربان با چند چماقدار لباس آبی پوش در آن و هر چند دقیقه چند تا موتور سوار در خیابان صدای صحبت بردار فلانی با برادر فلانی در بیسیم چپ چپ نگاه کردن اوباش طرفدار رژیم صدای رادیو از بلند گو تل های پلاکارد و بروشور و پوستر روز قدس جایگاه کمک به مردم پاکستان هیچ خبری از هیچ  کسی از ما نبود  تقریبا تمامی مسیر تک و تنها در مقابل همه آنها قدم رو می رفتم  از طرفی  از اینکه انها مخصوصا زیر پل کریمخان از گرما داشتند خفه می شدند خنده ام گرفته بود واز طرفی از تنهای خودم می خواستم  زار بزنم

Advertisements
Posted in: اجتماعي