پاسخی به موسوی و دوستانش (پیرامون قتل عام زندانیان دهه60)

Posted on 3 اوت 2011

0


در این مقاله قصد دارم پاسخی به ادعای موسوی مبنی بر دست نداشتن وی در قتل عام ها بدهم ، به دلیل این که یک برادرم و دیگر رفقایم در سال ۶۷ در زندان اعدام شدند و یک برادرم در سال ۶۷ در اسلام آباد غرب دستگیر و اعدام شد و خودم و ۲ برادر دیگرم در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشتیم ( از مسائل پیرامون این عملیات خبر دارم ) و به دلیل وظیفه مبارزاتی . میخواهم این فرزند خلف خمینی را افشا کنم .

قبل از آن که به خود مطلب بپردازم ، لازم میدانم ،پیرامون دلایل انتشار گفته های ایشان بپردازم .

۱- چرا در یک سال قبل ایشان این حرف ها را زده و حالا انتشار پیدا میکند !؟ چون اخیرا فاش شد که در سال ۱۹۸۸ موسوی با تلویزیون اتریش مصاحبه کرده و گفته ، زندانیان قصد شورش داشتند ( بعدا به شورش ادعایی ایشان میپردازم ) ما باید این فتنه را سرکوب میکردیم و در این مورد رحمی نداریم ! و دوستان ایشان متوجه شدند و باید فکری به حال چهره ایشان بکنند و این داستان را ساختند ولی من فرض میگیرم که گفته های ایشان هست و به آن میپردازم .

۲- همواره در این ۲ سال ، ایشان میگفت من از این قتل عام ها بی خبر بودم ولی حالا که مدرکی رو شده ، مجبور هست پاسخی دجال گرانه بدهد . ضمن این که ایشان چرا در ۲۳ سال گذشته حرفی نزد و حالا که با پسر خاله های دیروزش اختلاف پیدا کرده و مجبور شده در مقابل سوالات مردم و برای فریب مردم تا حدودی حرف بزند آنهم برای در بردن خودش و خمینی و حتی خامنه ای و در کل در بردن رژیم جمهوری اسلام از سرنگونی .

۳- ایشان نمیخواستند این حرف ها عمومی بیان شود ، حالا چرا دوستان ایشان به دستور این آقا توجه نمیکنند و حرفهای خصوصی وی را بیان عمومی میکنند ، نیز قابل توجه هست .

۴- چرا هر کس از این رژیم بیرون انداخته میشود ، نه تنها خود را مبرا از آن جنایت ها میداند و میگوید من بی خبر بودم ، بلکه خمینی و خامنه ای را نیز میخواهند بی تقصیر جلوه دهند ؟ چیزی نیست ، جز ترس از سرنگونی .

اما واقعیت چیست ؟

۱- ایشان میگوید در دهه ۶۰ ما ۲ مرحله اعدام دسته جمی داشتیم ! یکی مربوط به سران رژیم سابق و یکی در سال ۶۷ ! در حالی که در سال ۶۰ از ۳۰ خرداد تا اردیبهست ۶۱ ، تقریبا هفته ای ۲ تا ۳ بار اعدام های دسته جمی ۱۰ تا ۴۰۰ نفره را که تازه در روزنامه های خودشان نوشته میشد را شاهد بودیم ، حتی اسامی خیلی از آنها را نمیدانستند و فقط عکس آنها را در روزنامه چاپ میکردند و از خانواده آنها میخواستند که بیایند و جنازه را تحویل بگیرند ! چرا ایشان این قتل عام ها را به حساب نمیاورد ؟ دلیلش این هست که ۸ ماه از آن تاریخ را ، ایشان نخست وزیر بودند و نمیتوانند مثل سال ۶۷ بگویند بی خبر بودم ( چون اخبار آن در روزنامه ها درج میشد )

۲- ایشان گفتند ، سران قوا بی خبر بودند ولی در جای دیگر میگوید در همان دوران ما جلسه داشتیم و همه سران مخالف آن اعدام ها بودند و حتی خامنه ای به مخالفت پرداخت . حتی خامنه ای را میخواهد در ببرد

۴- ایشان میگوید ما بی خبر بودیم ولی در جای دیگر میگوید ، آقای احسان نراقی در لیست اعدام بود و ما تلاش کردیم وی را نجات دهیم ! شما که بی خبر بودی !

۵- ایشان میگوید ما بی خبر بودیم و در جای دیگر میگوید به ما اجازه ورود به این مطلب را نمیدادند ! ( پس ایشان خبر داشته ، ولی اجازه دخالت نداشته ) خوب چه کسی به شما سران قوا اجازه دخالت نمیداد ؟ کسی غیر از خمینی میتواند باشد که شما وی را امام خود میدانی .

۶- ایشان میگویند ما خبر نداشتیم و وقتی فهمیدیم تلاش کردیم و جلوی آن را گرفتیم ! آن هیئت ، تمامی زندانیان را در دادگاههای ۲ دقیقه ای تعیین تکلیف کرده بود و کسی بلاتکلیف نماند دروغگو .

۷- ایشان حتی حاضر نیست اسامی آن هیئت را بگوید ( چون پای خودش هم گیر هست )

۸- میگوید آقای ری شهری چیزی به ما نگفت ! در حالی که نماینده وزیر ( پور محمدی ) در آن هیئت بود ، خوب تو چه نخست وزیری بودی که وزیر تو این مطلب مهم را به تو نگفته ! که البته دروغ میگویی .

۹-میگوید زندانیان قصد شورش داشتند ! مجاهدین در آن عملیات ، حتی به نیروهایی که از کشورهای دیگر به عراق آوردند ، نگفتند که عملیاتی در کار هست و وقتی به عراق میرسیدند ، خبردار میشدند . و خود موسوی هم میگوید ما در این عملیات غافلگیر شده بودیم ، پس چطور زندانیان فهمیدند و قصد شورش داشتند !؟

۱۰-فرض بگیریم که قصد شورش داشتند ( که دروغ هست ) در کدام قانون کسی را برای کاری که انجام نداده اعدام میکنند !؟

۱۱- گفته که خمینی هیئتی برای رسیدگی به این شورش تعیین کرد و دستور قتل عام نداده بود و کج فحمیها و کج سلیقگی ها و سو رفتارها ، عامل این قتل عام بود ! خمینی در حکمی که صادر کرد ( موجود هست ) نوشت ، آنان که بر سر نفاق هستند را بکشید .

۱۲-گفته ، خلع منتظری برای مخالفت ایشان با قتل عام ها نبود ! در حالیکه بار ها منتظری گفت که در این رابطه با خمینی اختلاف پیدا کرده .

۱۳- در اینجا قصد ندارم از مجاهدین دفاع کنم . ولی موسوی میگوید اگر مقاومت مردم منطقه نبود ، کار تمام بود ! واقعیتی که من دیدم ، حتی یک نفر از مردم عادی با ما نجنگید و بر عکس خیلی از آنها با ما همراه شدند و تعدادی جان خودشان را از دست دادند . نیروی اصلی که در شب اول عملیات در تنگه چهار زبر جلوی ما بود ، نیروی ۹ بدر سپاه ( نیروهای عراقی بودند )

۱۴- ایشان میگوید الان نمیشود در رابطه با آن سالها صحبت کرد و شاید روزی بشود به آن پرداخت ! چون میدانی اگر به این مطلب پرداخته شود ، کسی یا حسین – میر حسین نخواهد گفت و تمامیت رژیمت را به زیر خواهند کشید .

در پایان امیدوارم توانسته باشم ، دست این شیاد را برای عزیزان ، رو کرده باشیم و دور نیست که رژیم اسلامی را به زیر بکشیم و در دادگاه عادلانه ، همین جانیان به جنایت های خود اعتراف کنند .

موفق و پیروز باشید

رضا آزموده

نوشته آقای آزموده در شرایطی بازتاب می یابد که آقای موسوی خود نیز در چنگال مافیای ولی فقیه گرفتار شده است و تاوان همسوئی با برخی از مطالبات جنبش ملت ایران را می پردازد. ستمگریها،جنایات، توحش و خلافکاری های اسلامیون به موسوی و مدافعان جمهوری اسلامی محدود نمی شود و افکار همه آنانکه پرچم ارتجاعی اسلام سیاسی را برافراشته اند بوی تعفن می دهد.بیداری ملی ایرانیان در مراحل نهائی گسست از هر نوع حکومت دینی است و دیگر اسلام بعنوان ابزار تحمیق توده ها، لااقل در ایران کارائی خود را از دست داده است.

Advertisements
Posted in: اجتماعي