سالگرد ۲۵ خرداد بدون معرفی قاتلان

Posted on 17 ژوئن 2011

0


خانواده های جان باختگان 25 خرداد 88 در مصاحبه با «روز» اعلام کردند با گذشت دو سال از شهادت فرزندانشان، شکایات آنها همچنان بی پاسخ مانده است.آنان همچنین خبر دادند مراسم دومین سالگرد شهادت فرزندانشان را بر مزار آنها برگزار خواهند کرد.

25 خرداد 88 در جریان راهپیمایی مسالمت آمیز مردم ایران که در اعتراض به انتخابات مخدوش 22 خرداد همان سال صورت گرفته بود، تعداد زیادی براثر شلیک مستقیم گلوله از سوی نیروهای نظامی جان باختند.با گذشت دو سال هنوز آمار دقیقی از تعداد جان باختگان روز 25 خرداد وجود ندارد، و برخی خانواده ها هم به علت فشارهای امنیتی تاکنون حتی از اعلام نام فرزندان خود امتناع و برخی دیگر به دلیل همین فشارها تنها به اعلام نام آنها بسنده کرده اند.

با این وجود تعدادی از خانواده های کشته شدگان اعتراضات مردمی روز 25 خرداد با طرح شکایت، خواهان معرفی و محاکمه قاتل فرزندان و عزیزان خود شده اند، هر چند تاکنون به هیچ یک از این شکایات رسیدگی نشده و به برخی از خانواده ها هم رسما گفته شده که شکایات آنها مسکوت خواهد ماند.

 از این خانواده ها خواسته شده که با گرفتن دیه، رضایت بدهند و سکوت پیشه کنند؛ امری که تاکنون از سوی این خانواده ها رد شده است.

خانواده های میثم عبادی، احمد نعیم آبادی، داوود صدری، علی حسن پور، حسام حنیفه و سهراب اعرابی در مصاحبه با «روز» از بی نتیجه ماندن شکایت های شان برای شناسایی و معرفی قاتلان این جان باختگان اعتراضات مردمی سخن گفته اند.

فقط سر می دوانند

میثم عبادی

که به عنوان اولین جانباخته اعتراضات مردمی بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد شناخته می شود روز 23 خرداد و تنها یک روز بعد از برگزاری انتخابات جان باخت.

اصغر عبادی، پدر میثم عبادی می گوید بعد از دو سال هیچ نتیجه ای از شکایت خود نگرفته است.

آقای عبادی به «روز» می گوید: دیگر خسته شده ام اینقدر این طرف و ان طرف ما را سر دواندند که دیگر توان ندارم. قاضی پرونده را عوض کردند؛ آخرین حرفی که قاضی به ما گفت این بود که پرونده در اداره آگاهی است و به ما نمیدهند، خودت برو بگیر. به اداره آگاهی رفتم گفتند مگر امکان دارد قاضی بخواهد و ما نفرستیم چند مورد فتوکپی از ما خواسته بودند که فرستادیم، پرونده را هم نمی توانیم دست شما بدهیم….

او می افزاید: در اصل دست به سرمان می کنند، جواب درستی که نمیدهند اما ما از بچگی یاد گرفته ایم که خدا جای حق نشسته و نمی گذارد خون بی گناه پایمال شود. بچه من فقط 16 سال و 3 ماه داشت غیرتش قبول نکرد بی تفاوت از کنار دختری که کتک میزدند بگذرد و اعتراض کرد و گلوله را در شکم او خالی کردند. بعد یک نفر را گرفتند و گفتند قاتل پسرم است؛ او بسیجی بود اما چندی نگذشت که ازادش کردند و گفتند اشتباه گرفته اند در حالیکه خودشان می گفتند گلوله از اسلحه او شلیک شده بود. بعد هم شروع کردند به سر دواندن ما. میخواهند ما را خسته کنند که دیگر پی گیری نکنیم. اما ما میدانیم که خون هیچ بی گناهی روی زمین نمی ماند؛ دامن قاتلش را می گیرد و روزی مجازات قاتل پسرم را خواهیم دید.

از آقای عبادی می پرسم برای دومین سالگرد میثم، مراسمی برگزار کردید؟ می گوید روز بیست و سوم نه اما روز 25 خرداد به مزار میثم خواهیم رفت؛ مراسم چندانی که نداریم سر مزار میثم خواهیم بود.

گفتند بسیج با اسلحه جنگی میکشد

احمد نعیم آبادی

اما روز 25 خرداد و درجریان شلیک از پایگاه بسیج در آزادی جان باخته است. پدر احمد نعیم آبادی به «روز» می گوید امسال مراسمی برای فرزندشان برگزار نخواهند کرد و در سالگرد مرگش بر مزار او در بهشت زهرا خواهند بود.

اومی گوید: می رویم سر مزار شهید و فاتحه خوانی و پخش خرما و… اما مداحی هم نداریم شب هر کسی خواست به منزلمان بیاید قدمش روی چشم ؛ در خدمت خواهیم بود اما خود مراسمی نداریم.

از پدر احمد نعیم آبادی می پرسم سرانجام شکایت شما برای معرفی قاتلان فرزندتان چه شد؟ می گوید: هیچ. آخرین جلسه ای که رفتیم در دادسرای نظامی به ما گفتند شما از بسیج شکایت کرده اید اما پسر شما 4 گلوله ساچمه ای خورده از همین کسانی که خواهر زاده موسوی را زدند، اگر بسیج بود با کلاش و اسلحه های جنگی می زد. لذا شکایت شما از بسیج رد شده. گفتم در این کشور اگر واحد امنیتی مستقر است و بر مسائل امنیتی سیطره دارد چطور می شود یک نفر مورد اصابت گلوله قرار گیرد و ندانند چه کسی زده؟ نمی شود بگویید که از خارج از کشور آمدند زدند و رفتند. شما باید جوابگو باشید بگویید چه کسانی بچه های ما را با گلوله زدند و شهید کردند.

آقای نعیم آبادی می افزاید: دیگر جواب خاصی به ما ندادند گفتند انحصار وراثت بیاورید دیه بدهیم گفتم من دیه نمیخواهم من قاتل فرزندم را میخواهم مگر پسر مرا ماشین زده که حرف از دیه می زنید بچه مرا کشته اند و باید قاتلش معرفی شود. بعد دیگر بلاتکلیف ماندیم گفتند سرنخ نتوانسته اند پیدا کنند و…

پیش از این مادر احمد نعیم آبادی درباره نحوه جان باختن فرزندش به «روز» گفته بود: احمد به اتفاق پسر بزرگم برای حضور در راهپیمایی رفته بودند. دقیقا یک متری هم بودند که یکباره تیراندازی شروع می شود و احمد تیر میخورد و ده دقیقه هم طول نمی کشد که در آغوش برادرش جان میدهد… احمد 4 تیر خورده بود. قلب، دست، پا و ریه و شش احمد گلوله خورده بود…

امکان شناسایی قاتل نیست

لادن مصطفایی، همسر علی حسن پور اما به «روز» می گوید که «من واقعا دوست دارم از دادگاههای داخل کشور و دادگاههای خود ایران به نتیجه برسم اما اگر جوابی ندهند و به نتیجه ای نرسم از طریق دادگاههای بین المللی اقدام خواهم کرد».

علی حسن پور

روز 25 خرداد در خیابان آزادی بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شد و خانواده اش 104 روز بعد از این واقعه، پیکر او را تحویل گرفتند و به خاک سپردند.

همسر آقای حسن پور پیش از این به «روز» گفته بود که سپاه قتل همسرش را مشروع دانسته و اکنون درباره آخرین پاسخی که بعد از دوسال به او و خانواده اش داده اند می گوید: دادگاه اعلام کرده که امکان شناسایی قاتل نیست. پرونده هم حالت رکود پیدا کرده. هفته پیش باز هم به دادسرای نظامی رفتم به کارشناس دادگاه نظامی گفتم که من مستنداتی که نشان میدهد همسرم را از پایگاه بسیج زده اند به شما ارائه کرده ام. گفت حاضر به گرفتن دیه نیستی ؟ گفتم به هیچ عنوان. گفت چه میخواهی؟ گفتم من قاتل را میخواهم از پایگاه بسیج با اسلجه کلاش به همسر من شلیک کرده اند کارشناس اسلحه نظر داده و ساله شما هیچ کاری نکرده اید. گفتند باید شاهد بیاوری ؛ گفتم که من هیچ وقت چنین کاری نمیکنم جوانی را که آن روز جان سالم به در برده معرفی کنم که آینده اش به خطر بیفتد؟ باز هم جوابی داده نشد اما من باز هم به دادگاه مراجعه خواهم کرد.

از خانم مصطفایی می پرسم برای سالگرد آقای حسن پور چه خواهید کرد؟ میگوید: 25 خرداد ساعت 6 تا 8 در بهشت زهرا خواهیم بود بر مزار همسرم اما هر کسی منزل بیاید قدمش روی چشم ماست مهمان علی است و برای ما عزیز است؛ ما نمیخواهیم برای کسی مشکلی پیش بیاید ولی بالاخره وظیفه من پذیرایی از مهمانان علی است و….

هیچ جوابی نمی دهند

داوود صدری

دیگر جان باخته 25 خرداد 88 است. براساس فیلمی که از صحنه تیرخوردن آقای صدری بر سایت های اینترنتی منتشر شده، او از ناحیه قلب مورد اصابت گلوله قرار گرفته است و تعدادی از مردم سعی در کمک به او دارند.

مادر او نیز به «روز» می گوید: «هیچ مراسمی نداریم خودمان روز جمعه در خانه برایش ختم قرآن داریم و سر مزار او خواهیم رفت».

خانم صدری از بی نتیجه بودن شکایت خانواده اش سخن میگوید: «رفتیم و آمدیم، باز هم می رویم و می آییم اما هیچ جوابی نمیدهند. هنوز هیچ کاری برای ما نکرده اند ما هم ناچاریم بسوزیم و بسازیم و غیر از توسل و توکل به خدا که کاری از ما ساخته نیست. به این راحتی بچه مرا کشتند و هیچ جوابی هم که نمیدند اما من ناامید نمی شوم از درگاه خدا، مگر نگفته خون بی گناه دامان قاتلش را می گیرد؟ خب من هم نشسته ام تا آن روز که ببینم چگونه خون بچه بی گناه من بر کمر قاتلش میزند.

گلوله اشتباهی خورده!

حسام حنیفه

نیز یکی دیگر از جانباختگان روز 25 خرداد 88 است. نادر حنیفه، پدر حسام تنها به گفتن این بسنده میکند که «هیچ پاسخی ندادند هی رفتیم و آمدیم آخرش هم هیچ نگفتند که قاتل پسرم کیست ما هم واگذار کردیم به خدا. فردا هم می رویم سر مزار پسرم. یکبار گفتند گلوله اتفاقی به حسام خورده ما هم هر چه گفتیم خب همین قاتلی که اتفاقی گلوله اش به حسام خورده را معرفی کنید دیگر هیچ جوابی به ما ندادند.

لباس هایش را نیز ندادند

سهراب اعرابی

دیگر جوانی است که روز 25 بهمن ناپدید شد و پس از روزها سرگردانی، پیکر بی جان او تحویل خانواده اش شد.

سهیل، برادر سهراب اعرابی به «روز» می گوید : «بعد از دو سال هنوز هیچ گونه اطلاعی درباره وضعیت سهراب به ما نداده اند حتی وسایل سهراب از جمله موبایل، لباس ها و انگشتر او را به ما برنگردانده اند، هنوز هیچ گونه توضیحی نداده اند که سهراب کجا تیر خورده کدام بیمارستان بوده و… «

او سپس خطاب به قاتل برادرش می گوید: تنها میخواهم به قاتلی که سهراب را هدف قرار داد و کسانی که باعث شدند چنین اتفاقاتی بیفتد بگویم چطور توانستید؟ چرا و به چه علتی کشتید؟ فقط دلیلش را به ما بگویید؛ سهراب به چه علتی و کجا تیر خورد؟

سهیل اعرابی می افزاید: اگر در مملکت ما قانون هست چرا باید یک جوانی به این راحتی در خیابان تیر بخورد و هیچ مسئولی هم جوابگو نباشد.

او درباره مراسم دومین سالگرد جان باختن برادرش نیز می گوید: من آلمان هستم و اینجا مراسمی خواهیم داشت اما در ایران میدانم که مادرم روز 22 تیر که روز خاکسپاری سهراب است مراسم خواهد گرفت.

قاتل معرفی نمی شود خانواده ها تحت فشارند

کیانوش آسا، رامین رمضانی، مصطفی غنیان، مسعود خسروی دوست محمد و محرم چگینی دیگر جانباختگان 25 خرداد 88 هستند.

مصطفی غنیان شب 25 خرداد در حالی در آغوش پدرش جان باخت که در حال گفتن الله اکبر بر بالای پشت بام مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود.

رامین رمضانی اما سرباز وظیفه ای بود که در دوران مرخصی و در مقابل پایگاه بسیج مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت. زهرا رمضانی، مادر رامین رمضانی پیش از این به «روز» گفته بود که آخرین و اولین پاسخی که به ما دادند یکی بوده. فقط گفتند نمی دانیم چه کسی زده و قاتل شناسایی نشده است.در اصل هیچ چیزی را به گردن نمی گیرند. قصد رسیدگی هم ندارند اما ما پی گیری خواهیم کرد.

نه تنها قاتل رامین رمضانی معرفی نشد بلکه پدر او در بهشت زهرا و بر مزار فرزندش بازداشت شد و اکنون با قرار وثیقه آزاد است.

محرم چگینی در مقابل پایگاه بسیج مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته است. برادر او به «روز» گفته که «در نهایت فقط دیه می دهند و دست ما جایی بند نیست».

علی چگینی افزوده بود:» به وکیل ما گفته بودند پرونده گم شده است. بعد از آن هم هیچ جوابی به ما نداده اند و نمیدانیم اصلا پرونده چه شد. پدرم برای پی گیری رفت به او گفتند فوقش دیه می دهیم. پدرم اعتراض کرده و گفته بود که قاتل را معرفی کنید اما گفته بودند قاتلی شناسایی نشده و فوقش دیه می گیرید و چیزی دست شما را نمی گیرد».

کیانوش آسا، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود که 25 خرداد سال گذشته و در جریان اعتراضات مردمی، بر اثر اصابت گلوله باخت. قاتل او نیز هرگز معرفی نشد و در مقابل خانواده اش به شدت تحت فشار قرار گرفتند. برادرش دو بار بازداشت شد و مادر و برادر این جان باخته 25 خرداد به «روز» گفتند که لباس شخصی ها آنها را راحت نمی گذارند.

مراسم دومین سالگرد او نیز روز پنجشنبه بر مزار او برگزار خواهد شد.

مسعود خسروی دوست محمد نیز روز 25 خرداد بر اثر اصابت گلوله جان باخت و پرونده شکایت خانواده او نیز به نتیجه ای نرسیده است.مهدی کرمی، فاطمه رجب پور، سروربرومند، ناصر امیر نژاد و حسین طهماسبی از دیگر جان باختگان حوادث ۲۵ خرداد ۸۸ هستند.

نویسنده فرشته قاضی

Advertisements
Posted in: اجتماعي