آقای خامنه ای! توهم چیز بدی است

Posted on 22 فوریه 2012

1


هیچ وقت فکر کرده اید چطور شد که یکباره همه علوم و حقایق به شما الهام شد و همه مخالفان تان، نادان و بی‌بصیرت شدند؟

جناب آقای خامنه ای!
خواندم که در ملاقات با گروهی از مردم استان آذربایجان فرمودید » همین حضور پرشور و فراوان در انتخابات مجلس نهم، ضربه سخت دیگری به دشمن خواهد زد.» و گفته اید که در در «هشتصد و پنجاه شهر کشور» راهپیمایی برگزار شده و مدعی شدید: «آنهایی که باید پیام را بگیرند، گرفتند و آنهایی که در مغزهای الکلی و آفت دیده خود، خیالاتی در سر می پروراندند، متوجه شدند که در ایران چه خبر است.» از همه مهم تر اینکه گفته اید: » کسانی که مدعی آزادی اطلاعات و اخبار هستند، اخبار مربوط به این راهپیمایی را سانسور کردند و راهپیمایان میلیونی تهران را هزاران نفر و جمعیت دهها میلیونی کشور در راهپیمایی را صدها هزار نفر عنوان کردند.»

آقای خامنه ای!
یکی از تاثیرات الکل و مواد مخدر این است که افراد را دچار توهم می کند، این خیلی چیز بدی است، اما حتما می دانید که بیماری مهمی وجود دارد که به آن پارانویا می گویند، در این بیماری، فرد اولا دچار » احساس عظمت» می شود و دیگر آنکه احساس می کند همه جهان » دشمن» او هستند، این توهم ممکن است برای کسانی که نه از الکل و نه از مواد مخدر استفاده می کنند هم پیش بیاید، چنانکه می دانید دوستان تاریخی شما یعنی آقای » هیتلر» و » استالین» اتفاقا از مردانی بودند که مطلقا آلودگی به مواد مخدر و الکل نداشتند، ولی پارانوئید بودند و از قضا آدمی مثل چرچیل که طرفدار آزادی و مخالف فاشیسم بود، یک دائم الخمر بود که پارانویا نداشت و کاملا واقع گرا بود. اما من قصد ندارم برای شما در مورد مضرات الکل و مواد مخدر حرف بزنم یا حتی به تحلیل روانی دیکتاتورها بپردازم، فقط می خواهم مواردی ساده را خاطرنشان سازم.
اول اینکه: گفته اید » کسانی که مدعی آزادی اطلاعات و اخبار هستند، راهپیمایان میلیونی تهران را هزاران نفر و جمعیت دهها میلیونی کشور در راهپیمایی را صدها هزار نفر عنوان کردند.» من نمی دانم برچه اساسی گفته اید راهپیمایی تهران میلیونی بود؟ چه شاخصی برای این موضوع وجود دارد؟ مثلا وقتی می گوئید راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال میلیونی بود، این را با شمارش مردم می گوئید؟ یا با مقایسه با جمعیت‌های دیگر؟ یا مثلا با مشاوره با یک کارشناس؟ از کجا چنین توهمی به ذهن تان رسیده است؟ آقای قالیباف و آقای جوانی در مورد دو راهپیمایی که توسط سبزها صورت گرفت برجمعیت دو میلیون و سه میلیون نفر در تهران تاکید کردند. وسعت آن دو راهپیمایی از نظر سطح حضور جمعیت حداقل ده برابر وسعت پهنه جمعیتی بود که روز ۲۲ بهمن حضور داشتند. آیا آقای قالیباف و سردار جوانی که حداقل بخاطر شغل‌شان احتمالا تخصصی در این موارد دارند، ممکن است راست گفته باشند. چطور می شود که در یک فاصله ۱۴ کیلومتری دو میلیون نفر جمع شوند و در یک فاصله دو کیلومتری یک میلیون نفر اجتماع کنند. با این محاسبات لابد جمعیت حاضر در روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۷ در تهران برای استقبال آیت الله خمینی بیست میلیون نفر بودند و در تشییع جنازه ایشان در سال ۶۸ چهل میلیون نفر در خیابان‌های تهران حضور داشتند. اصلا مگر می شود؟ یک قانون ریاضی می گوید بزرگ بزرگتر از کوچک است. فهم این قانون خیلی ساده است، به همین دلیل آن را جزو بدیهیات اولیه به حساب می آورند. یا اصولا بیایید نظر یک ریاضیدان متخصص که از قضای روزگار مذهبی است و طرفدار شما هم هست، در نظر بگیریم. او در مورد جمعیت روز ۲۵ خرداد استدلال کرده بود که جمعیت مذکور » ششصدهزار نفر» بود، نه دو میلیون نفر. تصاویر زمینی و هوایی دو جمعیت ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ و ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ هم موجود است، یک مقایسه چشمی نشان می دهد که جمعیت ۲۲ بهمن امسال حداکثر یک چهارم آن جمعیت بود، با فرض اول( فرضیه همنیجوری) جمعیت ۲۲ بهمن ۵۰۰ هزار نفر و با فرضیه دوم( نظریه آقای ریاضیدان) جمعیت حدود ۱۵۰ هزار نفر می شود. چگونه است که شما جمعیتی در حدود ۱۵۰ هزار یا ۵۰۰ هزار نفر را جمعیت میلیونی می گوئید؟ مگر جمعیت میلیونی جمعیتی نیست که یک میلیون باضافه حداقل یک نفر باشد؟ کدام مغز معتاد به مخدری این آمار را به شما داده است؟ و اصلا مگر شما جمعیت را دیده اید؟ مگر جز منابع تصویری مدرک دیگری موجود است؟ این حرف از کجا ناشی می شود؟
بیایید به واقعیات قابل اتکاء تری برگردیم. بالاترین رای تهران به میزان ۱۷۹۰۰۰۰ رای متعلق به محمدرضا خاتمی از اصلاح طلبان و بالاترین رای یک نامزد هوادار شما در انتخابات که چهار سال بعد انتخاب شد، رای حدادعادل به میزان ۸۵۰۰۰۰ رای بود. یعنی حامیان اصلاح طلبان دوبرابر طرفداران شما در تهران رای آوردند. همین فرض را در مورد طرفداران خود تا قبل از جنبش سبز لحاظ کنید. با توجه به اینکه نه جمعیتی که به خیابان می روند قابل مقایسه با جمعیت رای دهندگان است و نه اصولا جمعیتی که برای شما به خیابان آمد، جمعیتی خودجوش و اختیاری بود. حتما می توانید تفاوت جمعیتی که در راهپیمایی شان( ۲۵ خرداد ۱۳۸۸) هفت نفر کشته می شوند، با جمعیتی که در راهپیمایی تعدادی خانم اجاره‌ای و تعدادی سرباز و عده‌ای با هزاران اتوبوس می آیند را درک کنید. قطعا درک می کنید. نه مغزتان به دلیل مصرف الکل علیل است و نه آدم کم هوشی هستید. با همین فرض بیایید بقیه واقعیت را ببینیم. اگر فرض کنیم در شهر تهران، در شکل واقع بینانه در روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ جمعیتی معادل ۱۵۰ هزار نفر و در شکل خوشبینانه ۵۰۰ هزار نفر شرکت کرده باشند، و جمعیت تهران را ۱۳۴۹۰۰۰۰ نفر فرض کنیم، یعنی جمعیتی معادل یک تا سه درصد جمعیت کل تهران برای مراسم ۲۲ بهمن حاضر شده. با همین تصور، از جمعیت ۷۵ میلیونی کشور، احتمالا بین ۷۵۰ هزار تا ۲میلیون و ۲۵۰ هزار نفر( یک تا سه درصد) می تواند در راهپیمایی شرکت کرده باشد. با توجه به اینکه شما می دانید و واضح و روشن است که جمعیت نمایشی عمدتا در تهران متمرکز بود و این که فرض کنیم دو میلیون نفر در کل کشور برای راهپیمایی ۲۲ بهمن آمده باشند، بسیار خوشبینانه است. البته من واقعا معتقدم که شما بین ده تا پانزده درصد( شما و گروه آقای احمدی نژاد) رای و جمعیت دارید، ولی الزاما این میزان طرفدار نه پای صندوق رای نقد می شوند، و نه به خیابان می آیند. پس بیایید حق بدهید که » کسانی که مدعی آزادی اطلاعات و اخبار هستند، اخبار مربوط به این راهپیمایی را سانسور کردند و راهپیمایان میلیونی تهران را هزاران نفر و جمعیت دهها میلیونی کشور در راهپیمایی را صدها هزار نفر عنوان کردند.» واقعا این افراد که چنین گفتند، حرف درستی زدند. چطور می توانید فرض کنید که دهها میلیون نفر از مردم به راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۰ آمده باشند؟ معنی ریاضی دهها میلیون یعنی بیش از بیست میلیون، چون ده باید تکرار شود، مگر اینکه فرض کرده باشید مثلا هشتاد میلیون نفر از مردم ایران به راهپیمایی آمده باشند که طبیعی است که چنین فرضی نمی تواند درست باشد، چون تعداد راهپیمایان در هیچ صورتی نمی تواند بیش از کل جمعیت کشور باشد. البته ممکن است تعداد رای دهندگان بیش از کل جمعیت باشد، مثلا در دهها حوزه انتخابیه سال ۸۸ اعلام شد که جمعیت رای دهنده بین ۱۰۰ تا ۲۳۰ درصد کل جمعیت حائز شرایط رای دادن بود. البته به این عمل تقلب می گویند و روی کاغذ ممکن است، ولی حتی برای تقلب هم شما نمی توانید مردمی را بسازید و به خیابان بیاورید.

آقای خامنه ای!
شوخی با اعداد یکی از کارهای معمول سیاستمداران و دولتمردان است. شما قبلا در مورد میزان حضور مردم در ۹ دی ۱۳۸۸ به جمعیت ۴۰ میلیون نفری که به خیابان آمدند اشاره کردید. اصولا چنین چیزی نه اینکه اتفاق نیافتاد، بلکه اتفاق افتادنی هم نیست. البته آرزو می توانید بکنید، ولی این آرزو شکل عملی و واقعی به خود نخواهد گرفت. وقتی جمعیت حامی نماینده اول شما در تهران در فلان سال یعنی حدادعادل، ۵ درصد رای تهران را می آورد و نماینده اول اصلاح طلبان بیش از ده درصد رای تهران را می آورد، یعنی احتمالا دوبرابر حامیان شما، مخالف تان وجود دارد، اگر ۴۰ میلیون نفر به دعوت از ولایت روز نهم دی به خیابان آمده، یعنی دوبرابر آن نیامده، یعنی میزان اصلاح طلبان و حامیان شما که توانایی آمدن به خیابان دارند، ۱۲۰ میلیون نفر است، حتما در نظر می گیرید که بیست درصدی از جمعیت هم نباید به خیابان آمده باشند، پس جمعیت ایران ۱۵۰ میلیون نفر است. ولی آقای خامنه‌ای که مغزتان به تصور خودتان علیل نیست، جمعیت ایران ۷۶ میلیون نفر است نه ۱۵۰ میلیون نفر و این یک واقعیت است.

آقای خامنه ای!
یکی از توهمات همیشگی دیکتاتورها، این است که گمان می کنند همه مردم با آنها همراه اند، فکر می کنند که اگر محافظان‌شان با آنان همچون بردگان و دلباختگان رفتار می کنند، مردم هم همین اند. ولی واقعیاتی که پس از سقوط دیکتاتورها رخ می دهد، نشان از آن دارد که چنین نیست.

گفته اید: » «امسال همه تأکید داشتند که حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن در سراسر کشور، نسبت به سالهای قبل، پرشورتر بوده است اما سؤال مهم این است که چرا امسال شاهد چنین حضور با عظمت تری بودیم؟ پاسخ به این سؤال جز به بصیرت بر نمی گردد زیرا ملت امسال احساس کرد که نظام و اسلام به این حضور نیازمند است.» آقای خامنه ای! چه کسی تاکید کرد که راهپیمایی امسال پرشورتر از سالهای قبل است؟ آیا این را فقط از همان پروژه مسخره تبدیل امام به امام مقوایی کشف کردید، یا عقل غیرعلیل تان مستنداتی برای آن داشت؟ آیا بخاطر اینکه دوست دارید فکر می کنید که امسال راهپیمایی پرشورتر بوده است؟ کاری که بعد از دهم دی اتفاق افتاد همان سیاستی است که همه حکومت‌های جائر برای نمایش قدرت می کنند، با وعده و با سازماندهی مردم را به خیابان می کشانند و سعی می کنند آن را بزرگ جلوه دهند. می شود حکایت » خودگوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی» فرض کنیم که اصلا حرف شما درست باشد و مردم به خیابان آمده باشند، چون احساس می کنند نظام به این حضور نیازمند است. یعنی گروهی از مردم خودشان به خیابان آمدند تا از نظام سیاسی دفاع کنند. نظام سیاسی کشور و اسلام به تعبیر شما چیست؟ در دو سال گذشته، حداقل بیش از پنجاه درصد نیروهای نظام، اعم از » حامیان موسوی، کروبی، بسیاری مراجع، بسیاری سرداران سپاه، هاشمی، خاتمی، حتی بسیاری از نیروهای نزدیک به دولت احمدی نژاد و بخش عظیمی از حامیان سابق شما» از بدنه حکومت حذف شدند. بسیاری از دیپلمات ها، مدیران، سیاستمداران، وزرای سابق، نمایندگان سابق مجلس، حتی دوستان سابق خودتان از حکومت کنار گذاشته شدند. و همه به این دلیل که با رفتار شما مخالف بودند. به عبارت دیگر نظام دو سال قبل اگر ۷۰ درصد مطابق میل حضرتعالی بود، نظام فعلی ۹۰ درصد مطابق میل شماست. آیا انطباق مردم با تمایلات شما نشانه بصیرت و روشن بینی است؟ این چه غروری است که یک نفر خود را نشانه خوبی، زیبایی، دانش، فهم، سیاستمداری، جهان بینی درست، حقیقت و دیگر موضوعات بداند؟ نظام سیاسی جمهوری اسلامی از سه سال قبل ضعیف تر و از هفت سال قبل خیلی ضعیف تر شده است. نشانه‌های ظلم و جور در آن آشکارتر شده و تنها چیزی که در آن رشد کرده قدرت شماست. بقول یک اقتصاددان جهانی که برای دیدار از کوبا رفته بود، گفته بود: » تنها چیزی که رشد مداوم خود را در کوبا حفظ کرده ریش فیدل کاسترو است.» این چه بصیرتی است که هر که شما را دوست بدارد یا تسلیم تان باشد، به آن مفتخر می شود و اگر از شما انتقاد کند، حتی مخالفت هم نکند، فقط انتقاد کند، می شود بی‌بصیرت و نادان و کج فهم و مزدور اجانب؟ هیچ وقت فکر کرده اید چطور شد که یکباره همه علوم و حقایق به شما الهام شد و همه مخالفان تان که دوستان و برادران پیشین تان بودند، نادان و بی‌بصیرت شدند؟ آیا فکر کردید کسی که دانشگاه رفته و طلبه بوده و سواد فقهی و دانش اجتماعی‌اش بسیار فراتر از شماست( مثلا شخص آقای خاتمی یا هاشمی یا منتظری) بی‌بصیرت اند؟ اما کسی که تصادفا با اتوبوس از شهریار به تهران می آید و تا زمان بازگشت به خانه نمی داند برای چه به خیابان آمده با بصیرت است؟

