معضل ایران تنها با تغییر دیکتاتوری به یک نظام دمکرات حل می شود

Posted on 30 نوامبر 2011

0


سپردن اداره امور مملکت به کسانی که صلاحیت و دانش کافی ندارند مانند آن است که هدایت یک اتوبوس پر از مسافر را به راننده‌ای بدون گواهینامه و ناشی بسپارند. طبعاً این راننده ناشی اتوبوس را سرانجام به دره خواهد انداخت و موجب قربانی شدن مسافران و از بین رفتن وسیله نقلیه خواهد شد. درست مانند واقعه‌ای که در کشور ما رخ داد. در پی یک انقلاب که با شعار حقوق بشر روی داد سرانجام اداره امور کشور به کسانی سپرده شد که نه تنها صلاحیت و دانش کافی از نظر سیاسی و اقتصادی نداشتند بلکه اساساً به سعادت و پیشرفت ایران و ایرانی هیچ اهمیتی نمی‌دادند و آنچه برایشان اهمیت داشت این بود که قدرت حکومتی خود را روز به روز گسترش دهند و با استفاده از امکانات و ظرفیت‌های ایران، انقلاب اسلامی خود را به سایر کشورهای منطقه هم صادر کنند و رژیمی مانند رژیم ولایت فقیه در این کشورها برقرار سازند. بدین ترتیب از همان ابتدا دست به اقداماتی زدند که جز زیان و خسارت برای ایران نتیجه‌ای در بر نداشت. برخلاف اصول و موازین بین‌المللی، سفارتخانه آمریکا را اشغال و 52 دیپلمات آمریکایی را برای 444 روز به گروگان گرفتند و خصومت با آمریکا را آغاز کردند که هنوز هم ادامه دارد و از این بابت زیان‌های هنگفتی متوجه ایران شده است. حکومت ایران بهرحال مجبور شد گروگانها را آزاد کند و آمریکا نیز از محل 14 میلیارد دلار ذخائری که ایران در این کشور داشت غرامت‌های خود را تأمین کرد و پس از آن نیز بابت انواع اقدامات خلاف قانون جمهوری اسلامی، مبالغ کلانی را از این ذخائر برداشت کرده که دیگر چیزی از آن باقی نمانده است.

از طرف دیگر آیت‌الله خمینی با این تصور نا درست که به زودی می‌تواند صدام حسین را هم از قدرت ساقط کند و با تسلط بر عراق قدرت مطلقه خود را توسعه دهد، با تحریک شیعیان عراق علیه حکومت صدام، بهانه لازم را برای حمله به ایران به دیکتاتور بغداد داد و صدام نیز با این محاسبه که به سبب فروپاشی ارتش ایران و اعدام فرماندهان و ژنرال‌ها به آسانی ایران را شکست خواهد داد و دست کم خوزستان را از آن خود خواهد کرد، جنگی را آغاز کرد که هشت سال طول کشید و صدها هزار کشته و بیش از یک میلیون معلول و زخمی به جای گذاشت. ایران و عراق هر دو از این جنگ متضرر شدند و ویرانه‌هایی از این جنگ باقی ماند که هنوز هم ترمیم نشده است. امّا درا ین میان کشورهای غربی و حتی اسرائیل با فروش سلاح و مهمات و ابزار جنگی به دو طرف میلیاردها دلار درآمد به دست آوردند. از طرف دیگر صدام حسین هم که راننده ناشی دیگری بود با حمله به کویت موجبات تهاجم غربی‌ها را فراهم کرد و جالب آنکه باز هم سود و منفعت این جنگ نصیب غربی‌ها شد به گونه‌ای که هنوز هم عراق دارد غرامت حمله صدام به کویت را می‌دهد و در همین حال آمریکا و متحدانش بابت حمله به عراق و سرنگون کردن صدام حسین و برقراری امنیت در آن کشور مبالغ هنگفتی را نیز از دولت کنونی عراق بابت هزینه‌های جنگ دریافت می‌کنند.

اکنون بار دیگر زمزمه حمله نظامی به ایران برخاسته است. جمهوری اسلامی به خلاف چهار قطعنامه شورای امنیت که به صراحت خواستار توقف غنی‌سازی اورانیوم شده، طی این سال‌ها به اقدمات هسته‌ای خود ادامه داده و در عین حال به بازرسان آژانس اتمی نیز اجازه نداده است تا از سایت‌های اتمی ایران بازدید نمایند و مقامات ایران نیز از دادن اطلاعات لازم به آژانس و شفاف سازی فعالیت‌های اتمی خودداری کرده‌‌اند. حتی از سال گذشته که وجود یک نیروگاه اتمی دیگر در «فوردو» در نزدیکی قم کشف شد، جمهوری اسلامی که وجود آن را از آژانس اتمی مخفی نگاه داشته بود، نه تنها حاضر به همکاری با جامعه بین‌المللی نشد و اجازه بازرسی از این نیروگاه را نداد بلکه بر میزان فعالیت‌های خود افزود و غنی‌سازی اورانیوم را به حد 20 درصد افزایش داد.

علاوه بر این طبق گزارش جدید «یوکیا آمانو» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی مراحل ویژه‌ای از تولید بمب هسته‌ای را پشت سر گذاشته و از جمله چاشنی‌های ویژه بمب را آزمایش کرده است. پیش از این، آژانس همواره تاکید می‌کرد که به علت کمبود اطلاعات نمی‌تواند ماهیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تائید کند ولی در گزارش اخیر مدیرکل آژانس برای نخستین بار صراحتاً ذکر شده که جمهوری اسلامی به سوی تولید بمب هسته‌ای حرکت می‌کند.

شورای حکام آژانس روز جمعه با 32 رای موافق، دو رای مخالف و یک رأی ممتنع اقدامات ایران را مورد نکوهش قرار داد و از جمهوری اسلامی خواست تا ماه مارس آینده اطلاعات کافی را در اختیار آژانس بگذارد.

انتشار گزارش آمانو در خصوص تولید بمب هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی بیش از همه موجب نگرانی اسرائیل شد. مقامات رژیم ایران بارها تهدید کرده‌اند که اسرائیل را نابود خواهند کرد، لذا طبیعی است که گزارش مدیرکل آژانس رهبران اسرائیل را نگران کند. شیمون پرز تهدید کرد که اسرائیل نیروگاههای اتمی ایران را مورد حمله قرار خواهد داد و در همین حال طبق گزارش‌ها بنیامین نتانیاهو و ایهود باراک نخست وزیر و وزیر دفاع این کشور در صدد جلب موافقت اعضاء کابینه برای انجام این حمله هستند.

رهبران آمریکا با انجام چنین حمله‌ای مخالفت کرده‌اند و «لئون پانه‌تا» وزیر دفاع ایالات متحده اظهار داشته که چنین حمله‌ای آثار زیان بار و پیش بینی نشده‌ای به جای خواهد گذاشت، و نیز مقامات ارشد در دولت بریتانیا و فرانسه هم با انجام چنین حمله‌ای مخالف هستند، و بر این اساس احتمال اندکی وجود دارد که اسرائیل بدون موافقت و همکاری کشورهای غربی دست به چنین تهاجمی بزند. امّا با همه این احوال نمی‌توان مطمئن بود که حمله‌ای رخ نخواهد داد و جنگی تازه به راه نخواهد افتاد. بسیاری از جنگ‌ها در مواقعی رخ داده که هیچکس پیش‌بینی آن را نمی‌کرده است و اکنون هم سؤال این است که اگر چنین حمله‌ای از سوی اسرائیل انجام شود چه خواهد شد؟

در همین حال شاهد دو تحول دیگر نیز هستیم. از یک سو علاوه بر پرونده هسته‌ای که در شورای حکام آژانس اتمی مطرح شده، عربستان سعودی درباره طرح توطئه ترور سفیر این کشور در آمریکا توسط نیروی قدس سپاه پاسداران، به مجمع عمومی شکایت برد و این مجمع روز جمعه قطعنامه‌ای را در محکومیت توطئه ترور به تصویب رساند و از ایران خواست در مورد روشن شدن ابعاد و جزئیات این توطئه با کشورهایی که قصد محاکمه و مجازات طراحان و عاملان این طرح را دارند همکاری کند. بدین ترتیب پرونده دیگری نیز بر علیه جمهوری اسلامی گشوده شد و از سوی دیگر شورای حقوق بشر سازمان ملل پرونده دیگری را علیه رژیم اسلامی و مقامات آن در دست تهیه دارد.

به موازات این پرونده سازی‌ها که احتمال برخورد نظامی با جمهوری اسلامی را افزایش می‌دهد، گزارش‌ها حکایت از آن دارد که ایالات متحده تجهیزات نظامی تازه‌ای را برای مقابله با خطرات احتمالی ایران در اختیار کشورهای همسایه مانند امارات متحده عربی و بحرین قرار داده و در همین حال پایگاههای نظامی خود در کشورهای حوزه خلیج فارس را توسعه بخشیده و تقویت کرده است. در این حال گرچه مقامات آمریکا مخالفت خود را با تهاجم نظامی اعلام کرده‌اند ولی در عین حال یادآور شده‌اند که برای بازداشتن ایران از تولید سلاح اتمی، همه گزینه‌ها و از جمله گزینه نظامی روی میز است. بدین ترتیب خطر حمله نظامی را نمی‌توان به طور کلی منتفی دانست.

از آن سو آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مقامات جمهوری اسلامی نیز سرگرم حملات لفظی و رجزخوانی علیه اسرائیل و آمریکا هستند. خامنه‌ای گفته است جمهوری اسلامی هر گونه تهاجمی را با مشت پولادین پاسخ خواهد داد. احمدی‌نژاد از سقوط قریب‌الوقوع سرمایه‌داری و لیبرالیسم و فروپاشی آمریکا و محو دولت اسرائیل سخن می‌گوید و سرلشکر حسن فیروزآبادی رئیس ستاد نیروهای مسلح هشدار می‌دهد که اگر حمله‌ای به ایران صورت گیرد چنان پاسخی داده خواهد شد که به زودی اثری از آمریکا و اسرائیل در روی کره زمین باقی نخواهد ماند.

به رغم این همه معضلات که دامنگیر رژیم ولایت فقیه شده و در عین حال که اختلافات میان خامنه‌ای و احمدی‌نژاد از یک سو و نزاع میان نهادهای حکومتی (دولت و مجلس و قوه قضائیه) از سوی دیگر به شدت بالا گرفته و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی هم به سبب سرکوب گسترده مردم از میان رفته، علی خامنه‌ای درصدد افزودن بر میزان قدرت خویش است و قصد دارد قدرت دیکتاتوری را به طور مطلق در قبضه خود بگیرد. خامنه‌ای اخیراً پیشنهاد کرده است که به جای آنکه رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب شود، پارلمان وظیفه انتخاب رئیس جمهور را به عهده گیرد و شخص مناسب را به عنوان رئیس جمهور تعیین کند. ظاهراً این پیشنهاد به معنای آن است که رئیس جمهوری با رأی غیرمستقیم مردم انتخاب شود بدین ترتیب که مردم نمایندگان مجلس را انتخاب کنند و نمایندگان که منتخب مردم هستند رئیس جمهوری را برگزینند. این روند در بعضی کشورها هم جریان دارد و از نظر تئوریک اشکالی به آن وارد نیست. امّا در نظام جمهوری اسلامی چون همه نمایندگان پیشاپیش باید توسط شورای نگهبان (منصوب رهبر رژیم) دست چین شوند، لذا نمایندگان مجلس در واقع افرادی هستند که توسط رهبر تعیین شده‌اند و بدون اذن و اجازه او (چنانکه در این سال‌ها دیده‌ایم) هیچ اقدامی انجام نمی‌دهند. بنابراین در واقع با این طرح پیشنهادی، قصد خامنه‌ای این است که رئیس جمهوری را خود منصوب کند.

در این هیاهو و غوغائی که برخاسته، متأسفانه بخشی از هموطنان نیز که هم از نظر اقتصادی تحت فشار هستند و به مذلت افتاده‌اند و هم زیر سرکوب دائم و بگیر و ببند و زندان و شکنجه، هستند، از وضع موجود به ستوه آمده‌اند وحتی حاضرند حمله نظامی هم رخ بدهد ولی لااقل از شر این حکومت آزاد شوند. این هموطنان همزبان با مهدی اخوان ـ م امید فریاد بر می‌آورند که:

کاوه‌ای پیدا نخواهد شد امید

کاشکی اسکندری پیدا شود

امّا با تمام معضلاتی که وجود دارد باید به آمریکا و سایر قدرت‌های غربی این واقعیت را تفهیم کرد که چاره معضل ایران، حمله نظامی و جنگ نیست. به فرض که حمله‌ای به نیروگاههای اتمی ایران صورت گیرد و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را فلج کند. این فقط موجب خواهد شد که اسرائیل و کشورهای غربی از نگرانی تهدیدهای اتمی ایران خلاص شوند. ولی آیا معضلاتی که در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی وجود دارد منحصر به مسأله اتمی است؟

تا آن جا که سابقه سی و دو ساله نشان می‌‌دهد، سه معضل اساسی بجز مسأله اتمی در ارتباط با رژیم اسلامی وجود دارد. جمهوری اسلامی علناً و صراحتاً از گروههای تروریستی نظیر حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و گروههای دیگر از نظر مالی و لجستیکی و تسلیحاتی و آموزشی حمایت می‌کند و امنیت و ثبات را در لبنان، عراق، فلسطین و دیگر کشورها به خطر می‌اندازد. از سوی دیگر رژیم ایران با صلح اعراب و اسرائیل مخالف است و به طرق مختلف از ایجاد صلح در منطقه جلوگیری می‌کند. حوادث و تحولات چندین ساله در غزه و لبنان و سوریه که غالباً به تحریک جمهوری اسلامی صورت گرفته، صرفاً به انگیزه جلوگیری از صلح انجام شده است. گذشته از این‌ها، جمهوری اسلامی به طور کلی سر ناسازگاری با آمریکا و اصولاً کشورهای غربی دارد و از حادثه آفرینی در این کشورها کوتاهی نمی‌کند که آخرین نمونه آن طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا بود. امّا آنچه از نگاه مردم ایران بیش از همه اهمیت دارد نقض فاحش حقوق بشر و سرکوب خشونت‌آمیز آزادی‌خواهان و مخالفان است.

با حل معضل اتمی ایران، سایر مشکلات بر سر جای خود باقی خواهد ماند و چه بسا که جمهوری اسلامی در صورت وقوع هر گونه حمله به سایت‌های اتمی خود، دیگر اقدمات مخرب خود را افزایش هم بدهد. واقعیت آن است که تنها راه حل معضل ایران تغییر رژیم دیکتاتوری کنونی و مستقر کردن یک نظام دمکراتیک است که در این زمینه در آینده بحث خواهیم کرد.

بهروز بهبودی

Advertisements
Posted in: اجتماعي