کردار و پندار و گفتار یک ایرانی راستین چگونه باید باشد؟

Posted on 18 مه 2012

0


تنها به دلیل اینکه شخص در ایران به دنیا آمده است، نمی توان او را ایرانی نامید. یک ایرانی راستین دارای ویژگی های اخلاقی خاصی است که در این مقاله به چگونگی آن ویژگی ها پرداخته خواهد شد.
ما نمی توانیم یک فردی را که دروغ می گوید، سر مردم کلاه می گذارد و دزدی می کند، هم میهنانش را می کشد و یا باعث کشته شدن و یا زندانی شدن و شکنجه آن ها می شود و یا به زنان احترام نمی گذراد و حقوق انسانی آنان را محترم نمی شمارد، تنها به دلیل اینکه در ایران زاییده شده است ایرانی بنامیم.

آیا آن بی وجدان بی شرافتی که این دختر زیبا و بی گناه ایرانی را کشت، و یا بسیجیان و پاسدارانی که چون سگانی هار به جان مردم افتادند و جوانان دلاور این سرزمین را کشتند و زدند و شکنجه و زندانی کردند را می توان ایرانی نامید؟ بدون شک آن ها را باید تازی خواند و با خالد ابن ولید مقایسه کرد.

آیا آن بی وجدان بی شرافتی که این دختر زیبا و بی گناه ایرانی را کشت، و یا بسیجیان و پاسدارانی که چون سگانی هار به جان مردم افتادند و جوانان دلاور این سرزمین را کشتند و زدند و شکنجه و زندانی کردند را می توان ایرانی نامید؟ بدون شک آن ها را باید تازی خواند و با خالد ابن ولید مقایسه کرد.

ایرانیان با داشتن فرهنگی غنی و هویت تاریخی درخشان در تمامی جهان بی نظیر هستند و این امر سبب می شود که رفتار و برخورد و منش ایرانیان نیز باید به گونه ای باشد که با آن فرهنگ و تاریخ سنخیت داشته باشد و بشود به کردار ایرانیان نیز افتخار کرد و نه اینکه اخلاقیات زشت و ناپسند ایرانیان در نزد جهانیان از شهرت بیشتری نسبت به تاریخ گوهر بارشان برخوردار باشد.

کردار، گفتار و پندار یک ایرانی راستین چگونه باید باشد؟

نگارنده بر این باور است که یک ایرانی راستین باید با فاکتورهایی که در زیر آمده است هماهنگی و سنخیت داشته باشد:

• یک ایرانی هیچگاه زبان به دشنام و دروغ نمی گشاید چرا که بزرگان تاریخش و چهره های درخشان فرهنگش دروغ و دشنام را از زشت ترین کارها دانسته اند.

• یک ایرانی به تمامی افکار و عقاید و سلیقه ها احترام گذاشته و سخن همگان را خواهد شنید و تنها به این دلیل که شخصی از نظر فکری با او اختلاف نظر دارد او را دشمن خود نخواهد دانست، همانطور که کوروش بزرگ پس از ورود به بابل و تسخیر شهر مردم را در انتخاب پادشاه شان آزاد گذاشت و دگر اندیشانی چون یهودیان را از بندگی و اسارت رهایی بخشید، یک ایرانی راستین نیز به همگان، به چشم انسان و هم نوع می نگرد و بر این باور است که اختلاف نظر ها وتفاوت در دین و مسلک سبب دشمنی میان انسان ها نباید باشد و باید یکدیگر را دوست داشت و به نظرات دیگران احترام گذاشت.

در تصویر شاهد آزاد کردن یهودی ها از بند اسارت و بردگی توسط شاه شاهان کوروش بزرگ هستیم، هر ایرانی باید همانند کوروش بزرگ به آزادگی انسان ها احترام گذاشته و به عقاید و اعتقادات شان را محترم شمارد و به هیچ انسانی آزار نرساند.

در تصویر شاهد آزاد کردن یهودی ها از بند اسارت و بردگی توسط شاه شاهان کوروش بزرگ هستیم، هر ایرانی باید همانند کوروش بزرگ به آزادگی انسان ها احترام گذاشته و به عقاید و اعتقادات شان را محترم شمارد و به هیچ انسانی آزار نرساند.

• یک ایرانی راستین، نام فرزندانش را از میان نام های پر معنا و اصیل پارسی انتخاب می کند و از استفاده کردن از نام های بیگانه برای بچه هایش پرهیز می کند.

• یک ایرانی فرزندانش را از دوران خردسالی با فرهنگ و تاریخ و قهرمانان واقعی میهن شان آشنا کرده و بدان ها می آموزد که آرش و آریو برزن و بابک قهرمان های ملی ما هستند و حسن و حسین و اصغر و علی و اکبر هیچگاه قهرمان و مردم دوست نبوده اند و در حقیقت آن ها دشمنان این آب و خاک بوده اند و هستند و خواهند بود.

• یک ایرانی برای تاریخ و هویت و فرهنگ میهنش ارزش قائل است و برای مطالعه تاریخ کشورش و یافتن حقیقت درباره آنچه که در طی این قرن های متوالی بر وطنش گذشته است وقت گذاشته و کتاب های مهم و ارزشمند را می خواند.

نگارنده برای شروع به خوانندگان کتاب “دو قرن سکوت” نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب را پیشنهاد می کند و بر این باور است که خواندن این کتاب برای هر ایرانی واجب و ضروری است.
البته نباید به یک کتاب بسنده کرد و هر چه بیشتر فرهنگ کتاب خوانی در ایران زنده شود، نسل آینده ایران، پویا تر و دانا تر و درخشان تر خواهند بود.

