خامنه ای مشایی می گیرد. احمدی نژاد مشایی تولید می کند! برنده هنوزاحمدی نژاد.

Posted on 21 مه 2011

0


1- آیت الله یزدی رییس حوزۀ علمیۀ قم درهشتاد وچند سالگی مریض هستند وخدا شفایشان بدهد. ایشان که تندیس یک تحجربقدمت جاهلیت پیش ازاسلام هم هستند؛ بالاخره با هدف توبه وبخشش همۀ جرایمی که برعلیه ملت ایران مرتکب شده اند، و یک هفته پیش حرف راستی زده است به این مضمون که: رویۀ جامعه بعد از ماجرا های اخیربین رییس جمهورورهبرنوعی سکون را نشان می دهد ولی عمق جامعه آسیب دیده است وکماکان متلاطم است.» این حرف درست به این معنای بدیهی است که جامعۀ ایران کماکان آبستن طوفانی است که سعی می شود آرامش قبل ازآن را به حساب «طوفانی درکارنیست» بگذارند.

2- خبروشایعه قاطی شده وازدستگیری پی درپی افراد مرتبط با جریان منحرف (نام مستعارمشایی) گرفته تا مرگ یکی ازبازجویان مسئول بازجویی ازفرد مرتبط با اجنه در دولت گسترش یافته است. آخرین داده های مستند دراین مورد بازداشت فردی است که دوستی 20 ساله با مشایی داشته ودردفترایشان مشغول کاربوده است. اگر این ها را بگذاریم در کنار سخنان بسیاربسیارمستأصل ونگران مرد شماره یک ایدئولوگ رهبر ایران یعنی آیت الله مصباح یزدی دردیدارخصوصی با سرداررحیم صفوی و جمعی از فرماندهان سپاه وبرخی اظهارنظرهای محدود ازروحانیان میانه -ازنظر سلسله مراتب اهمیت- به این نتیجه می رسیم که استراتژی جناح رهبراز منازعات خیابانی و چاله میدانی بدست سعیدی ها وذوالنوروطائب وحدادیان وارضی ونقدی وسردارقاسمی و عباسی استراتژیست جهانی و… به دوبخش مجزا ارتقاء یافته است. که اولی آن برخورد های عقیدتی وامنیتی وپرونده سازی های مالی وجنسی توسط سپاه وقوۀ قضائیه است. ودومی ورود نظری شاخص ترین نظریه پردازان هنوز وفادار به آیت الله خامنه ای. اینک سؤال این است که این دوشاخۀ جدید استراتژی نهایی بکدام سو خواهند رفت. ومی شود انتظار چه پیامدهایی را داشت بزودی.

3- بنظرم می رسد که شاخۀ تئوریک این استراتژی قبل ازشروع شکست خورده است. زیرا که گسیختگی بوجود آمده دربین روحانیان ارشد سیاسی بسیارزیاد گسترده و پردامنه است ودیگرهیچ گاه التیام نخواهد یافت. درجبهۀ نظری فعلاً نام آیت الله خامنه ای بعنوان مصداق ولایت فقیه ازمنابرومعابروتریبون ها جمع شده است. وهمۀ خطبا ومبلغان معدود باقی مانده درصحنه همۀ زورشان را جمع کرده اند پشت خود واژۀ ترکیبی «ولایت فقیه» ودارند تلاش می کنند که بدون نام بردن ازرهبربی بصیرت، اصل ولایت فقیه را نجات بدهند. درسه روزگذشته تنها درنوشتۀ متزلزل و از سرناچاری حسین قدیانی جوان درصفحۀ 14 کیهان بود که دیدم نامی ازآیت الله خامنه ای آورده شده است. آن هم نه با لقب محبوب واهدایی قدیانی به رهبر یعنی «حضرت ماه» بلکه بسادگی وعریانی «سید علی». وآن هم نه برای تبلیغ وتشجیع طرفداران اندک وسرگردان، بلکه درپاسخ به خیل روحانیانی که خطاب مستقیم یا غیرمستقیم دارند به خامنه ای که: «دیدی ما می گفتیم این محمود آن حبیبی نیست که تو می گویی وحالا خود دانی. که ازقدیم گفته اند: خود کرده را تدبیرنیست. فلذا ما نیستیم وبی خودی تلاش نکن پای مارا بوسط بکشی.» حسین قدیانی که مثل استادش شریعتمداری یکی ازتلخ ترین دوران بدون سوژگی روزنامه نگاری خود را می گذرانند بدون تردید. آسمان را بریسمان دوخته که حالا چه وقت این حرف ها وگله ها ودماغ سوخته می خریم نشان دادن هاست. وملتمسانه ازروحانیون بزرگ خواسته که «سیدعلی» بدجوری تنهاست وبه کمک نیازدارد.

4- درشاخۀ عملی وجبهۀ بگیروببند وضع بمراتب بدترهم است. زیرا که اولاً بگیر و ببند مؤمنانی که تا دیروززانو به زانوی علمای قم بودند درتبیین مبانی اسلام ومراتب ظهورامام زمان وهمه بعنوان انسان هایی که کرامت دارند وبرخی الهامات قدسی را دریافت می کنند؛ امروزبه بهانه های تسخیراجنه وعرفان های کاذب و رمال و فالگیر و کسی که ازمدفوع خودش تغذیه می کند ومتجاوزجنسی به بیش ازصد ها زن و دختر به بوق های تبلیغاتی معرفی می شوند؛ درحالیکه دراتاق های بازجویی اینان با همۀ تمهیدات قرون وسطایی شکنجه های سیاه وسفید چیزدندان گیری که گیرنمی آید بلکه بسیاری ازبازجویان هم خودشان مسأله دارمی شوند با سیستم وبرخی حتی می میرند ازترس رودررویی با اینان.

5- اما مشکل بزرگ واصلی درجای دیگری است. آنجاییکه امروزاحمدی نژاد یکی دیگرازجریان منحرف (نام مستعارمشایی) را روکرد واستاندارجوان و33 سالۀ فارس را به ریاست سازمان گردشگری ومیراث فرهنگی منصوب کرد. این شخص همان عنصرنامطلوبی است که آن موسیقی حافظیه را راه انداخت ومسئول وطراح برگزاری جشن های جهانی نوروزدرتخت جمشید بود وروحانی وغیرروحانی هوادار الیگارشی متحجرسایه اش را با تیرمی زنند.

6- درحالی که بگیر وببند ها به پشت گوش های مشایی دردفترکارش رسیده است؛ احمدی نژاد کماکان بی اعتنا وخونسرد درحال دیده بانی دقیق ازصحنه است تا نیرویش را درجای غیرلازم بکارنبرد وبی هنگام سرعت قطارسریع السیرش را کم وزیاد نکند. جناح راست بتصورقطعی اینکه لوکوموتیوران (احمدی نژاد) بدون بلد منحرف درکنارش چاره ای جزپرسیدن راه ازآن ها ندارد. دارد سینه خیز وکوپه به کوپه حرکت می کند تا دریک لحظۀ غافلگیر بپرد توی اطاق لوکوموتیوران وبلد منحرفش را بکشد ازقطارپایین وخلاص.

7- احمدی نژاد ازپشت فرمان لوکوموتیو بلند می شود ودرحالی که یکی ازآن پوزخند های بی تفاوتش را می پاشد بصورت جوراب پوشان لرزان وترسان ازورود دزدکی به دفترش ومی گوید: «صبرکنید ببینم. کجا با این عجله. این یک قطار است. وآن دو خط سیاهی که می بینید قطاردارد روی آن ها حرکت می کند ریل نام دارد. قطارها با ریل وحافظۀ دیجیتال والکترونیکی خودشان برروی ریل قبلاً کارگذاشته شده حرکت می کنند. لوکوموتیوران که من باشم وظیفه ای جزمراقبت ازحرکت صحیح قطار بر روی ریل قبلاً کارگذاشته شده ندارم. بنابراین صورت مسأله را اشتباه فهمیده اید. چون حرکت قطار وسمت وسوی آن را ریل تعیین می کند ونه رانندۀ قطارحتی. لذاست که تلاشتان برای فرافکنی انحراف موهوم قطارازظن منافع خودتان به راهنمای حرکت جناب آقای مهندس مشایی یک غلط بنیادین است. البته دوست بسیار بزرگوارم جناب مشایی یکی ازبهترین طراحان وریل گذاران اولیۀ قطارمن بوده اند. ولی اینک درداخل لوکوموتیو فقط برای شوخی وخنده با من تشریف دارند ونه برای تعیین مسیرحرکت قطار. مگرهمۀ آنانی را که بردید وفکرمی کردید سوخت رسانان قطاررا برده اید من خم به ابرو آوردم. ویا تغییری درسرعت وجهت قطاراتفاق افتاد که حالا دارید بخودکشی سیاسی تان ادامه می دهید با گرفتن وبستن انسان زلالی مثل مهندس مشایی. واقعاً دلم برایتان می سوزد. شما تنها یک چاره بیشترندارید وآن جدا کردن سرمن ازتنم است وتصرف قهری لوکوموتیوی که ملت ایران مرا برانندگی اش موظف کرده است. چرا اینقدرزحمت بی خودی می کشید ومزاحم انسان های پاک وزلال ومؤمن می شوید.»

8- واقعیت قضیه هم همین است که مشایی ها درکناراحمدی نژاد چنان تکثیرشده اند که مصداق معروف «گرحکم شود که مست گیرند/ درشهرهرآنکه هست گیرند» را تداعی می کند. که آخرین نمونۀ برجسته اش را گفتم درکسوت جدید ریاست سازمان گردشگری ومیراث فرهنگی. وبسیاربعید است که جناح راست بتواند با گرفتن وبستن این همه مشایی بجایی برسد. چون احمدی نژاد اگربرای ریل گذاری هم ازمهندس مشایی استفاده کرده باشد که خودش می گوید کرده. برای راندن لوکوموتیوش روی ریل تعبیه شده به اندازۀ کافی با هوش است. ونتیجه اینکه جزرودررویی جناح راست ترسیده وگسیخته وبی عرضه با شخص رییس جمهور؛ با هدف دوگانۀ یا مرگ قطعی یا عدم شکست فوری برای اصولگرایان سنتی؛ چاره ای نخواهند داشت. بزودی! یا…هو

برگرفته از وبلاگ دلقک .ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي