ترس بارگاه ولایت از خیزش اجتماعی

Posted on 22 ژانویه 2011

1


نگرانی رژیم استبدادی ولایت فقیه از آثار خیزش ضد دیکتاتوری و پیروزمند مردُم تونس بر روحیه و نگرش جامعه ی مُعترض ایران، به شتاب و به گونه پیوسته افزایش می یابد. تغییر ریل سیاست رهبران و پایوران وحشت زده حُکومت در برخورد به این رویداد که با دستپاچگی و حتی بدون زمینه سازیهای معمول آنان برای توجیه راه رفتن روی دست صورت می گیرد، به این دلهُره، تریبون عُمومی داده است.دستگاه حاکمه در ابتدا تلاش کرد برای سد کردن راه نفوذ تاثیرات خیزش تونس بر افکار عُمومی، موضوع را کوچک جلوه داده و تا سرحد امکان از آن فاصله بگیرد. نخُستین واکُنش رسمی حُکومت به رویدادهای این کشور که از زبان سُخنگوی وزارت خارجه اعلام گردید، رویکرد مزبور را به صحنه آورد. آقای مهمان پرست تاکید کرد: «تحولات اخیر در تونس موضوع داخلی این کشور است.»وی سپس پیچ این ژست بی اعتنا مابانه را به طرف بالا چرخاند: «اُمیدواریم با تدبیر رهبران جریانات فکری و سیاسی در تونس از طریق مُسالمت آمیز وضعیت مطلوبی در کشور حاکم شود.»پس از وی نوبت آقای علی لاریجانی، رییس مجلس مُلاها بود که تبلیغات شناخته شده حُکومت علیه جُنبش اجتماعی داخل را به مصرف خارجی برساند و به «ملت مُسلمان تونس» هُشدار دهد که مُراقب «فُرصت طلبی آمریکا و چند کشور غربی» باشند.این موضع فقط چند روز توانست حفظ بشود، ناپایداری مزبور را حاکمان ایران بیش از همه مدیون بازتاب جهانی و گُسترده زلزله اجتماعی در شُمال آفریقا بودند که جامعه ایران نیز با وجود سانسور و فیلتر آنها، از آن برکنار نمانده بود. آنها ناچار شدند آرایش انفعالی شان را بر هم زده و به هر قیمت و هر چه زود تر، تدابیر فعالی برای رویارویی با امواج روانی و تبلیغی ناشی از سرنگونی دیکتاتور تونس که می توانست علیه شان به کار گرفته شود، در پیش بگیرند.موضع جدید نمی توانست زیاد مُنحصر بفرد از آب در بیاید؛ یک بار به علت شتاب و سرآسیمگی در سرهم بندی آن و دیگر به دلیل فقر مُزمن فانتزی که طراحان امنیتی – ضد اطلاعاتی «نظام» بدان دُچار هستند. حاصل مجموع این دو فاکتور، دستور سراسری به رسانه ها برای استفاده از واژه «انتفاضه» به جای هر کلمه ای است که از آن بوی خیزش و اعتراض فعال مردُم تونس به مشام بخورد و سپس، نوشتن زندگینامه و تراشیدن اهداف «نظام» پسند برای جُنبش مُوفق آنها می باشد.روی همین خط آیت الله نوری همدانی، یک مُلای حُقوق بگیر کف زد: «فروپاشی حُکومت تونس نتیجه صدور انقلاب اسلامی است» و آیت الله تسخیری، از محرمان اندرونی «آقا» روشن کرد: «اعتراض مردُم تونس در اعتراض به ضدیت با دین بود و نه مساله نان و کار».پس از گرم کردن معرکه توسط «عُلما» و رسانه های دولتی، نوبت به آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری رسید که از پُشت این خاکریز به ظاهر مُحکم سر بیرون کشیده و جمع بندی کند: «در یک کلام، مردم تونس به دُنبال برقراری مُناسبات و احکام اسلام ناب مُحمدی هستند.»در پس این داستان سراییهای ریشخند آمیز و جعل تیتر، تلاش با چنگ و دندان دستگاه قُدرت برای جلوگیری از کشیده شدن خُطوط موازی بین خود و رژیم سرنگون شده تونس، خودنمایی می کند. آقای بن علی هم همچون رژیم ولایت فقیه، بر کُرسی کُنترُل مُطلق جامعه، احزاب سیاسی، تشکُلهای مدنی، رسانه ها، اینترنت و جُز آن آسوده بود و این همه در لحظه ی سرنوشت ساز نتوانست مانع از به زیر کشیدن وی از تخت شود.رژیم او هم سپاه و بسیج خود را داشت؛ حزب دولتی «حرکت دموکراتیک قانون اساسی» (RCD) که اقتصاد و منابع ثروت را در چنگ گرفته بود و با ایجاد هسته های محلات، انجُمنهای منطقه ای و جُز آن، سُلطه حُکومت را به طور موزاییکی تا دور دست ترین نُقاط جامعه تامین می کرد. با این حال، این نیرو در برابر جُنبش توده های مُصمم، از کف خیابان و از زندگی اجتماعی جارو شد.تفاوُت RCD ، سپاه پاسداران بن علی با سپاه پاسداران خامنه ای در این است که از قُدرت و توانایی مانور بیشتری نسبت به آن برخوردار بود. بیت آقای بن علی، یک میلیون نفر را در این حزب بسیج کرده بود و آنهم در کشوری که کمی بیش از 10 میلیون نفر جمعیت دارد!نُقطه تمایُز دیگر دیکتاتور سرنگون شده تونس با مُستبدین حاکم ایران با این واقعیت آشکار می شود که او زمانی سرنگون شد که بیش از همیشه احساس ثبات می کرد. این در حالی است که آقای خامنه ای و شُرکا چندان خود را در لبه پرتگاه سُقوط می بینند که حتی از ترس انتشار خبر یک تحوُل سیاسی در شُمال آفریقا هم به هذیان گویی می افتند.

نویسنده : منصور امان

Advertisements
Posted in: اجتماعي