فاجعه حاکم درایران حاصل آرمان های آقای خامنه ایست

Posted on 13 مه 2011

0


روزی که آقای خامنه ای در مقام امام جمعه تهران، در دانشگاه تهران(1375) گفت: » در هر انقلابی، ریزش و رویش نیرو وجود دارد»، و باز، روزی که در اعتراض به تحصن نمایندگان مجلس ششم که عمدتا اعضای دو حزب جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز بودند و  میدانستند بیت رهبری و شورای نگهبان چه آشی برای مملکت سر بار گذاشته اند گفت: «اسم این (اعتراض و تحصن) ولایت احزاب است، نه ولایت فقیه»، حدس زده می شد به سمت تمرکز قدرت در بیت رهبری و تبدیل این بیت به دربار سلطنتی رضاشاه و محمد رضا شاه می رویم، اما بعید است که به عقل خاتمی و کروبی (روسای جمهوری و مجلس ششم) و نمایندگان مجلس ششم خطور کرده باشد که ادامه ریزش و رویش نیرو و بلند کردن پرچم ولایت فقیه در برابر ولایت احزاب، به کودتا، به انحلال احزاب اسلامی و به پر کردن زندان ها از نیروهای مذهبی انقلاب 57 ، به قلع و قمع نزدیک ترین یاران و همفکران و مقلدان آیت الله خمینی و به زیر شکنجه بردن آنها ختم شود. و این فاجعه کارگزاری داشت و دارد که نامش احمدی نژاد است. کسی که برای حفظ آن در مقام ریاست جمهوری و تکمیل فاجعه، بیت رهبری و شخص علی خامنه ای تن به ننگ و جنایت یک کودتا داد. رویدادی که تاریخ فراموش نخواهد کرد. این که او آلت دست احمد جنتی شد و یا احمد جنتی مجری تمایلات او مهم نیست. نتیجه این فاجعه مهم است. و امروز، وقتی احمدی نژاد آگاه از مردابی که خامنه ای در آن گیر کرده، برای شخص او نیز گربه رقصانی می کند و آجر از زیرپایش می کشد، باید به گذشته بازگشت و آن را مرور کرد. 3 روز بعد از کودتای 22 خرداد، احمدی نژاد اولین گفتگوی کوتاه خود را با سیمای جمهوری اسلامی انجام داد. او در همین گفتگو که در کوران حوادث و اخبار کمتر به آن توجه شد رسما گفت: ما به احزاب و جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب احتیاج نداریم. مساجد خودشان حزب اند!

این رویش یافته بعد از انقلاب، همان را گفت که آقای خامنه ای در اعتراض به تحصن نمایندگان مجلس ششم گفته بود و اساسا با وعده تحقق همان نظر ایشان به صحنه آمد و پس از 4 سال نیز، برای نگهداشتنش درمقام ریاست جمهوری و ادامه منویات ولایتانه علیه میرحسین موسوی کودتا شد.

حاصل آن مخالفت با ولایت احزاب و رویش نیرو، و اعلام بی نیازی به احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب، شکایت نامه و دادنامه ایست که 26 تن از سرشناس ترین چهره های زندانی کودتای 22 خرداد نوشته و فاش ساخته اند که در زندان کودتا با آنها چه کردند.

سپاه پاسداران، که پس از چندین پاکسازی و تصفیه فرماندهان، تبدیل شد به سپاه تاجران و عاملین کودتا و جنایاتی که در زندان ها و خیابان ها روی داد، اعتبار و منزلت گذشته خویش را که ناشی از جنگ طولانی و دفاع از میهن و انقلاب بود، در همین تئوری بافی های آقای خامنه ای و بقول آیت الله خوئینی ها «هر روز مملکت را به سمتی کشیدن» بر باد داد و مردم، فاجعه ریاست جمهور شدن احمدی نژاد را محصول مشترک بیت رهبری و فرماندهان همین سپاه می دانند.

Advertisements
Posted in: اجتماعي