جناب آقای خامنه ای!
گفته اید که مردم در انتخابات مجلس نهم » حضوری عظیم و پرشور خواهند داشت.» خودتان می دانید و تمام دوستانی هم که در موسسات نظرسنجی وزارت اطلاعات و بیت رهبری و مرکز تحقیقات استراتژیک و واحد نظرسنجی صدا و سیما آماری که تهیه شده نشان می دهد که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. می دانید که بیش از چهل درصد در بهترین شرایط از مجموع حائزین شرایط در انتخابات شرکت نخواهند کرد و حضور مردم نه تنها پرشور تر از انتخابات ۸۸ بلکه پرشورتر از انتخابات مجلس هشتم هم نخواهد بود. من با شما عهد می کنم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد، دوازدهم اسفند که چند سال دیگر نیست، یوم تبلی السرائر خواهم رسید و رازها آشکار خواهد شد. سازماندهی آرای بسیج حتی اگر به سوی جبهه متحد بازگردد و رای معمول حامیان شما هم وارد محاسبه شود، باز هم آرزوی آرای بالای بیست میلیونی که هیچ، آرزوی رای بالاتر از پانزده میلیون را هم به گور خواهید برد. نفهمیدید و نخواستید بفهمید که جریان اصلاح طلبی و جنبش سبز بدنه اصلی جامعه ایران را تشکیل می دهد و تغییرات اجتماعی ایران، افزایش سطح تحصیلکردگان و دسترسی به اطلاعات آزاد در دوران جناب خاتمی چون بارانی از رحمت، شعور و دانایی را بر سر جامعه ایران باریده است. می بینید که چگونه فرزندان افرادی که زمانی وفادارترین مردان بیت شما بودند، چگونه پدران را به سوی خود می کشند و چگونه نگاهی نو را به جامعه هدیه می کنند. به شما بگویم که وارد بد بازی‌ای شدید. این جا جای شما نیست. حرف مرا روزی خواهید فهمید که پولی برای دادن به این عاشقان سینه چاک ولایت نداشته باشید، تا ببینید که نه شعری برایتان می سرایند و نه از این تعریف و تمجیدها خبری خواهد بود.

آقای خامنه ای!
به نظرم دولت شما روزهای آخر آرامش را بسرعت طی می کند، بعید می دانم بعد از ۱۲ اسفند فرصت زیادی داشته باشد. هرگز از یاد مبرید، و مردم نیز از یاد نخواهند برد که سید علی خامنه ای دیکتاتوری شد که بخاطر تاکید و پافشاری بر اشتباهاتش ایران را و حکومتش را به بدترین شکل به باد داد. فردا دور نیست.

نویسنده ابراهیم نبوی

Advertisements
Posted in: اجتماعي