حاکمیت سودای تک پایه کردن قدرت را در سر می پروراند/اصرار بر ادامه این روند که حاصلی جز فقر ندارد

Posted on 30 آوریل 2011

0


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران خارج از کشور با گرامی داشت روز کارگر خواستار آزادی هر چه سریع تر نمایندگان جنبش کارگری و صدها کارگر در بندی است که تنها جرمشان اعتراض به بیکاری و ماه ها گرسنگی و عدم دریافت حقوق است و همگان را به دفاع و حمایت از خواسته های به حق کارگران فرامی خواند.

در این بیانیه آمده است :سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران چنین وضعیتی را شایسته ملت بزرگ ایران و کارگران زحمتکش این مرزوبوم نمی داند و با توجه به بی اعتنایی حاکمان اصول گرای کنونی به هشدار های مکرر دلسوزان و متخصصان طی سال های اخیر، اصرار بر ادامه این روند را که حاصلی جز فقر و تیره بختی بیشتر برای ملت به همراه ندارد، خیانتی آشکار به کشور، نظام و انقلابی ارزیابی می کند که قرار بود برای کشور سربلندی و آبادانی و برای ملت آزادی و رفاه به ارمغان آورد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتقاد از روند اقتصادی کشور تاکید کرده است: حاکمیت کنونی که سودای تک پایه کردن قدرت را در سر می پروراند، به هیچ روی حاضر به تجدید نظر در سیاست های ویرانگر اقتصادی خود و توقف روند حکومتی کردن اقتصاد و به رسمیت شناختن بخش خصوصی قدرتمند و نهادهای مستقل کارگری نیست و در سرکوب هر اعتراضی به این روند زیانبار که جز فقر و ذلت برای ملت نتیجه ای نخواهد داشت، تردید به خود راه نمی دهد.

به گزارش نوروز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یازدهم اردیبهشت، روز کارگر را گرامی می داریم. کارگران شریف و زحمتکش ما در حالی این روز را ارج می نهند که به رغم ادعای کذب رئیس دولت کودتا مبنی بر ایجاد یک میلیون و ششصد هزار شغل در سال گذشته، تعطیلی بسیاری از شرکتهای پیمان کاری و توقف و یا کاهش تولید بسیاری از واحدهای تولیدی بیکاری گسترده ای را برای کشور به ارمغان آورده است.

این واقعیت در شرایطی رخ می دهد که از سال ۱۳۸۴(سال تکیه زدن آقای احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری) کشور از درآمد بی سابقه و افسانه ای نفت و پتروشیمی برخوردار بوده است و در صورت وجود حکومتی دموکراتیک و مدیریتی با کفایت، علاوه بر تأمین نیازهای جاری از محل این درآمدها، امکان دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری تولیدی و زیربنایی ، رشد جهش وار تولید ملی و در نتیجه ایجاد میلیون ها فرصت شغلی مولد جدید وجود داشت. فقط در آمد نفت طی پنج سال و نیم اخیر حدود ۴۵۰ میلیارد دلار(حدود نصف درآمد نفت از تاریخ اکتشاف نفت تا کنون) بوده است. با اختصاص حداکثر ۱۵۰ میلیارد دلار از محل این درآمد به هزینه های جاری، می بایست حداقل ۳۰۰ میلیادر دلار باقیمانده صرف سرمایه گذاری می شد و در صورت اتخاذ یک دیپلماسی عاقلانه و معطوف به منافع ملی به جای مواضع ماجراجویانه و تنش آفرین، امکان جلب و جذب سه تا چهار برابر این مبلغ سرمایه خارجی نیز وجود داشت. با این حجم سرمایه گذاری نه تنها وضعیت تولید و اشتغال در کشور متحول می شد، بلکه جهشی تاریخی در رشد و توسعه ملی فراهم می گردید و اقتصاد کشور در شرایط نوینی قرار می گرفت و در نتیجه امروز کارگران ما نه تنها شاهد بیکاری های گسترده و کاهش شدید قدرت خرید نبودند، بلکه از اشتغال مولد، قدرت خرید قابل قبول و زندگی عزتمندی برخوردار می شدند.

چنان که بخواهیم خطاهای حاکمیت کنونی و ظلم هایی که درحق ملت ایران کرده است احصاء کنیم، در کنار خیانت به رأی ملت با تقلب در انتخابات، پایمال کردن حقوق و آزادی های شهروندی و تلاش برای استقرار حکومت مطلقه فردی باید به حیف و میل و نابود کردن ثروت عظیم و افسانه ای حاصل از درآمد نفت طی این مدت و ایجاد تورم و بیکاری و کاهش شدید نرخ رشد تولید ملی و …که خیانتی آشکار به ملت و نسل های آینده است، اشاره کرد. متأسفانه در سال ها ی اخیر از ثروت خداداد و بی سابقه ای که می بایست صرف ساختن اقتصاد کشور و تأمین رفاه مردم می شد، برای حفظ قدرت در داخل، باج دادن به کشورهای دیگر برای جلب رأی ایشان در محافل بین المللی و جبران آثار منفی سیاست های ماجراجویانه استفاده شد و اقتصاد کشور ناباورانه در معرض سقوط قرار گرفت. وضعیت اسف بار سیستم بانکی ، بدهی های سرسام آور به پیمان کاران بخش های آب ، برق، نفت، گاز، پتروشیمی و … ، تعطیل و یا کندی پیشرفت طرح های تولیدی و زیر بنایی، عدم آغاز طرح های جدید مولد و زیربنایی بزرگ و رشد منفی تولید ناخالص داخلی، همگی از نشانه های سیاست های ورشکسته اقتصادی حاکمیت کنونی است که به رغم پنهان کاری ها و دروغ پردازی ها، آثار خود را نمایان ساخته است.

مقایسه شاخص های کلان اقتصادی در دوره احمدی نژاد با دوره های ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی که درآمد ارزی در آن ها بسیار کمتر از دوره اخیر بود، عدم کفایت و ورشکستگی سیاست های حاکمان کنونی را به نمایش می گذارد.

با مروری بر آن چه درسال های گذشته رخ داده است می توان به ریشه سیاست های غلطی که بحران کنونی اشتغال و وضعیت نابسامان کارگران را به ارمغان آورده است، پی برد.

در پاییز سال ۱۳۸۳ رهبری در سفر به استان کرمان طی سخنانی اعلام کردند: «دیگر طرح های بزرگ کافی است. مردم میخواهند درآمد نفت را سر سفره های خود ببینند…»(نقل به مضمون) در پی این سخنان شعار «آوردن نفت بر سر سفره های مردم» به شعار اصلی انتخاباتی محمود احمدی نژاد تبدیل شد و به بهانه تحقق این شعار و در واقع به منظور جلب نظر و رأی مردم، توزیع پول های بی حساب در سفرهای استانی، پرداخت وام های «خود اشتغالی زودبازده» بی حساب، ایجاد تعهدات عظیم مالی برای دولت، پرداخت یارانه های نقدی از محل خزانه دولت به جای تأمین و پرداخت آن از محل حذف یارانه ها(مبلغ تأمین شده از محل حذف یارانه ها در بودجه ۳۷ هزار میلیارد تومان و یارانه پرداختی بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان است) و … و در واقع حیف و میل و به هدر دادن ثروت ملی به جای سرمایه گذاری آن و افزایش تولید و رونق و رفاه اقتصادی، سرلوحه برنامه های اقتصادی احمدی نژاد قرار گرفت و تلاش شد با «اقتصاد صدقه ای» روز به روز مردم را بیشتر به حکومت وابسته کنند.

حاکمیت کنونی به منظور فراهم آوردن زمینه های حکومت مطلقه فردی، از یک سو با سپردن شریان های اقتصادی و طرح های کلان عمرانی و بنگاه های بزرگ اقتصادی به سپاه پاسداران به نابودی بخش خصوصی و بورژوازی غیر و ابسته به حکومت همت گماشت و از سوی دیگر همزمان با سرکوب نهادها و شوراهای مستقل کارگری و دستگیری کارگران معترض، با سوء استفاده از منابع ارزی کشور و به قیمت نابودی تولیدات داخلی و بیکاری کارگران، اقدام به واردات بی رویه کالاهای خارجی کرد تا در کوتاه مدت رضایت مردم را جلب کند و به این ترتیب عملاً «اقتصاد» حکومتی را که به مراتب خطرناک تر و غیر قابل کنترل تر از اقتصاد دولتی است، بر کشور حاکم کرد. اقتصادی که کنترل آن حتی از عهده یک مجلس واقعی مردمی نیز خارج است.

این روند در کنار سیاست خارجی به اصطلاح «تهاجمی» و «ماجراجویانه» که ثمره آن تحریم های گسترده و بی سابقه بین المللی علیه کشورمان بود، به کاهش شدید سرمایه گذاری و در نتیجه توقف روند توسعه در کشور انجامید و که علاوه بر خسارت های غیر قابل جبران به منابع ملی ، نظیر مخازن مشترک نفت و گاز، رکود تورمی، عدم اشتغال مولد جدید و افزایش بیکاری را برای کشور به ارمغان آورد. وضعیتی که در صورت روی کار آمدن یک حاکمیت مردمسالار و مدیر و کاردان، برای تغییر آن به سال ها تلاش در سطح ملی نیاز خواهیم داشت.

حاکمیت کنونی که سودای تک پایه کردن قدرت را در سر می پروراند، به هیچ روی حاضر به تجدید نظر در سیاست های ویرانگر اقتصادی خود و توقف روند حکومتی کردن اقتصاد و به رسمیت شناختن بخش خصوصی قدرتمند و نهادهای مستقل کارگری نیست و در سرکوب هر اعتراضی به این روند زیانبار که جز فقر و ذلت برای ملت نتیجه ای نخواهد داشت، تردید به خود راه نمی دهد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران چنین وضعیتی را شایسته ملت بزرگ ایران و کارگران زحمتکش این مرزوبوم نمی داند و با توجه به بی اعتنایی حاکمان اصول گرای کنونی به هشدار های مکرر دلسوزان و متخصصان طی سال های اخیر، اصرار بر ادامه این روند را که حاصلی جز فقر و تیره بختی بیشتر برای ملت به همراه ندارد، خیانتی آشکار به کشور، نظام و انقلابی ارزیابی می کند که قرار بود برای کشور سربلندی و آبادانی و برای ملت آزادی و رفاه به ارمغان آورد. سازمان ضمن گرامی داشت روز کارگر خواستار آزادی هر چه سریع تر نمایندگان جنبش کارگری و صدها کارگر در بندی است که تنها جرمشان اعتراض به بیکاری و ماه ها گرسنگی و عدم دریافت حقوق است و همگان را به دفاع و حمایت از خواسته های به حق کارگران فرامی خواند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

Advertisements
Posted in: اجتماعي