ایرانِ ویرانِ امروز نه به حافظان قرآن، بلکه به آزادی و عدالت نیاز دارد

Posted on 24 آوریل 2012

0


رئیس سازمان تبلیغات اسلامی طی جلسه ای اعلام کرده است که نباید در کشور “بی سواد قرآنی” داشته باشیم و بر ماست تا با یک عزم ملی، تعداد حافظان قرآن در ایران را به ده میلیون نفر برسانیم تا در هر کوی و برزنی، دست کم یک حافظ قرآن حضور داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آخوند سید مهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی تأکید کرده است که ایران کشوری مسلمان است بنابراین اسلام و قرآن باید در زندگانی مردمان ریشه دوانده و جریان داشته باشد. او اعلام داشت که باید از سرمایه و ظرفیت خود مردم، برای تربیت کردن ده میلیون حافظ قرآن استفاده کرد تا با حضور ده میلیون حافظ قرآن، بی سوادی قرآنی در ایران زمین ریشه کن شود.!

آن مُلای بی سواد همچنین تذکر داد که در کشور بسیاری “نخبه های قرآنی” وجود دارند که باید از وجودشان استفاده کرد و بودجه و سرمایه ملی در اختیارشان قرار داد تا بتوانند جلسات قرآنی برگزار کرده و عده بیشتری را جذب دوره های حفظ قرآن نمایند و هر چه سریعتر، ده میلیون ایرانی حافظ قرآن تربیت شده و به آموزش قرآن در سطح کشور بپردازند.!

فرتور یک آگهی دیواری برای فروش کلیه را نشان می دهد. امروزه در هر کوی و برزنی با یکی از این آگهی ها برخورد می کنیم. به راستی ملتی که از سر نداری چوب حراج به کلیه های شان زده اند، به ده میلیون حافظ قرآن نیاز دارند و یا ده میلیون شغل جدید؟

فرتور یک آگهی دیواری برای فروش کلیه را نشان می دهد. امروزه در هر کوی و برزنی با یکی از این آگهی ها برخورد می کنیم. به راستی ملتی که از سر نداری چوب حراج به کلیه های شان زده اند، به ده میلیون حافظ قرآن نیاز دارند و یا ده میلیون شغل جدید؟

در مملکتی که اداره ها و سازمان های حیاتی که در زمینه های علمی، سیاسی، اقتصادی، هنری و فرهنگی فعالیت می کنند، به دلیل نداشتن بودجه کافی دست از کار کشیده و بیکار مانده اند؛ در کشوری که چرخ های صنعتش خوابیده و اقتصاد روزانه اش با تکیه بر واردات اجناس بُنجُل از چین و ماچین می چرخد، نمی توان از هیچ سازمانی، به جز یک تشکیلات مذهبی که به تبلیغ دین می پردازد، انتظار فعالیت داشت.

در ایران ده ها هزار کارگر به دلیل بر شکستگی کارخانه ها و شرکت های محل کارشان، اخراج شده و خانه نشین گشته اند، میلیون ها کودک آواره خیابان ها شده و روزی دست کم دوازده ساعت کار می کنند تا کمک خرج خانواده شان باشند.

هزاران هزار تن از هم میهنان مان به دلیل فشارهای اقتصادی و سختی های زندگی به مواد مخدر روی آورده و زندگانی شان را ویران نموده اند، اما با این حال حکومت نه به فکر یافتن راه چاره ای برای حل مشکلات ایرانیان درمانده، بلکه به فکر گسترش تعداد حافظین قرآن است.

به راستی باید از خودمان بپرسیم ایرانی که لبریز از فقر، فساد، فحشا، تن فروشی و درماندگی است، به عدالت اجتماعی و آزادی نیاز دارد و یا به ده میلیون مُفت خور که از سر بیکاری، بی استعدادی و نبود خلاقیت و نداشتن شعور و هوش کافی برای انجام دادن یک کار سودمند، در خانه نشسته و آیات پوچ و بی معنای قرآن را حفظ کرده اند؟

ایرانی که وجب به وجبش پُر از انسان های گرسنه و درمانده است و پدران و مادران بی شماری، از فرط ناچاری و نداری، کُلیه های شان را به حراج گذاشته اند و دختران و پسران به دلیل نا امیدی و بی آیندگی، از خانه های شان فرار کرده و خود فروشی و دزدی و قاچاق و جنایت پیشه کرده اند، به یک برنامه کارشناسی شده در راستای رهایی تمامی مردمان از چنگال فقر و بینوایی نیاز دارد و نه به ده میلیون آخوند و بچه آخوند که سربار جامعه اند و تنها هنرشان، حفظ آیات ضد انسانی قرآن است.

این کودکان بینوا هم میهنان مان در بندر عباس هستند، این بچه های نازنین ایرانی نه تنها خانه ندارند بلکه در قرن بیست و یکم هنوز به چادر نشینی مشغولند و آن اتاقک چادری که مشاهده می فرمایید خانه و کاشانه ایشان است، حال به راستی این کودکان و هزاران هزار کودک دیگر همچون این بینوایان، به آینده ای روشن و شغل و تحصیل نیازمندند و یا ده میلیون ملای قرآن خوان؟

این کودکان بینوا هم میهنان مان در بندر عباس هستند، این بچه های نازنین ایرانی نه تنها خانه ندارند بلکه در قرن بیست و یکم هنوز به چادر نشینی مشغولند و آن اتاقک چادری که مشاهده می فرمایید خانه و کاشانه ایشان است، حال به راستی این کودکان و هزاران هزار کودک دیگر همچون این بینوایان، به آینده ای روشن و شغل و تحصیل نیازمندند و یا ده میلیون ملای قرآن خوان؟

حال چنانچه مردمان ایران دست و دل از خرافات دینی و ارتباط با روضه خوان ها و آخوند ها شُسته و به خردگرایی روی آورند، اگر ملت ایران کتاب قرآن و دیگر کتاب های دینی مثل نهج البلاغه و رساله و… را کنار گذاشته و کتاب های فلسفی، علمی، هنری، سیاسی و… را به دست بگیرند و بر میزان دانش و آگاهی خود بیافزایند، دیگر هیچگاه یک آخوند بی سواد که شیشه عمرش خرافات و مهملات دینی است، نخواهد توانست که بر آنان حکومت کرده و برای زندگانی شان تصمیم بگیرد

سیروس پارسا – فضول محله

Advertisements
Posted in: اجتماعي