رضا پهلوی سال (91) را با نمرۀ (19) آغاز کرد. با تبریک به او!

Posted on 25 مارس 2012

0


1- رضا پهلوی حرف درستش را دقیق تر مطرح کرده در آخرین مصاحبۀ سال نودش با نیک آهنگ کوثر. او گفته است که درست است که ایرانیان بدنبال رژیمی دموکراتیک و سکولار هستند بجای جمهوری اسلامی، اما مهم این است که ما بتوانیم جمهوری اسلامی را در یک نماد مشخص و فشرده تعریف بکنیم تا معلوم شود که دعوا بر سر چیست. و الا صرف گفتن مخالفت با یک رژیم که ارکان و اجزاء گسترده ای دارد نمی تواند آدرس دقیقی بدهد به پیروان و هواداران. لذا صلاح و درست این است که ما آیت الله خامنه ای را بعنوان نماد وضعی که ایرانیان مخالفش هستند معرفی و هدف مرحله ای مان را به حذف او از ساختار قدرت سیاسی در ایران متمرکز کنیم. تا هم برای خودمان و هم برای داوری کنندگان بیرونی مشخص باشد که حرف مشخص ما چیست و حداقل بدانیم که چه را و که را نمی خواهیم. بنظرم این حرف دقیقی است و تا اهداف اپوزیسیون به جزئیات قابل معرفی مرحله ای تقلیل و تدقیق نشود صرف مخالفت با جمهوری اسلامی کلیاتی لقلقۀ زبانی است و قدرت ارتقاء به پروژه ای سیاسی را ندارد. رضا پهلوی درست استدلال می کند که اگر ما کل دست اندرکاران حتی در حد الیگارشی روحانی را مورد هجوم و تکفیر و تنفیر قرار بدهیم غیر از یکپارچه سازی رژیم در مقابل تغییرات، فایده ای ندارد، زیرا که همۀ ریز و درشت جمهوری اسلامی احساس خطر و حذف و نا امنی کرده و نه تنها بما نخواهند پیوست بلکه برای نابودی ما تلاش خواهند کرد.

2- از این نظر است که من نمرۀ رضا پهلوی را در تعیین استراتژی مشخص 20 می دانم. طرفه اینکه من حتی به این حس رسیده ام که رضا پهلوی را بیشتر در لباس فعال مدنی و اجتماعی می بینم تا در کسوت یک لیدر سیاسی محض. بسیاری از ایرانیان کم تعداد و نامؤثر و اما بسیار شلوغ و پرسروصدای فضای مجازی و البته با انگیزه های متنوع و متفاوت بیشتر دنبال انگیزه های آدم ها (و در اینجا رضا پهلوی) می گردند تا با بار کردن ذهنیات خویش بجای انگیزه های کنشگران مؤثر (باز در اینجا رضا پهلوی) تلاش های آنان را ناخالص، سیاسی و قدرت طلبانه انگیزه یابی کرده و شروع بمخالفت تا هتک و حذف کنشگر می کنند. در حالیکه من مطمئن هستم که وجه مدنی تلاش های رضا پهلوی برای یک «ایران برای همۀ ایرانیان» حتی بسیار زیاد پررنگ تر است از اتهامی که به او می زنند با عنوان «من می خواهم پادشاه بشوم». بعبارت دیگر چرا دیدن این گزاره در رضا پهلوی که جنس شخصیتش هم از جنس سیاست محض نیست بدرستی دیده و شناخته و معرفی نمی شود:

