جنگ مذاهب اسلامی تمامی ندارد اگر ایران آزاد نشود! نگاهی به تاریخ.

Posted on 13 فوریه 2012

0


الف- ببینیم ماجرا چگونه شروع شد:

1- سال 1357 انقلاب مذهبی – و نه لزوماً اسلامی بعنوان یک دین – پیروز شد.

2- انقلاب – اصلاحات رادیکال خمینی در رادیکالیسم نیروهای چپ مذهبی و غیر مذهبی از یک سو، و رادیکالیسم روحایت متحجر شیعه بکارگردانی خامنه ای در حزب جمهوری اسلامی به یک انقلاب تمام عیار مذهبی ضد غرب تبدیل شد.

3- امریکا که گمان می کرد هنگامۀ حکومت های قرون وسطای دینی اعم از اسلام هم سپری شده است؛ بدون اینکه اهمیت زیادی به این بیداری اسلامی بدهد خواست از اسلام سنی در افغانستان بعنوان آلترناتیو استفاده و اتحاد جماهیر شوروی را شکست دهد.

4- امریکا از گروه های جهادی افغانستان حمایت و گروه القاعده را بوجود آورد و کمونیست ها را از افغانستان بیرون کرد.

5- زمان که به اینجا رسید انقلاب اسلامی ایران تثبیت شده بود و با پشت سر گذاشتن یک جنگ 8 ساله نه تنها سقوط نکرده بود بلکه با داعیۀ رهبری جهان اسلام و ایجاد امپریالیسم اسلامی در برابر غرب هم ترکیب شده بود. با این پیام که یک حکومت شیعی بعنوان دارای کمترین پیرو عددی در بین مذاهب عمدۀ اسلامی می خواهد ام القرای اسلامی باشد.

6- اینجا دیگر مذاهب سنی اسلام و در رأسشان مذاهب سلفی و عربستان احساس خطر عمیقی کردند. زیرا که اولاً خودشان و مذهبشان را اصل اسلام می دانستند، و ثانیاً عربستان سرزمین وحی و میراث دار تاریخی دین حضرت محمد امین هم بود.

7- بهمین خاطر برای اینکه اسلام شیعی ایرانی را از تخت سلطنت سرنگون کنند تصمیم گرفتند که با تشکیل یک حکومت خلافت دینی سنی در افغانستان جایگاه بخطر افتاده شان از سوی شیعیان ایران را پس بگیرند.

8- لذا وقتی موضوع کمونیسم افغانی تمام شد؛ القاعده و طالبان تغییر فاز داده و از همراه امریکا به مخالف و دشمن امریکا تبدیل شدند.

9- غرب هنوز هم فاجعۀ در پیش را باور نداشت و لذا گمان کرد که می تواند با چشم بستن بر طالبان در افغانستان اینبار از آنان برای مقابله با ایران استفاده کند. زیرا که گرفته شدن مرکز اسلام از دست حاکمان ایران آنان را در توسعه طلبی خود دچار ناکامی می کرد و فرو می پاشید.

10- اما اینطور نشد و نه تنها تثبیت حکومت طالبان در افغانستان به ضرر جمهوری اسلامی تبدیل نشد بلکه این غرب بود که با فاجعۀ تاریخی انفجار برج های دوقلو در نیویورک ضربۀ بسیار سخت و مرگباری را از اسلام سلفی و سنی دریافت کرد.

11-امریکا هنوز هم متوجه ریشه های بحران که جنگ مذاهب شیعه و سنی بود نشده بود.. لذا دیوانه وار به افغانستان لشکر کشید و در عین حال تصمیم گرفت با ساقط کردن صدام در عراق نمونه ای از جامعۀ لیبرال – دموکرات غربی تولید کند تا ضمن سرمشق دادن بکشورهای دیگر مسلمان منطقه، ایران را هم با همسایگان دموکرات و الگوی غرب محاصره و شکست دهد.

12- این فرمول هم کار نکرد و امریکا نه توانست در عراق و افغانستان جامعۀ مدل درست کند و نه حتی توانست پیشروی ایدئولوژیک اسلام شیعی ایران در جوامع سنی مذهب را بگیرد. کار تا آنجا وخیم شد که رادیکالیسم سلفی مورد پشتیبانی مادی و معنوی عربستان پاکستان را هم فراگرفت.

13- اینکه دیروز در مصر سلفی های «نور» توانستند دومین رأی مصری ها را بدست آورند. اینکه امروز ایمن الظواهری رهبر القاعده از سلفی های سوریه اعلام حمایت و به آنان فتوای جهاد صادر می کند و… همه در این یک گزاره مختصر است که:

ب- همۀ جنگ و جدل های منطقۀ خاورمیانه یک نبرد سخت هویتی است بین مذهب شیعه برهبری سیاسی آیت الله خامنه ای در ایران و مذهب سنی با جلوداری سلفی ها برهبری سیاسی عربستان. این جنگ یک نقطه پایان بیشتر ندارد: «یا رژیم جمهوری اسلامی رسماً و اسماً سقوط کند بطوریکه دیگر داعیۀ رهبری جهان اسلام را نه داشته باشد و نه شعار بدهد. و یا عربستان باید بتواند کشور و کشورهایی از سنی مذهبان با قرائت سلفی را در مقابل ایران علم کند تا بتواند مرکزیت اصلی اسلام را اولاً سنی تعریف کند و ثانیاً خود عربستان را تنها مرجع مسلمانان جهان نگهدارد.

پ- راه حل چیست:
راه حل این است که رژیم ایران بتعریف شیعۀ انقلابی و با داعیۀ رهبری جهان اسلام سقوط یا از محتوای رادیکال خالی شود. تا عربستان و سنی ها و سلفی ها هم بدون ترس – ترس روانی مهمتر از ترس فیزیکی است چون بحث هویت در میان است – از سیطرۀ شیعۀ عجم به توده های عرب پروژۀ «دولت و کشور اسلام سنی» خودشان را رها کنند؛ و دنیای اسلام شروع کند به بازگشت بمدار مدرنیته. بعبارت دیگر این حرف خامنه ای درست است که این انقلاب اسلامی بوده است که دنیا را و مسلمانان را چه مثبت – در تحریک شیعیان و جوانان محروم عرب – و چه منفی – ایجاد نوعی هویت باختگی از سوی رهبران و روحانیان سنی و سلفی و وادار آنان برقابت – به این روز انداخته؛ اما این ادعای او که همۀ این تحولات از جنبۀ ایجابی و بیداری مسلمانان بوده غلط است. راه حل هم مجدداً از سر زمین پاکان ایران می گذرد. به این معنا که اول باید ایران بمدار مدرنیته برگردد تا بتواند اینبار هم الگوی مذاهب سنی و سلفی بشود در گذار از سنت بمدرنیته. زیرا که مذاهب سنی استعداد بسیار کمتری دارند نسبت به شیعه که مستقیم مدرن شوند. لذا ایران شیعۀ مدرن می تواند انرژی های رقابت منفی با ایران را رها کند تا اینبار با رویکرد ایجابی به ایران – مثل زمان شاه – جوامع خودشان را مدرن کنند. و البته بمحض تغییر ماهیت رژیم ایران بسمت المان های مدرن و حاکمان مدرنتر و با رفع مانع و ترس ذهنی عربستان؛ رادیکالیسم اسلامی هم در جهان شروع به افول خواهد کرد و دنیای اسلام یکبار دیگر در راه «پیشرفت و ترقی» بجریان خواهد افتاد. آیا غرب عمق بحران را تا ریشۀ «جنگ هویت مذاهب اسلامی» در یافته؛ و اگر دریافته می خواهد و منافعش ایجاب می کند که آنرا حل کند یا نه! موضوعی است که باید منتظر آیندۀ نزدیک بود. ظاهر قضیه که نشان می دهد غرب هم تا حدودی موضوع را درک کرده و هم می خواهد که نقطه پایانی بگذارد برای این عقب گرد همه جانبه. ولی غرب هم خودش بازیهایی داشته و دارد که عقل ابلیس هم به آن قد نمی دهد. اما آری یا نه در این واقعیت تغییری ایجاد نمی کند که: «راه حل جهان آرامتر جز از ایران با حکومت مدرن نمی گذرد. یا…هو

برگرفته از دلقک ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي