عبا و عصای خامنه ای لای در گیر کرده است

Posted on 28 آوریل 2011

1


قهر و استعفای احمدی نژاد یک جنجال بسیاردقیق تبلیغاتی به نفع او و علیه خامنه ایست.

اگر خامنه ای تسلیم شود، همه چیز را باخته است. با همین هدف احمدی نژاد شروع کرده به افشاگری درباره کودتای 22 خرداد و این عمیقا علیه خامنه ایست. در واقع بیخ گلوی او را خیلی خوب گرفته است.

خامنه ای اگر جسارت داشت، استعفای احمدی نژاد را می پذیرفت، اما چنین تصمیمی لازمه پذیرش خیلی تصمیمات دیگر است و خامنه ای مرد چنین میدانی نیست. پایگاه او در میان روحانیون و حکومتی ها بسیار ضربه دیده و در میان مردم هم وضع او بدتر از احمدی نژاد است. اینها نکاتی است که احمدی نژاد آنها را خوب می داند.

اگر احمدی نژاد این بازی را ببرد، انتخابات بعدی ریاست جمهوری را هم خواهد برد و طرح «پوتین – مدودف» را اجرا خواهد کرد و تا انتخابات هم به هیچ وجه زیر بار بیت رهبری نخواهد رفت. این قدرت نمائی در سپاه هم برای او یک اتوریته خواهد شد. درعین حال که در عرصه جهانی هم او را مرد عمل خواهند شناخت. اتاق فکری که پشت سر احمدی نژاد است همه این محاسبات را کرده است. البته اختلاف را فعلا میان مجتبی خامنه ای و احمدی نژاد بیان می کنند که خواه نا خواه چنین اختلافی می تواند وجود داشته باشد، اما نباید فراموش کرد که پیروزی احمدی نژاد بر هر کدام از آنها، عملا پیروزی بر هر دوی آنهاست. اطلاع دارم که مجتبی خامنه ای و پدرش در همین روزها و درجریان بررسی مانورهای احمدی نژاد به این نتیجه واحد رسیده اند که «احمدی نژاد آدم دریده و عصبی است و نمی توان روی او حساب کرد، حتی اگر در اینبار هم مسئله حل شود مدتی بعد دوباره همین آش خواهد بود و همین کاسه! او حساب قوه مجریه را می خواهد بکلی از بیت رهبری جدا کند و می داند که اگر الان نتواند سوار کار شود، با انتخابات بعدی کنار گذاشته می شود. ضمنا میداند که اگر تا انتخابات مجلس بتواند گربه را دم حجله بکشد، آنوقت مجلس یکدست را در اختیار خواهد داشت.»

مسئله اینجاست که احمدی نژاد نیازمند یک خونریزی و بحران سراسری است. او می خواهد در همین بحران و خونریزی، نه تنها آجر از زیر پای خامنه ای بکشد، بلکه کلک موسوی و خامنه ای هر دو را با هم بکند. حتی ممکن است ترتیب ترور موسوی را بدهد و آن را بیاندازد گردن خامنه ای تا به همین نتیجه برسد.

او می ترسد که سرانجام بحرانی که دو سال است تا اعماق حاکمیت رسوخ کرده، منجر به آن شود که خامنه ای تن به قانون اساسی بدهد، که دراینصورت احمدی نژاد مرخص است.

باز اطلاع دارم که مدتی پیش احمدی نژاد به خامنه ای گفته بود: « این شعار اجرای کامل قانون اساسی که موسوی راه انداخت، همان بازی است که آقای خمینی با شاه کرد و از ابتدا هم می دانست که سرانجام شاه سقوط خواهد کرد، چون می دانست که اگر بماند سرش به باد می رود.»

و خامنه ای زیرکانه به او گفته: «و اگر شاه قانون اساسی را قبول می کرد؟»

در جمع بندی این گفتگو، من تصور می کنم موسوی هم فکر می کند، آخرسر رهبر چون می بیند همه چیز را از دست می دهد تن به قانون اساسی خواهد داد و باند احمدی نژاد از همین می ترسد. او در این چند سال توانست خامنه ای را تا مرز سقوط ببرد. یعنی همین مرزی که اکنون به آن نزدیک شده است. او به گونه ای رفتار کرد که خامنه ای تمام تخم مرغ هایش را در سبد احمدی نژاد گذاشت و حالا پس گرفتن این تخم مرغ ها بسیار دشوار است و این را احمدی نژاد خیلی خوب می داند. و با شناختی که از خودبزرگ بینی و خودخواهی خامنه ای دارد، همچنان بر این تصور است که او حاضر نیست تن به قانون اساسی و قدرت محدود بدهد و بپذیرد که دوران قدر قدرتی اش سپری شده است. یعنی راه حلی که ماندن او را ممکن می کند.

احمدی نژاد که ابعاد بحران سیاسی و اقتصادی کشور آگاه است و روی تحریم ها بسیار دقیق حساب کرده، حداقل در دو سال گذشته به امریکا و اروپا علامت داده که او در سیاست خارجی عملگرا است و  همواره به اشکال مختلف پیگیر رابطه با آمریکا بوده است.

برگرفته از پیک نت

Advertisements
Posted in: اجتماعي