با نور ماشین هاله را غسل دادند و شبانه دفنش کردند

Posted on 3 ژوئن 2011

0


هاله سحابی در جریان تشییع پیکر عزت الله سحابی جان باخت و خانواده اش به «روز» گفتند که اجازه برگزاری هیچ گونه مراسمی برای هاله و عزت الله سحابی را ندارند.

خانواده های سحابی و شامخی تصمیم داشتند امروز مراسم ختم عزت الله سحابی و دخترش هاله را با هم برگزار کنند اما دستگاه امنیتی از این امر ممانعت به عمل آورده است.

همزمان گزارش ها از فشارهای شدید بر خانواده سحابی حکایت دارد فشارهایی که انان را ناچار کرد هاله را شبانه در بهشت فاطمیه روستای گلندوک لواسان و در حضور انبوه ماموران امنیتی به خاک بسپارند.

اعضای خانواده، نزدیکان و شاهدان عینی جان باختن هاله سحابی و خاکسپاری شبانه او و همچنین خاکسپاری پیکر عزت الله سحابی در مصاحبه با «روز» از این فشارها پرده برداشته اند.

عزت الله سحابی از روز نهم اردیبهشت و به دلیل سکته مغزی به بیمارستان منتقل شد او یک ماه گذشته در کما بود و ساعت 2 و ده دقیقه بامداد سه شنبه در گذشت. دیروز و در جریان تشییع پیکر این فعال سیاسی، دختر او جان باخت.

قلب هاله را از حرکت بازداشتند

هرچند روایت های متفاوتی از نحوه جان باختن خانم سحابی تاکنون در رسانه ها منتشر شده اما شاهدان عینی به «روز» گفتند که برخوردهای ماموران امنیتی و انتظامی در جریان تشییع پیکر آقای سحابی، عامل جان باختن هاله سحابی است.

یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی در مصاحبه با «روز» از درگیری در جریان تشییع پیکر پدربزرگش خبر داده و می گوید: پیکر پدربزرگم را که از خانه خارج کردیم اجازه تشییع ندادند می خواستند سریع جنازه را بگیرند و ببرند. فضا متشنج شد و درگیری هایی رخ داد در همین حین که جنازه را به زور می کشیدند تا ببرند مادرم افتاد. بیهوش بود همراه پدرم به درمانگاه بردند اما نیم ساعت بعد خبر آمد که دکترها گفته اند بر اثر ایست قلبی رفته و….

او می افزاید: دو پزشک معتمد خانواده که عضو فامیل هستند پیکر مادرم را معاینه کردند و گفتند که ضربه نمی توانست عامل ایست قلبی شود بلکه شرایط بسیار عصبی و پراسترسی که به علت وجود بسیار زیاد ماموران امنیتی و نیروهای مختلف لباس شخصی و… به وجود آمده بود و نوع رفتار این نیروها و برخوردهایی که کردند و فضای وحشتناکی که ایجاد کردند منجر به ایست قلبی مادرم شده. مادرم عکس پدرش را در دست داشت عکس را کشیده و پاره کردند و ایست قلبی و جان باختن مادرم نتیجه فضای استرس و بالا گرفتن تشنج و عصبی بودن وضعیت موجود بود.

به فرزند هاله سحابی می گویم برخی سایت ها نوشته اند با پنجه بکس، هاله را مورد ضرب و شان قرارداده اند و… یحیی شامخی می گوید: پنجه بکس را تکذیب میکنم. پنجه بکسی نبود.

با حامد سحابی که اینک هم پدر را از دست داده و هم تنها خواهرش را تماس گرفتیم و هم با یحیی شامخی فرزند هاله. از آن ها درباره دفن شبانه هاله می پرسیم. حامد سحابی توان صحبت ندارد و می خواهد با یحیی حرف بزنیم. یحیی می گوید: اصرار داشتند که شبانه دفن کنیم فشارهایی که از قبل بر سرچگونگی تشییع پدربزرگم وجود داشت ادامه داشت. خانواده نیز به شدت شوکه بودیم می خواستیم مادرم را برای یک شب برای خود داشته باشیم، اما نگذاشتند فشارهایی که مقام های امنیتی اوردند و تهدید هایی که صورت گرفت باعث شد بیش از این نتوانیم مقاومت کنیم. به ناچار شبانه مادرم را با حضور ماموران دفن کردیم.

فرزند هاله سحابی سپس از درگیریهای خود ماموران با هم سخن می گوید: قرار نبود جایی ببرند اما بردند پزشکی قانونی کهریزک. گویا گروههای مختلفی دخیل بودند در این امر و اختلافاتی داشتند با هم. بردند و بدون اینکه روی جنازه کاری کنند آوردند و شبانه مادرم به خاک رفت.

او همچنین خبر میدهد که خانواده اش اجازه برگزاری هیچ مراسمی ندارند و می گوید: بنا داشتیم مراسم پدربزرگ و مادرم همزمان برگزار شود اما همین الان که با شما صحبت میکنم به ما گفتند باید لغو شود و اجازه هیج مراسمی نیست.

 

با نور ماشین هاله را غسل دادند

او بیش از این نمی تواند جزئیاتی بگوید اما یک شاهد عینی که همراه هاله سحابی بوده و تمام جزئیات را شاهد بوده است به «روز» می گوید: هاله دو سه روز اخیر به شدت تحت فشار بود و ضربه های روحی شدیدی به دلیل فشار های امنیتی بر او وارد می شد. لحظه ای نبود که ماموران امنیتی تماس نگیرند و فشار وارد نکنند از جمله آخرین ها همان بود که تشییع را از 8 و نیم صبح به 7 صبح تغییر دادند و در خانه و از ساعت 5 شست و شوی پیکر مهندس شروع شد. ساعت 7 صبح از درب منزل خارج شدیم و قرار بود تا سر کوچه جنازه را تشییع کنیم اما حتی آن 20 – 30 متری که گفته بودند را نیز اجازه ندادند.

این شاهد عینی می افزاید: در برخورد اول ما خانم ها و از جمله هاله سعی میکردیم مسیر را باز کنیم تا تشییع انجام شود. همان جا ضربه روحی شدیدی بر هاله وارد شد. «ما به اتفاق هاله جلو تر از بقیه بودیم و یکی از پرسنل نیروی انتظامی عکس مهندس را از دست هاله گرفت و پاره کرد. بعد خواست هاله را بزند ما فریاد کشیدیم و من داد زدم که به دختر متوفی را هم رحم نمی کنید؟ دستش را عقب کشید. هاله به شدت ناراحت شده بود که چرا عکس مهندس را پاره کردند که دیدیم عکس های مهندس را از دست همه می گیرند و پاره می کنند. بچه ها را کتک میزدند و جنازه را به زور گرفتند در همین حین هاله افتاد.

این شاهد عینی که از نزدیکان هاله سحابی است توضیح میدهد: آنها جنازه را گرفته بودند و میخواستند ببرند داخل آمبولانسی که تدارک دیده بودند و دفن کنند. هاله جلو رفت که اعتراض کند و بگوید که حداقل به حرف خودتان پایبند باشید که افتاد من آن موقع یک متری او بودم ندیدم مشتی یا لگدی بزنند اما دوستانی که در زاویه دیگر بودند گفتند هاله را هل دادند و برای همین افتاد.بعد هم که دچار ایست قلبی شد اما مساله اساسی این است که آقایان در این چند روز تمام شرایط را برای ایست قلبی هاله فراهم کردند تمام اتفاقاتی که افتاد فشارهایی که بر هاله و همسرش، اقای شامخی وارد کردند و همه توهین ها و تهدید ها و فشارها، شر ایطی را به وجود اورد که منجر به جان باختن هاله شد. حتی وقتی هاله افتاده بود و دچار ایست قلبی شد او را سوار ماشین که کردند با چنان خشونتی پاهای او را فشار دادند تا وارد آمبولانس کنند که واقعا وحشتناک بود.

این شاهد عینی سپس میگوید که اگر علت مرگ یک ایست قلبی ساده بود چرا این همه فشار آوردند تا شبانه هاله را دفن کنند؟ ایست قلبی نتیجه فشارهای ماموران امنیتی و جو متشنج و درگیری ای بود که ایجاد کرده بودند و مسولیت آن با جمهوری اسلامی است.

او توضیح میدهد: دیروز از صبح انواع ماموران امنیتی، انتظامی، لباس شخصی و… را در آپارتان 100 متری هاله ریخته بودند ما نشسته بودیم آنها مدام می گفتند باید همین امروز هاله را دفن کنید بعد از ظهر پیکر هاله را از منزل آوردیم سوار آمبولانس کنیم که جلوی منزل، جسد را گرفتند و با خود بردند تا ساعت ها نمی دانستیم کجاست. بعد گفتند برای پزشکی قانونی برده بودند کهریزک. نزدیک غروب برگرداندند. شب در غسالخانه کوجک قبرستان که نور نداشت شستند و اینقدر شرم آور بود که غسالخانه تاریک را با نور چراغ های ماشین روشن میکردند و دو پروژکتور نیز آوردند که قبرستان تاریک را روشن کنند و… همه اینها نشان میدهد که ایست قلبی عادی نبوده و از چه می ترسند.

 

تنها صدا یازهرا بود

احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری که قرار بود نماز را بر پیکر عزت الله سحابی اقامه کند و در تشییع جنازه حضور داشت به «روز» می گوید: من در دو سه متری خانم سحابی بودم. درگیری سر جنازه بود و یکباره با فریاد پزشک بیارید و… متوجه شدم که ایشان افتاده اند بالای سرشان رفتم روی زمین افتاده بودند و کسانی که شاهد بودند میگفتند یکی از ماموران عکس عزت الله سحابی را از دست ایشان گرفته، پاره کرده و بعد به او ضربه ای رزده و خانم سحابی را زمین انداخته است. در اصل ماموران میخواستند جنازه را سوار آمبولانس کرده و ببرند و جوانانی که زیر جنازه بودند اجازه نمیدادند و درگیری شده بود و به این قضیه منتهی شد.

او می افزاید: همان زمان جنازه مهندس سحابی را با خود بردند و مراسم نماز را خودشان به جا آوردند. تعداد زیادی را نیز دستگیر کردند که بعد آزاد کردند اما 12 نفر همچنان در بازداشت هستند که یکی از آنها حامد، یکی از فرزندان من است.

حسین شاه حسینی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی نیز که در مراسم تشییع مهندس سحابی حضور داشت به «روز» می گوید: موقعی که جنازه مهندس سحابی را از منزل خارج کردیم و روی دوش مردم بود که آقایان دولتی آمدند و جنازه را از دست مردم خارج کردند هاله عکس پدرش دستش بود اعتراض کرد و گفت قرار بود جنازه را تا سر کوچه ما ببریم اما یکباره درگیری شد، از آن طرف جنازه مهندس سحابی روی زمین افتاد و از این طرف عکس مهندس را از دست هاله گرفته و پاره کردند.

او توضیح میدهد: من به دلیل پادردی که دارم در عقب جمعیت می رفتم و خود ناظر نبودم اما آنچه تاکنون به ما گفته اند و مورد تایید دوستان هم قرار گرفته این بود که هاله در مقام اعتراض به پاره کردن عکس و گرفتن جنازه شد. جمعیت فشار می آورد هاله ضربه ای خورده و زمین افتاد و با پا به او زدند. آمبولانس خبر کردند و و بردند و نیم ساعت بعد خبر دادند که فوت کرده.

دفن شبانه

آقای شاه حسینی که در خاکسپاری پیکر هاله نیز حضور داشته می گوید: آقای شامخی، پیکر هاله را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل برده بود، از دستگاه حاکمیت امدند وگفتند که به هیچ عنوان اجازه نخواهیم داد جنازه امشب بماند یا باید همین الان دفن کنید یا ما خودمان دفن میکنیم. به شدت فضای رعب وحشت حاکم بود. به هر حال مجبور شدند بپذیرند که دفن کنند و شب در غسالخانه ماشین ها را آوردند و نور آنها را انداختند که کمی نور باشد و بتوانند غسل کنند و نماز بخوانند. یعنی خود ماموران هم آمادگی نداشتند اما می خواستند به هر شکلی شده همان دیشب تمام کنند. نگذاشتند کسی حرفی بزند و تنها صدای یازهرا بود که حاظران می گفتند و بعد هم خانواده سحابی تشکر کردند از حاضران و…

لطف الله میثمی نیزکه در تدفین هاله سحابی حضور داشته به «روز» می گوید: ساعت ده و نیم شب هاله را دفن کردند.

از او می پرسم آیا غسل و تدفین هاله توسط خانواده اش صورت گرفته ؟ می گوید: در حضور خانواده بود آقای شامخی، مادر هاله، دختران هاله بودند، ما بودیم و مردم تنها یازهرا، یا زهرا می گفتند و یاد دفن شبانه و مظلومانه فاطمه زهرا بودند.

او می افزاید: خانواده بودند اما فشارها بود گفتند باید امشب دفن شود فضای مناسبی نبود، الان هم فضای مناسبی نست.

آقای میثمی بیش از این توان صحبت ندارد. اما آقای شاه حسینی اشاره میکند که روز گذشته ماموران دادستانی به منزل آقای شامخی رفته بودند. او توضیح میدهد: من آنجا بودم که آز دادستانی آمدند برای تحقیقات که چه اتفاقی افتاده و چی بوده و شاهدان کی هستند و… در حین گفتگویی که داشتند شنیدم که آقای شامخی گفت من چه شکایتی از شما بکنم؟ شکایت کنم جنازه زنم را بر میدارید و می برید. بروید خودتان صورت جلسه کنید. تحقیق کنید و خودتان بفهمید چه کردید و…

 

به گفته های آقایان اعتمادی نداریم

علی اکبر معین فر، اولین وزیر نفت جمهوری اسلامی اما از جان باختن هاله سحابی با عنوان «شهادت» هاله یاد کرده و به «روز» می گوید: قرار بود ساعت 8 و نیم پیکر مهندس را تشییع کنیم براثر فشارها تغییر کرده بود و من به هوای اینکه همان 8 و نیم است رفتم و ساعت 8 و 20 دقیقه بود که رسیدم. از ساعت 6 و نیم صبح فشار بوده که ببرند و دفن کنند. موقعی که جنازه را بیرون می برند با زور و ضرب و جرح، جنازه را ماموران می گیرند و در همان حین عکسی از پدر بر سینه و دستان هاله بوده و او را که در معیت مشایعت کنندگان بود با مشت زده اند و زمین افتاده و متاسفانه اورژانس که برده اند موثر واقع نشده و هاله شهید شده است.

آقای معین فر می گوید: این ها مسموعات بنده است و خود ما رفتیم که بر سر مزار مهندس که دفن کرده بودند فاتحه بخوانیم دیدیم بسیار غیر عادی است اجازه نمیدادند جلو برویم. چند نفر را هم بازداشت کردند و من واقعا نمیدانم یک کار ساده که هیچ لطمه ای به آقایان نمیزد را چرا تبدیل به چنین مساله ای کردند.

آقای معین فر سپس تاکید میکند که شاهدان عینی اعلام کرده اند هاله مورد ضرب و جرح قرار گرفته و زمین افتاده است.

از اومی پرسم که آیا «ایست قلبی» خانم سحابی واقعیت دارد؟ می گوید: ما طبیب نیستیم که اظهار عقیده کنیم اما آنچه که مسلم است این است که شروع قضیه با درگیری و پاره کردن عکس مهندس سحابی بودهو سپس ضربه ای به هاله زده اند و او افتاده اما اینکه در نهایت این مسائل منجر به ایست قلبی شده نمیدانم و متاسفانه به گفته های آایان هم نمی توانیم اعتماد کنیم.

هاله سحابی یک روز قبل به «روز» گفته بود که ماموران امنیتی خانواده او را برای تدفین فوری پیکر پدرش تحت فشار قرار داده اند و هرچند خانواده نپذیرفته اند اما «مسائلی پیش اوردند که ناچار شدیم ساعت را تغییر دهیم و ساعت 7 صبح پیکر پدرم را تشییع خواهیم کرد».

اوکه چند روزی بود از زندان به مرخصی آمده بود افزوده بود: تشییع محتصری داریم حالا بزرگواری آقایان ببینیم تا چه حد باشد و اجازه بدهند این مسیر کوتاه از منزل پدرم تا قبرستان را پیاده روی کنیم یا نه.

نوشته فرشته قاضی

Advertisements
Posted in: اجتماعي