احمدی نژاد به یک دلیل تاکنون نمی رفت و امروز رفت به مجمع تشخیص مصلحت نظام: بی دلیل!

Posted on 22 آوریل 2012

0


1- مجمع تشخیص مصلحت نظام با شرکت محمود احمدی نژاد تشکیل شده است. موضوع بحث سیاست های کلی نظام در زمینه های اجتماعی بوده است. قبول است که خود عنوان «سیاست های کلی نطام» یک برساختۀ بدون مفهوم در فرهنگ سیاسی تاریخ بشر است؛ اما در جمهوری اسلامی واجد حداکثر ارزش هم است اگر رهبر کشور به مصوبات آن وقعی بگذارد و تصویب و اجرا کند. بعبارت روشن تر در حالیکه دین اسلام واجد کمترین استعداد ذاتی در تبدیل از یک «هژمون فرهنگی» به یک «ایدئولوژی حکومتی» نیست. کار ویژۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام برای استحصال همین ایدئولوژی غایب از هژمون حاضر است. بعبارت بازهم دقیق تر یعنی اینکه مجمع تشخیص مصلحت وظیفه دارد که بر مبنای مصلحت حکومت در عصر مدرن احکام اولیه و صلب اسلامی را بشکند و آن ها را در ترکیب با عرف و در زیر عنوان احکام متحدثه و ثانویه قابل سیاست ورزی در دنیای مدرن بکند. لذا بنظر می رسد که مجمع باید مغز فعال و روزآمد کردن اسلام باشد و از منجمد شدن خون حرکت سیاست در هزارتوی «حکومت بسبک حجاز و مدینۀ محمد» جلو بگیرد.

2- در بازی دست کی بالاست این عکس که همراهی هاشمی مسلط و اعتماد بنفس باز یافته؛ و احمدی نژاد قافیه باخته و پناهنده شده به هاشمی؛ و محسن رضایی یاد آور شماتیکی از قدرت مسلح را نشان می دهد بعنوان موافق و در مقابل خیرگی جدی و خشم آلود علی لاریجانی و بی خیالی آخوندانۀ هاشمی شاهرودی را تصویر می کند بعنوان مخالف؛ این برداشت می تواند قرین به صحت باشد که موضوع رأی گیری مربوط به آزادی های نسبی اجتماعی بوده است که هاشمی از روی درایت و کمی ناچاری زمانه و احمدی نژاد از روی لمپنیسم امام زمانی و آقا محسن به نیت آمرزش روح فرزند جوان از دست داده اش دوست دارند خامنه ای از این لجبازی با زمانه اش دست بردارد. در حالیکه علی لاریجانی و هاشمی شاهرودی بنمایندگی هم به وکالت اولی و هم دیانت دومی از حوزۀ سنتی قم رضایتی و رغبتی به باز شدن حوزه های شخصی مردم در حوزۀ عمومی ندارند. و به بسته ماندن حوزۀ اجتماعی ملتزم و وفادارند!

3 – اما در مورد چگونگی بلوک بندی های سیاسی بنظرم باید تا مذاکرات بغداد هم تأمل کرد و بعد از دیدن نتیجۀ آن مذاکرات با 1+5 است که می توان به مقدار عقب نشینی خامنه ای که برابر خواهد بود با میزان پیشروی هاشمی و برعکس پی برد و تحلیل دقیقی کرد از ایران جدید. اگر همانطور که خود حکومتی ها نشان می دهند ماجرا چنان باشد که یکباره پروندۀ هسته ای ایران از روی میز سیاست برچیده شود و برگردد بشرایط عادی در آژانس بین المللی هسته ای؛ معلوم خواهد شد که خامنه ای دست بسیار پائینی خواهد داشت در برابر هاشمی. در اینصورت هاشمی خواهد توانست سیاست های داخلی را هم طبق دکترین خودش مدیریت کند و خامنه ای را در نقش پادشاه مشروطه کم اختیار کند در پشت صحنه. اما اگر مذاکرات بغداد به نتیجۀ نیم بندی برسد که مستلزم دورهای بیشتری از مذاکرات با فاصلۀ زمانی چند ماهه باشد و توافقات قطره چکانی پیش برود؛ در آن صورت است که معلوم خواهد شد هاشمی خیانت کرده و در اوج ضعف خامنه ای وارد بازی شده است برای کم کردن التهاب و نه حل مشکل!

4- در وضعیت دوم هاشمی حداکثر به سوسوی پررنگ تری ارتقاء خواهد یافت اما کماکان اهرم های اصلی و در رو و پشت صحنه در دستان خامنه ای باقی خواهد ماند و دوره ای نزدیک به قبل از خرداد 88 ولی با احمدی نژادی ضعیف تر و کم زورتر باز آرایی خواهد شد تا هم غرب لولۀ تفنگش را از روی شقیقۀ خامنه ای بردارد و هم مردم چیزی عایدشان نشود. و کش خواهند داد تا انتخابات 92 و بیرون کردن مشکل احمدی نژاد غریبه و چموش از ساختار آشنای نان بیار کباب ببر بین اصولگرایان و اصلاح طلبان همیشگی. و بازی را ادمه خواهند داد.

5- البته خود من اعتقاد ندارم که بازسازی ساختار بلاتکلیف ماقبل احمدی نژاد ممکن باشد. زیرا باور دارم که غرب بازی نخواهد خورد و جز به اعتماد کامل بساختار غیر مزاحم سیاسی جمهوری اسلامی عقب نخواهد نشست. و همعرض آن جامعۀ ایران هم دیگر کمترین ظرفیت ادامۀ آن موش و گربه بازی 27 سالۀ قبل از احمدی نژاد را ندارد. مهمترین دلیل حرفم هم این است که آیت الله خامنه ای مشروعیت هم مذهبی و هم سیاسی اش را در بین مردم و بویژه حزب اللهی ها از دست داده و امکان بازیابی مجدد آن را نخواهد داشت. حرف آخر اینکه رفتن احمدی نژاد به مجمع تشخیص مصلحت کمترین نقشه و سیاستی را در پشتش ندارد و احمدی نژاد کاملاً خلع سلاح است از نظر سیاسی؛ و جز به چنگ زدن به برخی حرکات فانتزی مثل جریان مرتضوی قدرتی برای بازی بیشتر ندارد. البته ممکن است در ذهن خودش و نه هیچ کس دیگر – حتی نزدیک ترین حواری اش – فکرهایی کرده باشد و دنبال هدفی باشد اما چون قدرت تأثیر گذاریش بر صحنۀ سیاسی ایران را از دست داده کسی زیاد جدی اش نمی گیرد. لذا بهمان دلیلی رفته به مجمع که بهمان دلیل تاکنون نمی رفته. – یک نشانی سرراست بدهم که دوستداران احمدی نژاد ناراحت نشوند. و آن اینکه احمدی نژاد توبغل هاشمی نشسته بود امروز در حالیکه متعصب ترین بوقش جوانفکر داشت به سایت مشرق می گفت و در روزنامۀ ایران می نوشت که امکان ندارد احمدی به مجمع برود و یا به هاشمی لبیک بگوید و از توطئۀ تیم هاشمی در پروندۀ هسته ای یاد می کرد. –

6- اینک فقط هاشمی و خامنه ای مانده اند در صحنه که با چه مهره هایی و سیاست هایی بازی کنند ادامۀ «تا رهایی از چنگال غرب». منتها هاشمی اینک دست برتر را دارد و اگر نخواهد از این موقعیت طلایی استفاده کند و جمهوری اسلامی را به یک حکومت مسئول تبدیل کند؛ بدون شک منفور تاریخ خواهد شد و خائن به ملت. و بارها گفته ام این روزها که حکومت شدن جمهوری اسلامی هم به سه شرط ابتدایی و اصلی است. مناسبات دوستانه با جهان بویژه غرب هم برای تنش زدایی و هم برای جلب و جذب سرمایه و تکنولوزی جهت راه اندازی چرخ توسعه و پیشرفت و کار و تولید. دوم عفو عمومی گسترده برای اطمینان بخشی به ایرانیان سرمایه دار و فرهیختۀ تبعیدی یا گریخته از ایران برای بازگشت خودشان و سرمایه های مادی و فکری شان. و سوم شکستن جو پلیسی امنیتی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی در حد عرف غالب جامعۀ مدرن و شهری ایران. این یک علامت هم است که اگر هاشمی به این سمت حرکت کرد بفهمیم خادم است و دلسوز و در غیر اینصورت قطعاً خائن است. مگر اینکه همین فردا اعلام کند به تلویح یا تصریح که ما اشتباه کرده ایم و ایشان همان هیچکارۀ دوماه پیش است. و در صورت اخیر برای پزها و عکس ها و لبخندهای این روزهایش هم توجیهی بیاورد. یا…هو

برگفته از دلقک ایرانی

Advertisements
Posted in: اجتماعي