بیشتر به طویله می ماند این جا

Posted on 8 مه 2011

0


خانواده های زندانیان سیاسی زن نسبت به وضعیت آنها در زندان قرچک ورامین هشدار داده و اعلام کردند این زندان فاقد بدیهی ترین حقوق انسانی است.

شهلا کمال آبادی، مادر فریبا کمال آبادی و عبدالعلی مدد زاده، پدر شبنم مدد زاده به «روز» گفته اند که زندان قرچک ورامین کوچکترین امکانات ابتدایی یک زندان را ندارد و جان زندانیان سیاسی زن که به آنجا منتقل شده اند در خطر است.

9 زندانی سیاسی زن هفته گذشته به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند و خانواده های این زندانیان به شدت نگران وضعیت روحی و جسمی آنها هستند. زندانیانی که خود در نامه ای اعلام کرده اند اگر شرایط فعلی ادامه یابد دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

آنها نوشته اند: در ابتدای مشاهده این وضعیت و هتاکی ها و برخوردهای غیر قانونی ای که با زندانیان می شد، تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم، و کماکان بر این حق خود اصرار می ورزیم که در صورت تداوم شرایط فعلی، بیمی برای گذشتن از جان خود نداریم که اگر داشتیم هیچ کدام امروز در این جا نبودیم. اگرچه تجربه به ما ثابت کرده است که بی ارزش ترین چیز در زندان، جان آدمی ست. آن هم چنین زندانی، که اساس وجودش نه قانون، نه نظام جمهوری اسلامی، نه مقامات قضایی که اصل انسانیت را به زیر سوال می برد. به هر روی دست به دامان وجدان های بیدار شده ایم تا اگر ذره ای انسانیت در وجودمان باقی مانده باشد، در برابر این بی حرمتی ها به شان و منزلت انسانی که ملائک بر او سجده برده اند سکوت نکنیم.

با حیوان هم چنین رفتاری نمی کنند

فریبا کمال آبادی، یکی از زندانیانی است که به زندان قرچک ورامین منتقل شده. او عضو گروه 7 نفره یاران (رهبران جامعه بهایی ایران) است که به 20 سال حبس تعزیری محکوم شده و مادرش در مصاحبه با «روز» از تماس تلفنی چند ثانیه ای او با خانواده اش خبر داده و می گوید: فریبا دو سه شب پیش تماس گرفت و چند ثانیه بیشتر نتوانست صحبت کند قبلا در رجایی شهر که بودند برای تلفن مشکلی نداشت اما از وقتی به ورامین رفته اند یکبار برای چند ثانیه با من و یکبار نیز حدود نیم دقیقه با دخترش تماس گرفته و گفت که نگران من نباشید چون امکان تماس تلفنی نیست و بیش از 300 نفر هستیم و صف تلفن بسیار طولانی است و امکان تماس گرفتن نیست. ما هم به شدت نگران هستیم هنوز مشخص نیست ملاقات خواهند داد یا نه و به چه صورتی خواهد بود و تلفن هم که به این صورت است و واقعا نمیدانیم چه بلایی سر او وسایر زندانیان دارد می آید.

شهلا کمال آبادی می افزاید: برای بیش از 300 نفر، فقط 4 دستشویی است و شما تصور کنید این همه آدم در صف دستشویی ساعت ها منتظر می مانند و چه وضعیت اسفناکی است. لباس ها و ظرف هایشان را نیز مجبور هستند در دستشویی بشویند و با این اوضاع واقعا ما نگران هستیم و باور کنید این وضعیتی که در این زندان است به هیچ عنوان انسانی نیست و حتی با حیوان هم چنین رفتاری نمیکنند که با این انسان ها می کنند.

زندانیان سیاسی زن منتقل شده به زندان قرچک ورامین در نامه ای که منتشر کرده اند به این موضوع اشاره کرده و نوشته اند: عدم وجود کوچک ترین سیستم برای تهویه هوا، وضعیت اسف بار بهداشتی به نحوی که بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن برای بسیاری از زندانیان ناراحتی های تنفسی جدی به وجود آورده است. دو سرویس بهداشتی برای بیش از 200 نفر، دو اتاقک حمام برای همین تعداد از زندانیان در نظر گرفته شده محدودیت های به وجود آمده به خاطر سرویس های بهداشتی، عملا باعث شده است تا بسیاری از زندانیان از محیط سوله و مابین تخت ها به عنوان سرویس بهداشتی استفاده کنند وبه دلیل نبود حتی یک شیر آب جداگانه زندانیان برای شستشوی لباس و ظروف خود باید از همین حمام و سرویس بهداشتی استفاده کنند. روزانه به اصطلاح «سه وعده» غذایی در سلف سرویس این زندان ارائه می شود.

