جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته غرق می شود اما چه بر سر ایران ما خواهد آمد

Posted on 30 ژوئیه 2011

3


چه بر سر ایران ما خواهد آمد؟

۱-    جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته در حال غرق شدن است! این از خبر خوب. اما…

۲-    ایران هم ممکن است تجزیه شود! این خبر بد!

۳-    چه باید کرد؟

۱-جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته غرق خواهد شد؟

سی و دو سال سوء  مدیریت،  فساد مالی و اخلاقی، دشمنی با ایران و ایرانی ، غارت منابع نفت و گاز کشور و سایر منابع و ثروتهای طبیعی بهمراه فرار نیروهای متفکر و خلاق ایرانی به خارج دست بدست هم داده و امروز جمهوری اسلامی را با معضلات زیر روبرو گردانیده است:

   الف: کشور بیش از هر زمان دیگر وابسته به صادرات نفت وگاز گردیده به نحویکه بیش از ۸۵%   درآمد خارجی کشور از ایندو منبع و محصولات وابسته به آن تامین می گردد. (۱).

  ب: در ازای صادرات نفت و گاز و سایر منابع طبیعی مبلغی حدود ۵۷ میلیارد دلار درآمد ارزی در سال ۱۳۸۹ بدست آمده و مبلغی حدود ۵۸ میلیارد دلار واردات انواع کالا ( عمدتا کالاهای مصرفی و مواد غذایی ) صورت گرفته که میزان وابستگی شدید کشور به درآمد نفتی و نابودی صنایع داخلی را مشخصتر می سازد. (۲)

 توضیح: تا زمانیکه نظام حاکم توان تولید،  صدور و فروش نفت (نفت بمثابه موتور محرکه  اقتصاد کشور) را داشته باشد و تا زمانیکه یک بازار مصرفی ۶۰ تا ۸۰ میلیاردی برای فروش محصولات بنجل و مصرفی بروی کلان سرمایه داران باز باشد جمهوری اسلامی با روش سرکوب در داخل و باج دهی در خارج می تواند به عمر خود بیافزاید. اما…

 ج: منبع اصلی درآمد رژیم بخطر افتاده: بر اثر درگیریهای جناح های داخل رژیم پاره ای از رازهای مگو رژیم به بیرون سرایت کرده که از جمله مهمترین آن کاهش مداوم و روزانه ۱۰۰۰ بشکه نفت از توان تولید صنعت بشدت مستهلک شده و تحت تاثیرتحریم نفت ایران است! چندی پیش خبرگزاری انلاین نیوز که در خدمت جناح ولی فقیه است در حمله به جناح احمدی نژاد گزارشی از دروغپردازیهای مسئولین حوزه استخراج شرکت نفت ارائه داده  و پرده از راز بزرگی برداشت. در این گزارش بوضوح اعلام شد که گزارش کاهش تنها ۶۵ هزار بشکه در سال از توان استخراج نفت که توسط مسئولین وزارت نفت عنوان شده بود در اصل دروغ بوده و با دستکاری در آمار تولید توانسته بودند کاهش استخراج سیصد وشصت هزار بشکه ای در سال که از سال ۱۳۸۶ گریبانگیر  رژیم گردیده  را به ۶۵ هزار بشکه در سال به طور نمایشی کاهش دهند! (۳) انلاین

ر: ظرفیت اسمی یا حداکثر توان تولید نفت در پالایشگاه های کشور ۴٫۱ میلیون بشکه می باشد اما امروز میزان واقعی تولید به ۳٫۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. از این میزان حدود ۱٫۳ میلیون بشکه به  مصرف داخلی   رسیده و ۲٫۲ میلیون بشکه در روز صادر می شود. (همان) حال اگر حتی روند رو به رشد مصرف داخلی را بعلت قطع یارانه ها و افزایش بهای سوخت ثابت فرض کنیم و تنها همان میزان کاهش روزانه ۱۰۰۰ بشکه از چرخه تولید و یا ۳۶۰,۰۰۰ بشکه در سال را در نظر بگیریم جمهوری اسلامی تا حدود پنج سال دیگر نفتی برای صدور نخواهد داشت و در نتیجه یکی از بزرگترین منابع درآمدی خود را از دست خواهد داد. که معنای آن فرو رفتن در ورطه نابودی خواهد بود. (۴)

 د: راه حل این معضل چیست؟ یعنی به عقل مسئولین جمهوری اسلامی نمی رسد؟

راه حل دارد و به عقل آنها هم می رسد اما رفتن به سمت آن باعث همین درگیری های درون نظام شده که شاهدش هستیم. اجازه بدهید راه حل را از زبان مسئولین نظام بشنویم: آقای هادی نژاد حسینیان معاون سابق وزارت نفت واز چهره های پشت پرده نظام در مصاحبه ای در تاریخ  دهم بهمن ۱۳۸۸ به روزنامه اعتماد می گوید:

“”-پیشنهاد شما به عنوان یکی از مدیران ارشد سابق وزارت نفت در این زمینه چیست؟

به نظر من اگر سیاست ها بر همین روند افزایش خصومت بین ایران و ۱«۵ تداوم یابد و در نتیجه تحریم های موجود حفظ یا تشدید شوند، دولت باید سیاست خود در اجرای پروژه ها را بر مبنای حمایت، تقویت و به کارگیری نیروهای داخلی قرار دهد. در پنج سال گذشته چون سیاست دولت امریکا مبتنی بر جلوگیری از سرمایه گذاری شرکت های خارجی در صنعت نفت ایران بوده لذا سیاست ایران مبتنی بر حمایت از سرمایه گذاری شرکت های خارجی در ایران بوده است. از طرفی چون شرکت های معتبر بین المللی نیز به دلیل تحریم امریکا و همچنین مشکلاتی که در کار با ایران دارند استقبالی از کار در ایران نمی کنند لذا وزارت نفت بدون توجه دقیق به صلاحیت و توانمندی شرکت های خارجی و برای نشان دادن شکست سیاست تحریم، از هر شرکتی که حاضر به امضای تفاهمنامه یی با نفت شود، استقبال می کند. تفاهمات کلی نیز همانند قراردادهای نهایی شده به اطلاع عموم رسانده می شود. شرکت های خارجی چون واقعیات را می دانند عکس العملی نشان نمی دهند ولی دولت این طور وانمود می کرد که پروژه ها مشکلی ندارند. به هر حال آنچه برای کشور مهم است اجرای پروژه هاست. قوت قلب ساختگی دادن به مردم، وقتی پروژه ها خوابیده اند تا کی می تواند تداوم داشته باشد؟ وقتی شرکت های خارجی حاضر به کار در ایران نیستند توفیقی اجباری پیش آمده تا آنهایی هم که اعتقادی به توانمندی نیروهای داخلی ندارند مجبور شوند راه را برای فعالیت آنها باز کنند. من اعتقاد کامل دارم که اگر مشکلات نیروهای داخلی حل شود و همه مسوولان به اینکه «اگر بخواهیم، می توانیم» اعتقاد پیدا کنند، آن وقت این طلسم نیز شکسته خواهد شد. ضمن اینکه نیروهای داخلی توان اجرای اکثریت قریب به اتفاق پروژه های نفتی را دارند و اگر در مواردی هم به کمک خارجی نیاز باشد، آنها می توانند با آزادی بیشتری برای تامین آن راه حل پیدا کنند.

-آقای دکتر با این روند سرمایه گذاری، تا چند سال دیگر ایران درآمدهای حاصل از صدور نفت خام خواهد داشت؟

سه سال پیش مطالعاتی در این زمینه انجام شد که نشان داد اگر روال تولید و مصرف نفت و فرآورده های نفتی به همان منوال تداوم یابد حداکثر تا ۱۰ سال از آن باید زمان ما نفت خام برای صادرات خواهیم داشت و بعد از آن بایدکل نفت تولیدی به مصرف داخل برسد. (۵) آفتاب     

خلاصه نظر ایشان این است که باید تحریمها برداشته شود و سپس با استفاده از سرمایه گذاریهای خارجی (که میزان آن بین سیصد تا پانصد میلیارد دلار ظرف پنج سال تخمین زده می شود) به بازسازی صنعت فرسوده و در حال اضمحلال نفت کشور پرداخت.  که البته بنظر نگارنده هم درست است. اما اجازه دهید امکان عملی شدن آن را هم بررسی کنیم:

چرا کشور های غربی ایران را تحریم کرده اند؟ عمدتا بدلیل حرکت نظام حاکم بر ایران به سمت تولید بمب اتمی (دلایل جانبی و از نظر آنها کم اهمیتری هم مثل حقوق بشر در ایران مطرح شده است). چرا نظام به آن سمت می رود؟ همه جناح های درون نظام طالب بمب اتمی به هر قیمتی نیستند. این تنها ولی فقیه نظام و شرکایش هستند که الگوی نظام حاکم بر کره شمالی را ایده آل ترین نظام برای خود و اطرافیانش یافته و قصد دارند (شاید بهتر است بگوییم قصد داشتند) تا ایران را به بدیل آن تبدیل نماید. پس در خواست غرب برای توقف پروسه تولید بمب اتمی بمعنای برباد رفتن آرزوهای علی خامنه ای و شرکا ست که بسیار بعید است که از جانب خامنه ای کنار گذاشته شود. اما…

دیده ایم که علی خامنه ای برای حفظ قدرت خود (که با زرنگی آنرا نظام می نامد) از هیچکاری رویگردان نیست! دیداه یم که دوست پنجاه ساله خود یعنی رفسنجانی را چگونه توسط احمدی نژاد (که دست پرورده خامنه ای بود) سکه یک پول کرد و دستور داد تا چاقو کشان درگاه ولی فقیه حتی به زن و بچه او در قبرستان تهاجم نموده و فحشهای ولایتی نثار

آبا ء و اجداد او کنند. و یا در مقابل کشتار مسلمانان در چین و روسیه خود را به ندیدن و نشنیدن بزند. لذا فرض کنیم که خامنه ای بر اثر فشار های داخلی و خارجی دست به عقب نشینی زده و از فکر دسترسی به بمب اتمی منصرف گردد. حال باید دید آیا کشور های غربی حاضرند مبلغی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار در کشوری سرمایه گذاری کنند که هیچ اطمینانی نه به مسئولینش دارند (بارها با رژیم معاملات پشت پرده کرده اند و هر بار رو دست خورده اند یا جناح دیگری در درون نظام معامله را بر هم زده)  و نه به آینده نظام حاکم بر آن کشور؟ خواست حداقلی غربی ها برای آغاز هر نوع “معامله بزرگ” یک کاسه بودن نظام حاکم و اطمینان از موقعیت طرف مذاکره کننده است. مثلا نمی دانند که وزیر امور خارجه ای که از طرف نظام و جهت مذاکره معرفی شده آیا تا پایان آن مذاکرات هم وزیر باقی خواهد ماند یا خیر؟ و یا رئیس جمهور فعلی فردا هم رئیس جمهور است یا سر از زندان در میآورد؟ لذا پول و سرمایه زمانی در اختیار صنعت نفت قرار می گیرد که رژیم حاکم در ایران دارای ثبات باشد. امری که با توجه به بافت هزار لایه و مافیا گونه نظام غیر ممکن است. توجه فرمایید که گفته شد غیر ممکن است. در همین چهارچوب و با درک این ضرورت بود که احمدی نژاد سعی کرد تا با مقصر جلوه دادن آخوندها و بخصوص خامنه ای در رابطه با اوضاع نابسامان داخلی ظرف سی سال گذشته و با پخش کردن پول بین اقشار مختلف و حقه بازیهایی مثل “مکتب ایرانی” و اظهار ارادت به تاریخ ایران باستان به کسب یک حداقل پایگاه اجتماعی در داخل دست یافته و در خارج از کشور هم با استفاده از لابیهای وابسته به رژیم سعی درایجاد یک تصویر ایده آل از خود بعنوان فردی پر قدرت و مردمی نموده تا با انجام “معامله بزرگ” بدون هماهنگی با ولی امر واز بالای سر او، خود و جناحش را به غربیها بقبولاند. امری که البته  ناتمام ماند و پس از شروع درگیریها با خامنه ای حتی باعث تشدید تردید غربیها در هر نوع معامله با رژیم در شرایط موجود شد. لذا می بینیم که برای این رژیم راه برون رفتی وجود ندارد!

۱-    ایران ممکن است تجزیه شود؟

در تاریخ کم نبوده اند ملتها و کشور های بزرگی که یکشبه از صفحه جغرافیا محو شده اند. نمونه اخیر آن کشور بزرگ و قدرتمند یوگسلاوی است که در حال حاضر به چندین کشور کوچکتر تجزیه گردیده است. علت اصلی تجزیه کشور ها سستی و اختلافات ابلهانه و عدم بلوغ نسلی بوده که قادر به درک موقعیت ویژه کشورش نگردیده و با “بی عملی” سرنوشت کشور را یا به دیکتاتور و یا به قدرتهای خارجی سپرده و تنها  یک نظاره گر غرغرو باقی مانده. البته پس از آنکه سرنوشت کشور بدلیل بی عملی  و سستی آنها توسط “انگلسیا” رقم خورده ظفرمندانه از درک خارق العاده سیاسی خود گفته که “دیدید گفتم تا خارجی ها نخواهند هیچ چیز در اینکشور تغییر نمی کند”. هرگز بفکرشان   نرسیده که در مقابل سستی و بی عملی ما حتما دیگران عمل می کنند و بجای ما (آدمهای نابالغ) تصمیم می گیرند. این ناشی از قدرت خارجیها نیست بلکه از ضعف ماست!

گفته شد که راه برون رفتی برای رژیم (حتی اگر بخواهد و مثلا دست به اصلاحات سطحی بزند) وجود ندارد بلکه دایره روزبروز تنگتر می شود. غرب هم نمی تواند شاهد ایرانی باشد که قادر نیست نفت مورد نیاز صنایع غرب را (نفت برای غرب بمثابه خون در رگهای انسان است. قیمتش آنچنان مهم نیست که دسترسی به آن مهم است) بموقع و به اندازه نقشی که به اوسپرده اند تامین نماید. ضمن آنکه رژیم در حال حاضر به سمت اتمی شدن هم میرود و به احتمال فراوان از فردای دسترسی به بمب اتمی و بدلیل دسترسی به تنگه هرمز (که بیش از سی ونه درصد نفت جهان از آن عبور می کند) تبدیل به یک باج گیر قویتر از کره شمالی خواهد شد (طرحی که خامنه ای و شرکا دارند). پس چه باقی می ماند؟

یا مردم ایران این رژیم را برانداخته و رزیمی دموکراتیک و عقلایی بر سر کار می آورند…

یا غربیها متوجه سستی، بی عملی و نابالغ بودن ما شده و طرحی مطابق با منافع جهان غرب و سرمایه داری جهانی را در ایران پیاده می کنند.

طرح غربیها از دو حال خارج نیست: یا افرادی  خودی را بعنوان ناجی کشور علم می کنند همانطوریکه در افغانستان با کارزای و در عراق از طریق علوی و مالکی کردند، و یا دست به تجزیه کشوری بزرگ زده و از آن چند کشور کوچک ضعیف و گوش بفرمان می سازند.

۲-    چه باید کرد؟

کسانی که درد میهن دارند باید بدانند که در بزنگاه تاریخ قرارداریم. بحث و سخن و افشاگری و…به اندازه کافی صورت گرفته اما حالا موقع عمل است. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

قرار نیست ۷۵ میلیون ایرانی که عمدتا تحت تاثیر فرهنگ انفعال و بی عملی قرار دارند یک شبه  فرهیخته شده به خیابانها بریزند و هوشمندانه رژیم را بر انداخته و نظام جدید دمکراتیکی را بنا نهند . این اتفاق نخواهد افتاد.

اما هستند شیر زنان و شیر مردان ایرانی که موقعیت خطیر کنونی را درک کرده و از آن مهمتر آماده کنشگری و حتی جانفشانی در راه آزادی میهن و مردمشان می باشند. نعدادشان هر چقدر هم کم باشد (حتی اگر در کل ایران ۱۰ هزار نفر هم باشند) برای براندازی این رژیم پوسیده و فاسد کافی است. چرا که همان ۱۰ هزار نفر اگر با سازماندهی و داشتن آموزش وارد صحنه خالی شو ند و بمانند، باعث خواهند شد دیگران هم جرات یافته و به ایشان بپیوندند. در مصر حضور دائمی و البته سازمان یافته ده ها هزار نفر در میدان التحریر باعث پیوستن اکثریت خاموش گردید و در نهایت سرنوشت ۸۰ میلیون مصری توسط یک اقلیت بسیار کوچک اما سازمان یافته و جان بر کف تغییر یافت. در قرقیزستان هم همینطور و در مراکش هم.

پس رمز کار در سازماندهی یک نیروی کوچک است.

دکتر بیژن افتخاری

Advertisements
Posted in: اجتماعي