لمپن پرلتاریا کیست و نقش آن در سرکوب جنبش های آزادی خواهانه چیست ؟

Posted on 5 مارس 2011

0


نخست برای شناخت ماهیت لمپن پرلتاریا و بار معنایی آن در تعریف ادبیات سیاسی ، شاید لازم باشد اول تعریف هر واژه را به صورت جداگانه دریابیم . واژه پرلتاریا از واژه لاتین proles به معنای فرزند برگرفته شده است و به آن طبقه از جامعه اطلاق میشود که جز فرزند ثروت و دستمایه ای ندارد . در فرهنگنامه دهخدا لمپن به آن دسته از افرادی گفته میشود که از کلیه داشته های اجتماعى محرومند و عموما در شهرهای بزرگ زندگی میکنند و دارای شغلهای انگلی و غیر تولیدی یا غیر اخلاقی هستند . این دسته را غالبا بزهکاران ، دزدان ، جانیان ، چاقوکشان ، روسپیان و پا اندازها و ارازل و اوباش تشکیل میدهند . اما زمانی که این دو واژه در کنار هم قرار میگیرند ، با حفظ تمامی صفتهای فوق بار سیاسی را با خود حمل میکنند که بازیچه دست نیروهای راست افراطی ، بنیاد گرا و ارتجاع دینی است . و از آنها برای سیاهی لشکر و ساختن اجتماعات مصنوعى ، و سرکوب حرکات آزادی خواهانه و دموکراسی خواه استفاده میشود . بسیاری از آنها فاقد ایدولوژی مشترکند و در تنها چیزی که با هم اشتراک دارند مزدوریست . اکثر آنها از اخبار واقعی روز بیخبرند ، و چون همیشه باید مطيع و فرمانبردار باشند ، صرف در آنست که همیشه در طبقه فرودست مملکت باقی بمانند . حاکمیت و سرمایه حتی از آنها برای حرکات ضد ملی و ترور و اوباشی گری سودهای زیادی میبرد . به هنگام اعتصابات کارگری نقش اعتصاب شکن را بازی میکنند ، و به هنگام اعتراضات مردمی نقش سرکوبگر را . موارد زیادی را میتوان مثال زد که در طول تاریخ عمله زور بودند و مجری و فرمانبردار حکومتیان . در قبل از انقلاب ، شعبان بی مخ ، ملکه اعتضادی ، پروین غفاری ، ناصر جگرکی ، عباس خالدار و …. بعد از انقلاب ، خاله زهرا ، عباس فالانژ ، عباس خوشگوش ( قاتل فریدون فرخزاد ) ، فریدون بویراحمدی ، محمد آزادی و علی وکیلی‌ راد ( قاتلین شاپور بختیار ) که هر ۳ اینها خط امامی و بسیجی بودند . و در همین اواخر سعيد تاجیک ( شخص هتاک به فائزه هاشمی ) . البته اینها گلچینی از هزاران هزار نفرست که توانستند تا به این اندازه پیش روند ، اغلب آنها در همان حد اعتصاب شکن ، باتوم زن ، بسیجی ، و لباس شخصی میمانند . البته نباید تصور کرد که هر فردی هرچقدر درمانده لپمن پرلتارییاست هر چقدر که مدت زمان بیکاری او طولانی باشد . این قشر واپسخورده ی اجتماع ، در سایه یک نظام دموکراتیک و مردم سالار که خواستهای اولیه هر انسانی اعم از امنیت شغلی و اجتماعى ، بیمه و خدمات درمانی و بیکاری را تضمین کند کم کم به حاشیه میرود و ماهیت خود را از دست میدهد . باید به این دسته از افراد آگاهی داد ، خبرهای صحیح را در اختیارشان گذاشت ، و به آینده امیدوارشان کرد .
برگرفته از کافه نادری

Advertisements
Posted in: اجتماعي