مادر فریبا کمال آبادی سپس به نقل از دخترش می گوید: فریبا می گفت از صبح در صف فروشگاه می ایستیم که بتوانیم چیزی بخریم لمل اینقدر آدم زیاد است که نوبت نمی رسد. در صف غذا به طور مداوم دعوا و درگیری و کتک کاری می شود و به تعدادی از زندانیان اصلا غذا هم نمی رسد. شرایط بسیار بسیار بد است خیلی بدتر از آن که خود ما تصور می کردیم و بتوانید تصور بکنید.

او می افزاید: همه را در یک سالن بزرگ ریخته اند و این سالن قبلا انبار غله بوده و سپس مرغدانی و الان زندانیان زن را در آنجا نگهداری میکنند. فریبا می گفت تنها چند تخت سه طبقه است و برخی روی این تخت ها می خوابند و بقیه زندانیان روی زمین می خوابند و هیچ گونه امنیتی هم نیست چون زندانیان مختلف با اتهامات و جرایم مختلف در کنار هم هستند و وضعیت بهداشتی و خدماتی هم که مشخص است.

از خانم کمال آبادی می پرسم که آیا حکم فریبا 20 سال زندان در رجایی شهر نبوده؟ می گوید: حتی در این حکم غیر قانونی هم نوشته شده زندان اوین. یعنی هر کسی در هر حوزه ای که بازداشت می شود به زندان همان منطقه می رود اما به صورت غیر قانونی فریبا و خانم مهوش صابت را به زندان رجایی شهر بردند و بعد هم گفتند که رجایی شهر مربوط به حوزه کرج است و باید به زندان قرچک ورامین بروید و میخواهند زندان رجایی شهر را به زندان مردان تبدیل کنند.

او می افزاید: زندان قرچک ورامین اصلا زندان هم نیست و من تنها برای بچه خودم نگران نیستم متاسف هستم و نگران از این همه بی عدالتی مگر این زندانیان انسان نیستند که در چنین شرایطی نگهد اری می شوند؟ غیر قانونی گرفته اند به خاطر جرم نکرده زندانی کرده اند حداقل مثل انسان رفتار کنند با حیوان هم چنین نمی کنند و باور کنید من واقعا نمیدانم چه بگویم هیچ کلمه ای برای این همه بی عدالتی نمی یابم.

بیشتر به طویله می ماند تا زندان

عبدالعلی مددزاده، پدر شبنم مددزاده نیز به «روز» می گوید که فرزندش در تماس تلفنی به او گفته است در سالنی که بیشتر به یک طویله می ماند زندانی هستند  و هیچ نوع امنیتی ندارند.

شبنم مددزاده، دبیر سیاسی پیشین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران است که به اتفاق برادرش در سال 1387 بازداشت و به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی، به پنج سال حبس همراه با تبعید به زندان رجایی شهر، محکوم شد. او نیز به زندان قرچک ورامین منتقل شده و پدرش می گوید: اینجا مریض شدن مصادف است با مردن و کتک کاری و شکنجه امری عادی است. نه بهداشتی وجود د ارد و نه حداقل امکاناتی و حتی ظرف هایمان را نیز در دستشویی می شوریم.

آقای مددزاده می گوید که فرزندش امنیت ندارد و او به شدت نگران وضعیت جسمانی و روحی دخترش است.

او می افزاید: هر اتفاقی برای دخترم و سایر زندانیان بیفتد مسولیتش با مسولینی است که آنها را به این زندان منتقل کرده و در بدترین شرایط نگهداری میکنند.

زندانیان سیاسی منتقل شده به قرچک کهریزک در نامه خود از این زندان نوشته اند که زندان قرچک ورامین شامل هفت سوله است که هر سوله با تخت هایی به ظرفیت چند ده نفر تجهیز شده است. این در حالی ست که در هر کدام از این سوله ها بیش از 200 زندانی نگهداری می شوند.

در بخش هائی از این نامه آمده  تنبیهات بسیار شدید و برخوردها و درگیری های میان زندانیان بسیار دور از شان و مقام و منزلت انسان است. چرا که از خود می پرسیم در کجای دنیا نتیجه ی درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن کشیدن ناخن های دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان ۱۴ و ۱۵ ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟

زنان زندانی سیاسی در قرچک در بخش دیگری نوشته اند «مگر آنکه مسئولین قضایی کشور، تمام آنچه شرع و قانون و اخلاق بدان معتقد است را به گوشه ای افکنده باشند، و سیستم نظارتی خود را بر این اصل استوار کرده باشند که تمامی مجرمین، از کوچک ترین مرتکبین به جرم تا بزرگ ترینشان مستحق مرگ اند».

نویسنده فرشته قاضی

Advertisements
Posted in: اجتماعي