• یک ایرانی به هم میهنانش در هر کجای دنیا که زندگی می کند عشق می ورزد و در صورت نیاز دست یاری به سویشان دراز می کند و همه ایرانیان را همچون خانواده خود می داند، یک ایرانی راستین هیچگاه تلاش نمی کند تا کلاه بر سر هم وطنش بگذارد و به خاطر مال دنیا، آن رابطه گرانقدر را تیره و تار کند.

• یک ایرانی همواره برای حفظ خاک وطنش جان بر کف است و جلوی هر گونه بیگانه ای، برای محافظت از تمامیت ارضی وطنش، دلاورانه خوهد ایستاد، یک ایرانی واقعی هیچگاه حاضر نیست که یک وجب از خاک میهنش جدا شده و به کشور بیگانه ای متصل شود.

• ایران از اقوام مختلفی چون آذری و لر و بلوچ و کرد، گیلکی و خراسانی  و عرب زبانان جنوب کشور و…تشکیل شده است، یک ایرانی بر این باور است که برای مثال آذربایجان بدون ایران، تهی و پوچ و بی هویت است و ایران بدون آذربایجان بسیار گنگ و بی معناست و نمی توان آن را ایران نامید.

یک ایرانی راستین در راه گسترش اتحاد میان تمام اقوام ایرانی می کوشد و یک ایرانی از هر نقطه ایران که باشد، دیگر هم میهنانش، با هر زبان و لهجه و گویشی که باشند را چون خواهران و برادران تنی خود می داند و هیچگاه لهجه و گویش آنان را مسخره نمی کند.

نقاشی گویای چگونگی حمله تازیان افسار گسیخته به ایران و کتابخانه هایش و بانوان بی گناهش می باشد. بیهقی در کتابش می نویسد پس از حمله اعراب تا شش ماه آب حمام های هرات با کتاب های نویسندگان ایرانی می سوخت. اعراب زنان ایرانی را به عنوان بردگان جنسی خرید و فروش می کردند، ستم هایی که اعراب به فرهنگ و هویت ایرانیان روا داشتند غیر قابل بخشش و فراموش ناشدنی است، حال چگونه یک ایرانی می تواند مسلمان و دنباله رو تازیانی باشد که سرزمینش را ویران کردند؟

نقاشی گویای چگونگی حمله تازیان افسار گسیخته به ایران و کتابخانه هایش و بانوان بی گناهش می باشد. بیهقی در کتابش می نویسد پس از حمله اعراب تا شش ماه آب حمام های هرات با کتاب های نویسندگان ایرانی می سوخت. اعراب زنان ایرانی را به عنوان بردگان جنسی خرید و فروش می کردند، ستم هایی که اعراب به فرهنگ و هویت ایرانیان روا داشتند غیر قابل بخشش و فراموش ناشدنی است، حال چگونه یک ایرانی می تواند مسلمان و دنباله رو تازیانی باشد که سرزمینش را ویران کردند؟

• یک ایرانی راستین با خواندن تاریخ ایران و متوجه شدن واقعیات تلخ حمله تازیان به ایران زمین و دانستن اینکه اعراب چه بلاهایی سر ایران و ایرانی و فرهنگش آوردند، بدین جمله ایمان دارد که: هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی در حقیقت نمی تواند ایرانی باشد. کسی که در ایران مسلمان است، باید بپذیرد که در درجه نخست ایرانی است و به آداب، فرهنگ، تاریخ، و گذشته درخشان ایران احترام می گذارد. اعتقادات و باورهای دینی باید در قلب مردم باشد، و هرگونه مراسم دینی، دور از هرگونه تظاهر، تبلیغ، خودنمایی، و در پشت درب های بسته انجام شود.

اگر مدهب و یا دینی مطرح باشد، بی تردید  نخست دین زردشتی است که باور ودین نیاگان ما می باشد. دیگر از باورهای مدهبی که می تواند مطرح باشد، به ترتیب، یهودیت، و مسیحیت هستند که در بیشتر دوران تاریخ ایران در مردم وجود داشته است. ما به هیچ روی، به اسلامی که با خون و شمشیر در طی ۶ سده این کشور را به خاک و خون کشانده، بیشتر دارایی مملکت را در این دوران تاریخ طولانی گذشته تاراج کرده و در عربستان  تازیان زنباره و شکمباره را پرورانده، و هم اکنون نیز چند طویله آخوند مفتخور و آدم کش را که بلای جان، مال، و ناموس مردمند تربیت می کند، باور نداریم،

برای ایرانی بودن، نیازی به استفاده از گردن بند های بزرگ و آویزان کردن نشان هایی همچون سمبل فراوهر و کوروش و داریوش به گوش و سر و دست و پا نیست، بلکه آن ها همه ظاهر است و یک ایرانی ابتدا باید اخلاق و منش و پندارش را با بزرگان تاریخ و فرهنگش هماهنگ کند و تلاش کند تا گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک به اعمال روزانه اش تبدیل شود و نه فقط استفاده از این جملات در استاتوس های فیس بوکیش.

پ.ن: نگارنده فقط به بخشی از ویژگی های کرداری یک ایرانی که به ذهنش رسیده، در نگاشته اشاره کرده است، بنابراین شما خوانندگان می توانید هر آنچه که می دانید و در این مقاله وجود ندارد را با فضول محله در میان بگذارید.

سیروس پارسا – فضول محله

Advertisements
Posted in: اجتماعي