تحلیل خطبه های خامنه ای و رمز گشایی از نکات کلیدی!

Posted on 3 فوریه 2012

0


مقدمه:در خود گیرکردگی یکی از آفت های بسیار مهمی است که هر انسان فعال در حوزۀ تحلیل و تفسیر وقایع سیاسی و اجتماعی را تهدید می کند. و آن زمانی است که تحلیلگر خواسته یا ناخواسته از بطن حوادث زمان و مکان موضوع مورد تحلیلش دور می شود و با گیرافتادن در ذهنیت خودش – مربوط به گذشته و شرایط زمانی و مکانی آن – شروع می کند به تکرار خزعبلات تاریخ مصرف گذشته و آن ها را سوار همۀ وقایع تازه هم کرده و توقع قبول و باور مخاطب را نیز انتظار می کشد. این موضوع در مورد من هم که خواسته یا ناخواسته مدت سه سال است بشدت ایزوله و دور از نه تنها بطن واقعی جامعۀ ایران هستم بلکه حتی بغیر از رسانه های مکتوب مجازی فارسی زبان تقریباً به هیچ رسانه ای نیز دسترسی ندارم؛ با ضریب اطمینان بالا صدق می کند. و بدرستی هم گاهی برخی خوانندگان تذکرهای درست و هشیار کننده ای می دهند و مرا از محکم گفتن «این است و بغیر از این نیست» در نوشته هایم زنهار می دهند؛ و گفته های مرا نه تنها بدلیل دوری از جامعۀ در خیابان های ایران و همنفس بودن با آنان و خارج نشینی جدی نمی دانند بلکه اصلاً حرف هیچ کس دیگر را هم که یک گام فیزیکی از جامعۀ ایران دور شده باشد معتبر نمی دانند. بنابراین بعمد مؤکد تصمیم گرفتم که اگر هم کمترین امکانی دارم برای دیدن یا شنیدن صدا و تصویر خطبه های امروز نماز جمعۀ خامنه ای آن ها را نبینم و نشنوم و فقط از روی گزارش های مکتوب منتشر شده در منابع مختلف داخلی و خارجی از این خطبه ها، حرف های خامنه ای را مورد تحلیل و بازکاوی ظاهری، محتوایی و لحنی قرار بدهم. تا اولاً برای خودم و ثانیاً برای شما معلوم شود که من چقدر بجامعۀ بالفعل ایران نزدیک یا دور هستم، و آیا دچار مرض «در خود گیرافتادگی» شده ام یا نه! تا اگر تحلیلم با واقعیت حرف های خامنه ای منطبق بود علت آن را بشما بگویم و اگر چنین نبود دست از این «انتزاعی نگاری» بردارم و عرض خود کم کنم و زحمت شمارا هم نیفزایم. بعبارت دیگر می خواهم معلوم شود که من چقدر تحلیل هایم را برمبنای «پیش داوری ام و آرزوهای خودم» سمت و جهت می دهم و با رفتن – با تصمیم قبلی – به سراغ استحصال نکات مقوم تئوری ذهنی خودم به گفته و عمل دیگران (در اینجا آیت الله خامنه ای) وارد می شوم و یا نه؛ با ذهن بی طرف وارد شده و استدلالم را بر گفته ها و اعمال دیگری (در اینجا آیت الله خامنه ای) سوار و تحلیل بروز می کنم.

1- آیت الله خامنه ای امروز دو فقره خطبه خوانده. اولی بزبان فارسی و در مورد سیاست خارجی و ایدئولوژی؛ و دومی بزبان عربی و در مورد ایدئولوژی و سیاست خارجی. لحن خطبۀ فارسی و اول خامنه ای لحنی بی تفاوت و بدون شور و با تصنعی – قابل فهم نخبگان – در القاء «همه چیز در ایران آرام و عادی» و «همه چیز درجهان بحرانی و غیرعادی» بوده است تا مردم را به ثبات حکومت خود مطمئن و در عین حال به بی ثباتی جهان «غیر از ایران» مطمئن و آرام کند. اگر این خطبه ها را در متن شهرت و تخصص آخوندی خامنه ای بخوانیم است که معنای دوچندان می دهد. زیرا که خامنه ای یک خطیب دینی مبرز است و اولین ویژگی  خطیبی «شورانگیز بودن»خطبه هاست. در حالی که خطبۀ فارسی خامنه ای مطلقاً شور انگیز و تهاجمی و اقتدار خطیب را القاء نمی کرده است و واکنش هواداران انفعال همراه با سکوت و بی تفاوتی باید بوده باشد – در مقایسه با خطبه های شقشقیه ای که معمولاً در سیاست داخلی اغلب و در سیاست خارجی همیشه و مطلق؛ هل من مبارز طلب و تهاجمی بوده است – البته که در خطبۀ عربی بدلیل ترس نداشتن از ذهنیت شنوندگان و بینندگان حاضر در صحنه اولاً؛ و برای اثبات و ارضای تکبر تسلط بزبان عربی داشتن خودش ثانیاً؛ و جنس خطبه که از نوع رجزخوانی مطلق و محبوب خودش بوده ثالثاً؛ لحن خامنه ای شورانگیزتر و تهاجمی تر بوده است، به تحلیل من.

2- همانطور که گفتم خطبه های خامنه ای هردو – چه به فارسی و چه به عربی – یک سمت و سو بیشتر نداشته و ایدئولوژیک و معطوف به سیاست خارجی بوده است. با این تفاوت که در خطبۀ فارسی سیاست خارجی غلبه داشته بر ایدئولوژی، ولی در خطبۀ عربی ایدئولوژی اصل بوده و سیاست خارجی در دنباله اش. اما در خطبۀ داخلی و فارسی ناچار از بیان و فرستادن چند پالس مربوط به سیاست داخلی هم شده است؛ که بنظرم سه یا چهار نکته از آن برجسته آمد که برایتان می نویسم و بقیۀ مطالب راجع به شورای نگهبان و انتخابات و بصیرت و اینگونه مهملات فقط برای کش دادن موضوع تا پرکردن طول یک خطبه بوده است. و اما آن چند تک حرف و تک جمله عبارت بودند از:

الف- خامنه ای در مورد نقاط قوت و دست آوردهای رژیم صحبت کرده و بعد از اینکه خودش هم نتوانسته دست آورد ملموس و قابل نشان دادن عینی پیدا کند متوسل شده به اینکه مقاومت جمهوری اسلامی در مقابل غرب ]با هر هزینه ای هم که انجام شده باشد[ یک دست آورد عظیم و درجه یک بوده است؛ و سپس بلافاصله این جمله را گفته است: «متاسف می شوم که می بینم گزارش های روشن و خوب به مردم داده نمی شود.» – کی باید بدهد و چرایش را هم نگفته در حالیکه همۀ ابزارهای اطلاع رسانی مطلقاً در دست خودش است. – او بلافاصله وارد دست آورد ]دروغ ولی بدلیل انتزاعی بودن و عدم وجود و ممنوع بودن آمارهای پژوهشی در ایران قابل رد کردن استنادی هم نیست [ انتقال ارزش ها به نسل سوم انقلاب شده و با سوء استفاده از کشتۀ دو دانشمند جوان که بدلیل بی لیاقتی دستگاه های اطلاعاتی و ضد جاسوسی خودش و جدی گرفته نشدن حفاظت از جانشان – حتی در دادن یک خود رو محکم تر و مجهزتر بجای لگن پژو 405 – ترور شده اند گفته است: همین دو جوان سی وسی ودوساله که اخیراً ترور شده اند و موج درخواست جوانان برای تحصیل در این موضع نا ایمن بعد از ترور احمدی روشن نشانۀ قطعی است که انقلاب موفق بوده و رویش ها بسیار بیش از ریزش ها بوده است (نقل توضیح مضمون). – البته که من بشما نشان داده ام که رضایی نژاد مطلقاً مذهبی بمفهوم ایدئولوژیک نبوده و احمدی روشن هم با اما و اگرهایی فقط مؤمن بوده است و نه حزب اللهی بتعریف خامنه ای –

ب- اما خامنه ای در دنبالۀ همین فراز از سوار شدن تکنیکی بر خون هدر رفتۀ دوجوان ترور شده؛ نقیض سخن خودش را بیان کرده است. او گفته است که پیشرفت های علمی جمهوری اسلامی و رسیدن برتبۀ 17 در جهان از نظر تولید علم یک «رجزخوانی» نیست بلکه متکی به داده های آماری معتبر مجامع علمی غرب است. معنای این توسل به «رجز نبودن» این بخش از اظهاراتش این است که: «من از ذهنیت غالب جامعه خبر دارم و می دانم که همۀ لاطائلات من و ما را جز در قالب «رجزخوانی» نه قبول دارند و نه باور دارند و نه در حقیقت چنین چیزی صحت دارد. لذا از مردم مخاطب می خواهم که این آمار را شامل همۀ ترهات بیان کرده مان و شعاری مان ندانند و قبول کنند که این یک مورد واقعاً هم اتفاق افتاده و سندش هم معتبر است چون غربی ها آن را منتشر و تأیید کرده اند.»

پ- و سومین نکته اینکه خامنه ای یادش نرفته که از همۀ دزدی ها و اختلاس ها و ریخت و پاش ها و فساد ها و بهم ریختن بازارها و گرانی صد درصد ارز و سکه و صدها گرفتاری و مشکل روز مردم؛ برود بسراغ کینه اش از رقیب دیرینه هاشمی رفسنجانی و بگوید که: «اولین ضعف، گرایش به دنیا طلبی بود. این مساله گریبان بعضی از ما را گرفت و برایمان ثروت تجمل و اشرافی گری از قبح افتاد. وقتی ما این جور شدیم این به مردم سرریز می شود.» خامنه ای در دنبالۀ همین پالس به هاشمی رفسنجانی است که به شاهکار غیر مسئول بودن و دیکتاتور بودن و خدا انگاری خویشتن خویش و خود را معصوم پنداشتن و همۀ مشکلات را بگردن دشمن داخلی و خارجی انداختن و … خوش می رسد و می گوید: «باید اشکالات را پذیرفت و در جهت اصلاح آن برآمد.اگر«اشکالی به وجود می آید رهبری متواضعانه قبول کند.» آوردن کلمۀ متواضعانه – بجای مسئولانه – در پذیرش اشکالات یعنی اینکه: «با اینکه جایگاه رفیع من؛ مسئولیتی را متوجه من نمی کند. و این من نیستم که با تعیین سیاست های کلی نظام و دخالت در هر امر کلی و جزیی و بویژه در پیش گرفتن سیاست خارجی تنش زا و جنگ طلب و … همۀ این اشکالات و ضعف ها و بلاها را برشما مستولی کرده ام؛ اما بدلیل تواضع و فروتنی که ذاتاً فقط من دارم؛ این اشکالات و ضعف ها را تأیید می کنم و دیگرانی که مسئول هستند باید آن ها را برطرف کنند.

4- نتیجه اینکه نماز جمعۀ امروز خامنه ای یکی از مناسکی ترین و «رفع تکلیف کن»ترین و «من هنوز هستم»ترین نمازهای جمعه ای بوده است که خامنه ای برگذار کرده است و منظور نهایی آن هم این بوده است که به توده ها و بویژه به حزب اللهی های جرخورده و نا امید و شقه شقه شده که خودشان هم نمی دانند از چه چیزی و چگونه باید دفاع کنند و لذا همۀ سایت ها و وبلاگ ها و روزنامه هایشان در حالت نیمه تعطیل بسوی تعطیلی است اطمینان بدهد که با وجود بحران خیلی جدی داخل حکومت هنوز می توانند قبلۀ عالم را در وجود او شناسایی کنند و در تعویض جبهه شان بسمت مقابل او عجله نکنند. و الّا که گفته های ایدئولوژیک و جنگ طلب و رجزخوان ایشان نه جدید بوده و نه موضوع تازه ای را شامل بوده است. و از قبل هم همین بود و نه کسی در دخالت های او در منطقه شک داشته و نه از سماجت ولجبازی او در مورد برنامۀ هسته ای و ضدیت با اسرائیل بی خبر بوده است. وبهمین خاطر هم سخنان او مورد استقبال و پوشش هیچ رسانۀ معتبری قرار نگرفته است و سرویس های رسانه ای غرب هم فقط به تک جمله های ضد غربی و تحریک کننده اش اشاره کرده اند که جو افکار عمومی جهان را تازه کنند علیه جمهوری اسلامی. که متأسفانه ما ایرانیان هم گروگان های این جمهوری اسلامی هستیم. و نتیجۀ نهایی برای ما اینکه این نالۀ خامنه ای فقط برای پوشش دادن به بحران داخلی که مشروعیت خودش است بوده و بس. و البته بحران عمیق تر از آن است که حتی نزدیکترین فرد به خامنه ای هم از حرف های بی سر و تهش قانع شده باشد. یا…هو

بر گرفته از دلقک ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي