جنگ ولایت و جمهوریت وعبور از وضع موجود

Posted on 4 مه 2011

0


بعضا بر آن تصورند که جمهوریت چیزی ست بیشتر از یک شیِی تزئینی بر قد و قامت زشت و زمخت حکومت دین. جمهوریت را ولایت بنیاد گذارده است که چهره ی کریه حکومتی را بپوشاند که دشمن آشتی ناپذیر انسان است و آزادی. بالا گرفتن تنش بین ولایت و جمهوریت، بار دیگر این واقعیت را به ما یاد آوری میکند که جمهوریت نه ساخته ی دست مردم است و نه برای خدمت به مردم پا به عرصه وجود نهاده است. عهد و قرارداد ازدواج دین و قدرت، و یا ولایت و جمهوریت در آسمانها به امضا رسیده است. این است که این همسری در عمل به افت و خیز هایی دچار میشود که خطرناک و کشنده بنظر میرسند، چنانکه گویی بندباز انی هستند که با مهارتی بس بسیار بر فراز بلندی ها در بین زمین و آسمان یک دیگر را رها میکنند پس از چند پشتک و وا رو، بار دیگر بهم وصل میشوند و با هم یکی.

ترک احمدی نژاد مسند ریاست جمهوری را به قهر و سپس بازگشت به آشتی و کنار گذاشتن بغض و کینه، به لحاظ نفی اقتدار «قانونی » جمهوریت: عزل و نصب وزیران، از جمله وزیر اطلاعات، نشان داد که جمهوریت، چیزی جز یک فریب نیست، فریبی بس سهمناک و سنگین. جمهوری نهادی ست که معماران نظام اسلامی ظاهرا بمنظور پاسخ به نیاز غریزی انسانی، نیاز به آزادی در گزینش و خود فرمانروایی، آفریده است. به رای مردم می آراید و به خدمت خود میگیرد. احمدی نژاد با تمام هوش سرشار و اعتماد به نفسی که به او نسبت داده میشود، چنان ناشیانه به بند بازی پرداخت گویی هرآن ممکن است که نقش بر زمین شود. گویا فراموش کرده است که او پیش از اینکه در برابر گزینش مردم قرار بگیرد، مورد تایید و تصدیق ولایت قرار گرفته بوده است و مقام و منصب خود را مدیون رحمت ولایت است.

این گمانه زنی میتواند بجا و بخرد باشد اگر بگوییم که میتوان احتمال را بر آن گذارد که افسون قدرت، احمدی نژاد را دچار مستی و مدهوشی نموده و پاسخگویی به احساسات و عواطف بخشی از مردم نسبت به وی، انگیزه اصلی عرض و اندام در برابر ولایت را در او زنده ساخته است. اما تجربه به او آموخت که برای کار گزاری ولایت برگزیده شده است. رئیس جمهور، یعنی رئیس کار گزاران ولایت فقیه. که از برای رتق و فتق و مدیریت امور ولایت از درون ماشین تصفیه و تفتیش شورای نگهبان گذشته است. اما رای مردم هرچند که ظاهری و از سر فریب هم که باشد، وسوسه گر است. چون منشاء حقیقی قدرت است، قدرتی که در برابر ولایت بواسطه جمهوریت ناچیز، خوار و حقیر شمرده شده است. چرا که ولایت جلوه ی الله بروی زمین است. ولایت ارباب و مالک کشور است. مسلم است که رای مردم کجا، رای الله کجا. اگر رای مردم تحت نظام ولایت دارای معنا بود، منتخب مردم خود را در حضور ولایت نمی شکست و به دست بوسی ولایت برای تنفیذ حکم ریاست جمهوری نمی شتافت. البته ما این اهانت را بجان خریده ایم. و گرنه نماینده ی مردم در برابر هیچ بشر و یا حتی خدا هم سر نباید فرود آورد. جمهوریت در اصل یعنی اهانت، توهین به مردم. ریاست جمهوری در تبعیت و پیروی از ولایت، نماد خواری است و حقارت. در زمانیکه ولایت حاکم است و حکم ش قانون، ریاست جمهوری چیزی نیست مگر میمون رقصانی.

احمدی نژاد، سرانجام برغم تمام زر نگی ها و بهره بر گیری ها از منابع طبیعی و مالی و اداری کشور و غارت ثروت مردم در تشکیل باند بازی های توی در تو برای حفظ و تداوم بلند پروازی ها و دلقک بازی های انقلابی خود، در برابر دو گزینش قرار گرفت: تجربه ی جمهوریت بنی صدر و یا حجت الاسلام ، محمد خاتمی. باین معنا که باید بین رسوایی و نابودی، و یا عجز و ناتوانی، یکی را بر گزیند. بازگشت احمدی نژاد به آغوش ولایت، نشان میدهد که راه دوم را برگزیده است و خروج بادها، حجم مغز او را به حالت عادی برگردانده است. که به اصل خود باز گردد، ساده زیست و ژنده پوش، در بند و رعیت، سر تکریم و تعظیم در برابر «رهبری » فرود آورد.

تمرکز بر بندبازی های خطرناک جمهوریت، ما را کم و بیش از توجه به بندبازی های ولایت باز داشته است. ولایت بار دیگر اوج گرفت و به الله پیوست، به پیغمبر و امامان. یاران صدیق او را تا بیخ آسمان ها بالا کشیده اند. که او مالک و ارباب ملت است؛ ملتی که سرنوشت ش تنها در دست او ست نه هیچکس دیگری. تمام امام جمعه های کشور، از جمله جانشین ولایت فقیه، حجت الاسلام ذالنور و آیت الله مصباح یزدی، یک صدا اعلام نمودند که ولایت هست و بجز ولایت چیزی دیگری نیست. که او یکتا است و یگانه، تبلور شمشیر است و شریعت. که این است نظام اسلامی، الگویی از برای بشریت: آزادی مطلق است در تسلیم و اطاعت، در بندگی و عبودیت، یک نظام سراسر اخلاقی.

قهر و آشتی احمدی نژاد با مقام قدرتمند ریاست جمهوری، نزدیک به دو هفته ترک خدمت و بزمین گذاردن تعهداتی که مدعی ست نسبت به مردم احساس میکند، اگرچه به بادی داغ و پر سر و صدا تبدیل شده است، اما بوی گند ی از آن برخاسته است که نسیم زهر آگین ش میتواند ملت را بخواب افیونی فرو برد، اگر بینی شان را سخت و محکم نچسبند. در عمل آنچه را که احمدی نژاد به نمایش میگذارد چیزی جز وارونگی ارزشها نیست. چرا که او نشان میدهد که آنچه خوب و انسانی است، زشت میشود و ضد الهی، اطاعت و فرمانبرداری خوب میشود. بسی زشت و پلید میشود سرپیچی و نافرمانی. بندگی و عبودیت میشود کمال انسانی، نهایت خود مختاری و آزادی. خشونت و بیرحمی میشود شجاعت و آرمان خواهی. نه گویی ستایش آمیز میشود تا زمانیکه پوش شی باشد بر آری گویی، بر تسلیم و تبعیت و پذیرش تنزل انسان به حیوان. بویژه دروغگویی و دزدی که چون در راه الله و خدمت به الله و پیشبرد شریعت اسلامی قرار میگیرد همه بیانگر زهد میشوند و وارستگی، بازتاب ایمان فنا ناپذیر به خروج امام عج، امامی که پس از هزار سال زندگی، بندگی و عبودیت را بر سراسر جهان حاکم میگرداند. احمدی نژاد، برغم نافرمانی از قدرت های جهانی و تهدیدات مبالغه آمیز و خوار انگاری دشمن، نشان داد که رعیتی ست حقیر که به عبودیت و بندگی خود در برابر ولایت افتخار میکند.

اما آنچه عبور از وضع موجود را امکان پذیر میسازد، هیچ  نیست مگر حقیقت گویی که دین است، نه جمهوریت و نه ولایت، علت سیه روزی، علت هر آنچه ضد بشری و آزادی ست. تا زمانیکه منبر و حوزه های علمیه، به هزینه ی مردم عالم و فقیه و مجتهد، آیت الله و حجت الاسلام و مراجع تقلید تولید میکنند، تا زمانیکه از گلدسته ها بانک فراخوان بسوی مراسم تسلیم و اطاعت و عبودیت بندگی در کوچه بازار بگوش میرسد، نظام استبدادی پیوسته میروید و شاخ و برگ میدهد. دیگر چه جای شرم است. باید بپذیریم که مطلق گرایی، جزم اندیشی، واپسگرایی، تعصب، تبعیض و تاریک اندیش از دین بر میخیزند و نهاد های نگاه داران دین از جمله حوزه های علمیه . نظام ولایت را زمانی میتوان به چالش کشاند که ارزشهای پایه ای، تسلیم و اطاعت، بندگی و عبودیت را بر افکنیم و ارزشهای نوی را، براساس آزادی و خود فرمانفرمائی، جانشین آن نماییم. تا راه انسان از راه الله جدا نشود، نباید انتظار داشت که ولایت هرگز فرو ریزد.

فیروز نجومی

Advertisements
Posted in: اجتماعي