3- انگیزۀ قوی رضا پهلوی می تواند این هم باشد – و به اعتقاد من هم است – که او می خواهد با استفاده از موقعیت دودمانی خویش در تاریخ معاصر ایران و بعنوان تنها عنصری که صلاحیت و توانایی رهبری اپوزیسیون – اپوزیسیونی که متکی هم باشد بر گرایش تاریخی ذهنیت توده های بستوه آمده اما بدون سازمان – (رژیم اجازۀ هرگونه سازماندهی را منتفی کرده است) ایران را از چنگال اهریمنی هیولایی بنام خامنه ای برهاند. و نه لزوماً برای آیندۀ سیاسی و ترجیح سیاسی خودش بلکه فقط صرف رهایی ایران از این مخمصۀ سی و سه ساله هدف اوست. این خیلی زیاد هدف بزرگ و ارضاء کننده ایست برای یک شخصیت مدنی وطن پرست. رضا پهلوی اگر قادر به چنین عملی شود؛ حتی بدون شرکت در مناسبات قدرت بعد از آزادی هم می تواند بعنوان یک اسطوره وارد تاریخ معاصر ایران شود. مثل پدر بزرگش که با نجات ایران از چنگال سنت واپسگرای قاجار نامی شد و پدرش که خوب یا بد رژیمی مدرن و روزآمد استبدادی – موروثی در همۀ ملل مسلمان تا هم اکنون نیز – را هدایت کرد. رضا پهلوی خیلی زیاد تلاش می کند که خودش را بکشد عقب تر از اصل آزادی ایران و این بسیار مغتنم است برای کسی که می تواند بعنوان مدعی تاج وتخت دودمانش هم در صحنه باشد و او نمی خواهد.

4- بنابر این می خواستم رضا پهلوی اولین شخصیت سال جدید باشد که وارد تالار افتخارات دلقک ایرانی می شود با نمرۀ بیست؛ که خبری سهل انگارانه یک نمرۀ منفی وارد کارنامۀ رضا پهلوی کرد. رادیو فردا گویا یکی از این بازیهای اینترنتی راه انداخته برای تعیین شخصیت سال نود و رضا پهلوی اول شده است. بعد جوانی خبرنگار برداشته تلفن کرده به رضا پهلوی تا مصاحبه ای خودمانی از او بگیرد برای شیرین کردن ذائقۀ هوادارنش. او مثل همۀ خبرنگاران شیطنت کرده و از شغل رضا و ممر در آمدش پرسیده و رضا پهلوی با عدم اهمیت بموضوع گفته کارش مبارزۀ سیاسی است و زندگی اش از سوی دارایی های مادرش اداره می شود. رضا پهلوی سهل انگاری کرده و مستمسکی داده بمخالفانش که از این پاسخ طنز و فکاهه بسازند. البته که کار مخالفان درست است و از هر نقطه ضعفی باید پیراهن عثمان ساخت! اما ساده اندیشی رضا پهلوی مردود است و نشان می دهد که او هنوز ذهن حاضر جواب یک رهبر شش دانگ را تمهید نکرده است. رضا پهلوی بدون توجه به نوع سؤال و نوع سؤال کننده و جدی و شوخی بودن مصاحبه و … باید همیشه پاسخ های کامل بدهد و یا اگر نمی خواهد یا وقت اجازه نمی دهد پاسخ ندهد. بنظر من پاسخ سؤال شغل و درآمد رضا پهلوی باید چنین می بود.

9- من تا سال 1990 جوان و کم تجربه بودم و بعنوان وارث و مدعی تاج و تخت پدرم و از سوی یاران مؤثر باقی مانده از سلطنت پدرم هدایت و حتی تصمیم گیری می شدم. و از سال 1990 هم که خودم رأساً وارد فعالیت از نوع بیشتر مدنی و اجتماعی شدم و تا هم اکنون نیز با شدت و قدرت در این حوزه فعالیت می کنم و این خودش فراتر از یک شغل تمام وقت انرژی و وقت می گیرد. ضمن اینکه شما فراموش نکنید بالاخره من فرزند ارشد پادشاهی هستم که دودمانم مدت 57 سال در ایران حکومت کرده اند و باید اندوخته ای مناسب برای فعالیت هایم داشته باشم. اگر تمایلی به بازکردن بیشتر موضوع داشتید وقت دیگری و فرصت فراختری می طلبد. بنابراین با یک نمرۀ منفی که از همین یک خطا ناشی می شود نمرۀ شروع سال شاهزاده می شود 19 که هارمونی عددی خوبی هم دارد با 91. یا…هو

برگرفته از دلقک ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي