جواب زندانی سیاسی اعدام شده به دادستان رژیم (فردا روزی من وشما را بردار می کشند)

Posted on 28 دسامبر 2010

0


به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، علی صارمی روز گذشته پس از ملاقات با خانواده خود در زندان رجایی شهر بدون اطلاع قبلی برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد. خانواده او تا لحظه اجرای حکم اعدام در برابر زندان اوین حضور داشتند و از مقامات زندان خواسته بودند تا دلیل انتقال فوری و بدون اطلاع قبلی او به زندان اوین را توضیح دهند اما زندان حاضر به پاسخگویی نشد و انتقال علی صارمی به زندان اوین را انکار کرد.
اجرای حکم اعدام به علی صارمی، خانواده و وکیل مدافع او ابلاغ نشده بود.
وی پیشتر در گفتگو با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی اعلام کرده بود که حاضر است اعدام شود اما درخواست عفو ندهد.
جواب زندانی سیاسی اعدام شده به دادستان رژیم
علی صارمی به دنبال اظهارات جعفری دولت آبادی و اعلام محکومیت وی به اعدام طی پیامی به اظهارات دادستان تهران پاسخ داد:
بنام خدا
از میان مردمان صادق گروهی در راستای وفای به عهد و پیمانشان با خدا و مردمشان بشهادت رسیدند و گروهی دیگر در انتظارند (قرآن)
و من از منتظرانم
هر حقی که پایمال گردد مقاومتی را ایجاد می کند که ظالمان مجبورند به دنائت روی بیاورند و سرکوب را پیشه کنند.
هموطنان عزیز، دادستان تهران دولت آبادی در مصاحبه ای با مجلۀ موسوم به پنجره که در کیهان مورخ ۲۶ /۲ /۸۹ درج شده است، اتهام مرا ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و تاریخ دستگیری مرا شهریور ۸۸ اعلام کرده است یعنی بعد از قضایای انتخابات.
در حالی که تاریخ دستگیری اینجانب علی صارمی ۱۳ / ۰۶/ ۸۶ یعنی ۲ سال قبل از انتخابات و رفتن من به شهر اشرف جهت دیدار با پسرم در سال ۸۴ بوده و به خاطر آن دیدار چند روزه به ۱ سال حبس محکوم شدم.
دستگیری من در سال ۸۶ بخاطر حضورم در گورستان خاوران بر سر مزار اعدام شدگان سال ۶۷ بود. ولی آیا واقعا حضور بر سر مزار و یا هواداری یک سازمان ویا دیدار پدری با فرزندش از نظر شما محاربه و حکمش اعدام است؟
به همین دلیل اظهارات دادستان تهران بی اساس تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد و به قدری این اتهام بی اساس است که حاضر نیستند حتی حکم را به وکیلم ابلاغ کنند. حکم را بدون امضای من و وکیلم به تجدید نظرصوری و فرمایشی برده و تایید کرده اند.
با این حال فریاد می زنم که آنها حتی با اعدام و حلق آویز کردنم نمی توانند مرا و هموطنان آزاده ام را بترسانند چرا که آن قدر آنها را ترسانده ام که مجبورند اعدامم کنند. چون تنها دلیل صدور چنین حکم هایی ترس آنها از وضعیت متزلزلشان است، نه انصاف و عدالت.
حال به عنوان پدری که فرزندانش امثال فرزاد،علی ،فرهاد،شیرین و مهدی را تازه به دار آویخته اند و هزاران فرزند دیگر را پیشتر از این، از من چه انتظاری می رود جز آنچه به عنوان یک ایرانی موحد و آزاده فریاد بر آورم.
تنم گر بسوزی
به تیر آن بدوزی
کجا
کی توانی
ز قلبم ربایی
تو عشق میان من و میهن من
اگر در طول حیاتم و حتی ۲۳ سال زندان بودنم،نتوانستم وظیفه ام را در قبال خدا ،مردم و میهنم انجام دهم شاید اعدامم در بیداری مردمم موثر باشد.
خطاب به مردم و میهنم ،باز هم فریاد می زنم
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
والسلام
زندانی سیاسی علی صارمی
اردی بهشت ۱۳۸۹
وای بر من شما که عزیزانمان را بردار می کشند و ما همچنان ساکتیم ,وای بر من ,وای برمن ,اگر ما همچنان ساکت بمانیم فردا روزی برادر ,خواهر ,مادر ,پدر , دوستان و خود من و شما را بردار می کنند ,بیایید برای هم و فرزندانمان یکبار برای همیشه خود را از شر این رژیم خونخواره خلاص کنیم,دوستان سوگند به خاک این مملکت و خون این عزیزان که هرروز بر زمین می رِیزند اگر ما ساکت بمانیم کم از خیانت نیست, چرا باید من وشما ساکت باشیم تا هموطنانمان را بردار کشند. اگر فردا روزی فرزندانمان از ما سئوال کنند که چرا ساکت بودیم چه جوابی می دهیم آیا می گوییم از ترس ,از سر مصلحت ,برای آینده فرزندانمان ,کدام جواب را به وجدانمان بدهیم , وای بر من که نمی دانم فریاد این عزیزان و مردم در بند خویش را چگونه بنویسم ای اف بر این قلم غاصر ای اف بر من و ناتوانیم ……………
زنده باد ایران
تهران 1389/10/7

Advertisements
Posted in: اجتماعي