تلگراف امام راحل از دوزخ به علی خامنه ای

Posted on 13 آوریل 2011

0


علی جان ، نور دیده سلام .

بدون مقدمه میروم سر اصل مطلب . باید قول بدهی که از محتوای این پیام غیر از خودت هیچ احد الناسی بویی نبرد ، این به نفع هر دویمان است . علی جان خود بهتر از ما میدانی که حفظ نظام از اوجب واجبات است . نهال اسلام خون میخواهد ، و باغبان این نهال امروز تو هستی . به هیچ وجه برای جنایتها و قتلهایی که کرده ای ذره ای وحشت بدلت راه نده ، در زمان من هم اوضاع همین بود . منتها شرایطش فرق میکرد ، البته من این را خوب میدانم که امت حافظه تاریخی قوی ندارد ، زود فراموش میکند . علی جان در آن زمانها واجب بود که جنگ را کش بدهیم ، جنگ برای ما نعمت بود . از این راه بود که ما توانستیم حواس امت را پرت کنیم ، اگر جنگ نبود ، پس ما چگونه میتوانستیم وعده های آبادانی و گاز و برق و نفت و اتوبوس مجانی را ماست مالی کنیم ؟ اگر آن کلیدها که به گردن بچه های دوازده ، سیزده ساله میانداختیم نبود ، چگونه میتوانستیم زندانیان عقیدتی را قتل و عام کنیم ؟ خیلی از همان اعدامی ها همانهایی بودند که قبل از انقلاب بهشان وعده داده بودیم که در ابراز عقیده آزادند ، لکن ما خود از اول میدانستیم که مهمل میگوییم ، آنها هم این آخر کاری ها فهمیده بودند ، برای همین باید قتل و عام میشدند .

علی جان ، تا میتوانید چهره من را تطهیر کنید ، این به سود هر دویمان است . لکن ترفند خوبی هم هست ، با این کار میتوانید در تاریخ به ثبت برسانید که به راستی دوران من طلایی بوده است . همیشه هم عده ای از امت هستند که ، دیگران را در برابر جنایات مخوف دوران من وادار به سکوت کنند . اینها به صورت ندانسته دارند تمامی نیروهای برانداز را به این باور میرسانند که ، دوران من طلایی بوده و اگر کسی هم غیر این را بگوید وادار به سکوت میشود . این خود نعمتی است بالاتر از جنگ قدرشان را بدان . تو هم خیالت راحت باشد ، میدانم که دست تو هم کمتر از من به خون آلوده نیست ، لکن چند سالی که بگذرد امت فراموش میکنند ، همانطور که تپه های اوین ، دیزل آباد ، کرمانشاه ، کردستان ، وکیل آباد ، پشت بام مدرسه رفاه ، قتل و عام ۶۰ تا ۶۷ را فراموش کردند . فقط کافی است که ۱۰ سال بگذرد ، تصور کن ۱۰ سال بعد اگر دوباره انقلابی رخ دهد و کسی بخواهد از کهریزک و تجاوزات آن بگوید ، باز هم توسط امت آینده به سکوت محکوم میشود . و این چرخه همچنان ادامه دارد . قدر این امت را بدان علی جان که در دنیا لنگه ندارد .

راستی ! این صادق خلخالی ملعون هم اینجاست . بی صاحب زمانی که رو بمرگ بود و کرم و انگل تمامی بدنش را گرفته بود ، وصیت کرد که تمامی فتواهای قتل و حکمهای اعدامی را که من به او داده ام ، در کفنش بگذارند ، تا بلکه بتواند ، از نکیر و منکر و حساب کتاب این دنیا در امان باشد . از همان موقع تا امروز ، تکه کاغذی بدست گرفته و دور دوزخ دنبال من میچرخد تا از من امضاء بگیرد . اما خیالت راهت من به گردن نمیگیرم ، تو هم به گردن نگیر ، به گردن منافقها بینداز ، ضد انقلابها .

علی جان ، اینجا در کنار خودم برایت جایی تدارک دیده ام که وقتی آمدی در دوزخ کف خواب نباشی ، هر چه نباشد ، ولا به صورت جعلی ، اما امام امت بوده ای ، خیلی بد میشود که خلخالی تخت داشته باشد ، لکن تو روی زمین باشی . مواظب این نوه ما هم باش ، البته امت خودشان هوایش را دارند ، پسر آن محمد رضا را به خاطر پدرش روزی هزار بار به زیر اخیه میکشند و میگویند که از کارهای پدرت براعت کن اما حسن جان من را کاری ندارند . دیگر برو ، میدانم در حال توطئه عليه امت هستی . باز هم تاکید میکنم اول جان نظام و دوم هم باز جان نظام .

خداوند مدینه نگهدارت باشد پسرم .

برگرفته ار کافه نادری

Advertisements
Posted in: اجتماعي