بازگشت خفاش به آغوش شب: مصلحی ناجی احمدی نژاد می شود!

Posted on 27 سپتامبر 2011

0


1- ماجرای آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد وارد مرحله ای شده است که تداعی کنندۀ داستان دیو و دلبر است. احمدی نژاد که یک سال پیش توسط مشایی تبدیل به موجود کریهی شده بود که جز به چشیدن طعم عشق واقعی طلسمش گشوده نمی شد. اینک بعد از شش ماه زندانی کردن پدر (خامنه ای) و دختر (مصلحی) یکدل نه صد دل عاشق مصلحی شده و طلسم مشایی شکسته است.

2- هرچند سرطان و سیاست با هم قاطی کردند که چاوز ونزوئلایی هم نتواند یا نخواهد «برادرم پیش من می آید» بشود. و رییس جمهوری اسلامی نتواند تلخ ترین سفر نیویورکی اش در شیرین ترین سفر حاتم بخشی به رفقایش را بسرخی پیراهن «رفیق هوگو» تسکین بدهد؛ اما صحرای موریتانی و تنها رییس جمهور تحت تعقیب دادگاه بین المللی به اتهام سبک جنایت بر علیه بشریت در صحرای سودان حاضر بودند که علاوه بر تأمین سوخت طیارۀ معجزۀ هزارۀ سوم؛ او را به بارگاه ملت های فقر و فلاکت خود میهمان کنند. و کردند. تا احمدی نژاد افسرده تر و دژم تر از آخرین مصاحبه اش با رسانه ها در نیویورک وارد تهران نشود. اما نه گمانم که این مهمانی های در پاویون فرودگاه ها هم توانسته باشد احمدی نژاد را از آنچه در تهران در انتظارش است آسوده کرده باشد.

3- در یک سو این رقیبان بی رحم اصولگرایش هستند که بالاخره توانستند چشمۀ فیض را بیابند و با چشم پوشی بر سهمی که خودشان هم از این خزانۀ غیب برداشت می کردند در صدد کور کردن این گنج پنهان بر آیند. می دانیم که از هنگام رو شدن دست احمدی نژاد در برتری طلبی بر کل الیگارشی روحانی؛ همۀ اصولگرایان از پول های کلانی خبر می دادند که در شهرستان ها و مناطق دور افتاده صرف تجهیز و خرید رأی پیشاپیش انتخاباتی جریان انحرافی می شود. ولی هیچکدام اراده و مصلحت دادن آدرس این گنج را نداشتند. فقط کلی ناله و نق بود با عنوان «هزینه های کلان از بیت المال» ولی چگونگی و از کجایش را مشخص نمی کردند. یا نمی دانستند. زیرا که آنان چشمۀ بودجۀ «شورای ایرانیان خارج از کشور» را با تیز هوشی در بودجۀ 90 کور کرده بودند. و بودجه های فرهنگی گل و گشاد سال 89 را هم به قید و بند کشیده بودند. و در این حالت رییس جمهور بغیر از بودجۀ محدودی که بصورت سری در اختیار دارد منبعی دیگر نداشت که چنین گشاد بازیهایی را پاسخ بدهد. پس پول کلان چطور در این چرخۀ انحرافی جریان می یافت.

4- اما بالاخره اصولگرایان سنتی بتوافق رسیدند که از خیر کثیر گروه سرمایه گذاری امیر منصور آریا در پرداخت های زیر میزی بخودشان بگذرند و موضوع اختلاس نجومی سه هزار میلیارد تومانی را نیمه علنی بکنند. و کردند. و احمدی نژاد را وارد فازی از دورۀ ریاست جمهوریش بکنند که مسلمان نشنود کافر نبیند. و کردند. البته این تنها کور شدن چشمۀ فیض 3 میلیارد دلاری امیر خسروی  نیست که احمدی نژاد از دست داده است. و مطابق ضرب المثل سنگ و پای لنگ، احمدی نژاد دشمنان به صف ایستاده و قسم خوردۀ دیگری را هم در نوبت ضربه می بیند که مهمترین آن ها علی مطهری است و سماجتش برای طرح سؤال از رییس جمهور.

5- در چنین حالتی باز هم این شب (خامنه ای) است که حاضر شده خفاش (احمدی نژاد) نادم و ناتوان از پرنده شدن را مجدداً پوشش «خفاش مجبور از آویختن بدامان شب است» بدهد. و طرفه اینکه عامل اعلان این پناه دهی خامنه ای به احمدی نژاد هم همان دلبری (مصلحی) است که روزی در این نزدیکی دیو (احمدی نژاد) او را حبس کرده بود. حیدر مصلحی با تدقیق پدرش خامنه ای فهمیده که دیوید کامرون طراح و بازگویندۀ سیاست روز غرب در رابطه با جمهوری اسلامی تزلزل های زیگزاگی گوردون براون کارگر را نخواهد داشت؛ لذا یک کشور (ایران) را به جنگ یک رسانه (بی بی سی) فرستاده است. و چون چشم آبی ها را دور از دسترس همارۀ تاریخ شیر فهم است برای انتقام؛ سبعیتش را بر سر چند فیلم ساز مستند متمرکز کرده تا با پررنگ کردن خطر بالقوۀ خارجی، شرایط را چنان بحرانی و امنیتی نشان بدهد که بتواند علامت بفرستد که فضای سیاسی نمی تواند کمترین تنشی را هم دوام بیاورد تا چه رسد به مسایل ملی و کلانی چون رسیدگی شفاف به اختلاس 3 میلیارد دلاری یا سؤال و استیضاح از رییس جمهور! این چنین است که دیو (احمدی نژاد) عاشق دلبر (مصلحی) می شود و با پدر دلبر ( خامنه ای) بخوبی و خوشی هرگونه آفتابی را منکر خواهند شد. مثل مرگ ستاره های آسمان ایران در نا آرامی های بعد از انتخابات مهندسی شدۀ دو سال پیش! یا…هو

برگرفته از دلقک ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي